92/4/24
1:22 عصر

نمی از یم رمضان/6

بدست دست نوشت در دسته رمضان، گفتگو

تاریخ : 1392/4/24 - ساعت : 55 : 12 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه بیست‌ و یکمین نمایشگاه قرآن

نمی از یم رمضان/6- گناه چه علنی بشود و چه نشود نمی‌توان آن را کوچک حساب کنیم، چرا که گناه کوچک با اصرار بر آن تبدیل به یک گناه بزرگ می‌شود/ اگر حد و مرز الهی شکسته شود نتیجه‌اش عذاب فراگیری است که دامن‌گیر مردم می‌شود و تر وخشک را با هم خواهد سوزاند

حجت‌الاسلام محمدامین پورامینی، استاد و پژوهشگر حوزه در مصاحبه با خبرنگار «نسیم»، به شرح دعای ششمین روز ماه مبارک رمضان پرداخته است که در ادامه تقدیم خوانندگان می شود:

بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِیتِکَ، ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ، وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِکَ، بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبین».
خدایا من را وامگذار که در پى نافرمانیت بروم؛ و مرا با تازیانه کیفرت مجازات نکن؛ و از اسباب و عوامل خشمت دورم کن؛ به حق احسان ونعمت‌هایت ای نهایت اشتیاق مشتاقان.

در دعای روز ششم تکیه بر دو جهت است؛ یکی اینکه انسان کاری کند و از خداوند بخواهد که در معرض گناه و معصیت قرار نگیرد؛ بدان معنا که از همان اول دعا کنیم زمینه برای گناه جور نشود چرا که هنگامی که انسان در موقعیت قرار می گیرد حفظ نفس مشکل است . زمینه گناه انسان را در معرض سقوط قرار میدهد واین جا نقش گناه در سقوط انسان روشن می شود.
گناه چه علنی بشود و چه نشود نمی‌توان آن را کوچک حساب کنیم، چرا که گناه کوچک با اصرار بر آن تبدیل به یک گناه بزرگ می‌شود.
در حقیقت باید زمینه های گناه از بین برود؛ در این جا نقش باید ها و نبایدهای دین آشکار می شود. حفظ حدود محرم و نامحرم؛ به عنوان نمونه: جدا سازی سفره های غذا در مهمانی ها، تفکیک جنسیتی در محیطهای آموزشی، دوری از اختلاط، تنها نبودن زن ومرد نا محرم در یک جا، از جمله اموری است که از همان اول باعث می شود که حد و حدود حفظ شود و زمینه گناه پیش نیاید.
جلوه گری زنان در بیرون از خانه و نگاه ناسالم مردان باعث می شود تا حریم محرم و نامحرم رعایت نشود و حرمت و حریم خانواده شکسته بشود و اساس و بنیان خانواده ها در هم شکند. پس از آن جامعه با پدیده افزایش طلاق و کودکان بی سرپرست مواجه می شود.
امام رضا(ع) فرمود: کسی که معصیتی را از ترس خدا ترک کند؛ خداوند در روز قیامت وی را راضی میکند.
حضرت عیسی(ع) خطاب به حواریون خویش فرمود: « کسانی را که اهل معصیت هستند دوست نداشته باشید که اگر این گونه عمل کنید به خدا نزدیک می شوید.بگذارید اینها که اهل معصیت هستند شما را دوست نداشته باشند و این گونه خود را به خدا نزدیک کنید.»
از این رو زمینه گناه را نباید دست کم گرفت، چرا که منجر به ایجاد آسیب های فراوان خانوادگی و اجتماعی می شود؛ بازتابهای منفی اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی به همراه خواهد داشت که به تدریج رشد یافته و دامنگیر فرد و جامعه خواهد شد.
اسلام نگاهی همه سو نگرانه دارد، از سویی به لزوم حجاب برای خانم‌ها تکیه می کند، و از سویی دیگر به مردان دستور می‌دهد که از نامحرمان چشم فرو بندند، از سویی آرایش را برای خانمها در محیط خانه و برای همسر می پسندد واز سویی دیگر به مردان می گوید که مواظب سمت وسوی چشمشان باشند مبادا که تیری زهرآگین از شیطان گردد، است، ولی افسوس که دچار افت فرهنگی شدیم، در آغاز چادر سیاه به چادر توری، وسپس به مانتو مبدل شد، وآن هم به تدریج تنگ وکوتاه وکوتاه تر گردید، بعضاً آرایش خانمها در بیرون خانه عادی شد، حریم محرم ونامحرم شکسته شد، اگر حد و مرز الهی شکسته شود نتیجه اش عذاب فراگیری است که دامن گیر مردم خواهد شد وتر وخشک را با هم خواهد سوزاند.
زمینه گناه، استارت غوطه ور شدن انسان در گرداب سقوط وتباهی است، ودامنه سقوط در زوایای گوناگون زندگی بشری خود را نشان می دهد.
در اقوام گذشته به علت ارتکاب معصیت گاه امتی آن چنان گرفتار عذاب خداوندی می شدند که مسخ شده واز شکل وشمایل بشری خارج شده وسپس بکلی از بین می رفتند، از جمله آن می توان به اصحاب سبت می توان اشاره کرد. خداوند درسوره مبارکه بقره آیه 65- 66 به اصحاب سبت اشاره می کند که به علت نافرمانی به میمون‌ها و بوزینگان تبدیل شدند، می‌فرماید: « وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خاسِئینَ فَجَعَلْناها نَکالاً لِما بَیْنَ یَدَیْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقینَ» و هر آینه [حال‏] کسانى را از شما که در روز شنبه از حدّ بگذشتند دانستید، پس به آنها گفتیم: بوزینگان شوید، و خوار و رانده باشید. پس آن (کیفر) را عبرتى براى حاضران و آیندگان و پندى براى پرهیزگاران کردیم.
اصحاب سبت امتی بودند که به بخاطر نافرمانی ودور زدن قانون به عذاب خداوندی دچار شدند و مسخ شدند و بیشتر از سه روز زنده نماندند و به هلاکت رسیدند. البته این گونه عذاب از امت رسول خدا(ص) که امت مرحومه است برداشته شده است ؛ اما خشم و غضب الهی در قالب های مختلف خودش را نشان می دهد.
همه سعادت و خوشبختی به امکانات مادی محصور نیست؛ ممکن است که کشوری ومردمی از امکانات مادی خوب برخوردار باشند ولی باز سعادتنمد نباشند، در بسیاری از کشورهای غربی زن و شوهر مانند دو کارگر از صبح تا به شب کار می کنند ولی از لذت درک محیط سالم خانواده کم بهره اند. وجود بیماری های نوپدید وصعب العلاج، پدیده روبه گسترش بچه های خیابانی، گسست بنیان خانواده، رخت بربستن آداب واخلاق از جامعه و.. مگر خود عذاب نیست؟ عذاب و خشم خداوند تنها در حوادث باصطلاح غیر طبیعی چون زلزله محدود نمی شود، بلکه گستره آن بسیار وسیع تر است.
بنابراین در این فراز از دعا از خداوند درخواست می کنیم: «اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِیتِکَ، ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ، و زَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِکَ»؛ خدایا من را وامگذار که در پى نافرمانیت بروم ؛ و مرا با تازیانه کیفرت مجازات نکن؛ و از اسباب و عوامل خشمت دورم کن؛
مسخره کردن مردم، خود برتر بینی، مسخره مردم شدن از جمله گناهانی است که موجب نزول بلاء است. مسئله خودبرتربینی موضوع مهمی است. چنان چه در ادعیه می خوانیم:« خدایا مقام وموقعیت که از من پیش مردم نشان مده مگر آنکه به همان اندازه پیش خودم، خودم را پایین بیاوری.»
اگر خداوند یک عزت ظاهری به انسان میدهد که مردم احترام ویژه ای برای وی قائل می شوند این گونه نباشد که سبب سرکشی و طغیان انسان بشود.
در پایان دعا می گوئیم: «بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبین» ؛ به حق احسان ونعمتهایتت ای نهایت اشتیاق مشتاقان، تمام کسانی که مشتاق هستند به سمت و سویی حرکت می کنند و آن نهایت قرب است؛ اما نهایت رغبت زاهدان و اشتیاق مشتاقان این است که به حضرت حق برسند.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=568055



92/4/23
1:58 عصر

نمی از یم رمضان/5

بدست دست نوشت در دسته رمضان، گفتگو

تاریخ : 1392/4/23 - ساعت : 9 : 13 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/5- عبادت تنها خلوت‌گزینی و دوری از مردم نیست بلکه کسی که به گذران زندگی مشغول است و کسب روزی حلال می‌کند نیز در حال عبادت است/ عبادت تنها خم و راست شدن نیست؛ انگیزه و درک در عبادت مهم است؛ امیر مؤمنان(ع) فرمود در عبادتی که تفکر نباشد، خیری نیست

به گزارش «نسیم»، حجت الاسلام محمدامین پورامینی در شرح دعای پنجمین روز ماه رمضان گفت:
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.
خدایا من را در این روز از آمرزش خواهان قرار بده؛ و من را از بندگان شایسته ات که اهل عبادت و پرستش هستند قرار بده و من را از دوستان نزدیکت قرار بده به مهرت ای مهربانترین مهربان ها.
در دعای روز پنجم تکیه بر سه جهت شده است؛ جهت اول مسئله استغفار و طلب آمرزش؛ جهت دوم مسئله بندگی خدا را کردن که این عبودیت بر عمل صالح داشتن و اهل نماز و عبادت بودن استوار است و جهت سوم دوست وولی نزدیک خدا بودن است که به عنوان یک درخواست و دعا مطرح شده است. این سه جهت در دعای روز سوم مطرح است.

«اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ»
استغفار همان طلب آمرزش است؛ به هرترتیب ما انسان هستیم و در معرض گناه، خطا و اشتباه هستیم و خداوند راه بازگشت را در هر لحظه ای برای ما باز کرده است و همواره امید به رحمت و بخشش خدا هست.
خدای تبارک و تعالی در سوره آل عمران آیه 135 از استغفار به عنوان یک ویژگی مثبت یاد می کند و میفرماید:« وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ » و آنان که چون کار زشتى کنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى‏ آورند و براى گناهانشان آمرزش مى ‏خواهند- و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شده‏اند، با آنکه مى‏دانند [که گناه است‏]، پافشارى نمى ‏کنند.
خداوند در سوره مبارکه نساء آیه 110 می فرماید:« وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحیما» و هر کس کار بدى کند، یا بر خویشتن ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.
در روایات فرموده اند که استغفار بهترین و برترین دعا است و تا می توانید استغفار کنید. امام علی(ع) می فرماید:« من تعجب میکنم از کسی که مایوس می شود حال اینکه راه استغفار باز است.» (نهج البلاغه ص456 حکمت 87)
اگر انسان مبتلا به آلودگی گناه شود می تواند توبه کند و با عطر استغفار خودش را خوشبو کند. طلب بخشش از خداوند سبب گشایش در امور و زیادی روزی می شود.
چنانچه در این فراز از دعا آمده است که خدایا من را در امروز از اهل استغفار و آمرزش خواهان قرار بده.»

«واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین»
در فراز بعدی دعا آمده است:« خدایا من را در امروز از بندگان صالحت و بندگان اهل عبادت و پرستش قرار بده»
بندگی مقام بسیار بالایی است تا آنجا که عظمت و بلندی مقام انسان آن است که در مقابل خالق خودش با ذلت و خشوع سر فرود آورد.
در وقت نماز هنگامی که تشهد را قرائت می کنیم اول یاد از عبودیت و بندگی حضرت رسول اکرم(ص) می کنیم سپس از رسالت ایشان نام می بریم؛ در هنگام سلام نماز نیز سخن از بندگان خدا است.
فلسفه آفرینش را باید در موضوع عبادت دید چناچه خداوند در سوره مبارکه ذاریات می فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏» وجن وانس را نیافریدم جز برای آنکه مرا عبادت کنند؛ در حقیقت عبادت است که موجب رشد و تعالی انسان می شود.
رسول خدا(ص) فرمودند: «برترین مردم کسی است که عشق به عبادت داشته باشد و عبادت را در آغوش بگیرد وآن را دوست داشته باشد.» (منتخب میزان الحکمة ص325)
امام حسین (ع) نیز در شب عاشورا مهلت خواستند تا مشغول عبادت باشند و این یعنی عشق به عبادت کردن خدا و نشان از اهمیت دادن به این موضوع است.
در این فراز از دعا گفته شد:« من بنده شایسته و اهل عبادت تو باشم» عبادات مصادیق زیادی دارد. عبادت باید از روی فکر و یقین و درک باشد؛ عبادت تنها خم و راست شدن نیست؛ انگیزه و درک نیز در عبادت بسیار مهم است چرا که امیر مؤمنان (ع) فرمود: عبادتی که در آن تفکر نباشد در آن خیری نیست، نک: تحف العقول ص204).
عبادت تنها خلوت گزینی و دوری از مردم نیست بلکه کسی که به گذران زندگی مشغول است و کسب روزی حلال میکند نیز در حال عبادت کردن پروردگار است. رسول خدا(ص) می فرماید:« عبادت ده جزء است که نه جزء آن در طلب روزی حلال است.» (نک: بحار 103/18)
تمام اعمالی که انسان در طول روز انجام میدهد از قبیل نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادر، نگاه به چهره عالم ؛نگاه به صورت امام بر حق، خوش گمانی به خداوند، تفکر در آسمان و زمین، نرم خویی،بلند سلام کردن و دوستی با اهل بیت نیز عبادت است؛ البته دوستی با اهل بیت در احادیث برترین عبادت معرفی شده است (نک: محاسن برقی 1/ 247). می توان نتیجه گرفت که عبادت گستره بسیار وسیعی دارد.

«واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین
در فراز بعدی دعا می خوانیم:« خدایا من را از جمله اولیاءت و دوستانت قرار بده .» ولی ودوست خدا بودن یک مقام است ولی دوست نزدیک خدا بودن یک مقام بالاتر است. باید همت های عالی داشته باشیم و به کم راضی نباشیم وقتی که دعا می کنیم حد اعلاء را در نظر بگیریم که نه تنها جزو دوستان خدا باشیم بلکه جزو دوستان نزدیک خدا باشیم.
در سوره مبارکه یونس آیه 62 آمده است:« أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏» آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است ونه آنان اندوهگین می شوند، از ویژگی دوستان خداوند آن است که دیگر ترس و غمی ندارند. چرا که در پرتو ولی بودن آرامش به دست می آورند و برای آنان هیچ ترسی نیست.
استرس و اضطراب در زندگی ناشی از همین فاصله گرفتن از دوستی با خدا است؛ امام علی (ع) در خطبه متقین در نهج البلاغه خصوصیاتی برای اولیاء خدا بیان می کنند: آن ها باطن دنیا را میبینند و مردم مشغول ظاهر دنیا هستند. اولیاء الله سرانجام دنیا را می بینند ولی مردم مشغول روزمره هستند.
بنابر این در فراز آخر دعا از خداوند می خواهیم:« ما را از اولیاء نزدیکت قرار بده به حق مهرت ای مهربان ترین مهربانان».

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=567488



92/4/22
1:54 عصر

نمی از یم رمضان/4

بدست دست نوشت در دسته گفتگو، رمضان

تاریخ : 1392/4/22 - ساعت : 27 : 12 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/4- اقامه امر خداوند، حاکمیت یافتن احکام در سطح جامعه است که کمال آن در پرتو حکومت اسلامی میسر است/ اگر شیرینی یاد خدا چشیده شود اوامر الهی در سطح فرد و اجتماع حاکمیت پیدا می‌کند و بروز منکرات کم رنگ خواهد شد واز جامعه رخت برمی‌بندد

حجت‌الاسلام محمدامین پورامینی، استاد و پژوهشگر حوزه در مصاحبه با خبرنگار «نسیم»، به شرح دعای چهارمین روز ماه مبارک رمضان پرداخته است که در ادامه تقدیم خوانندگان می شود:


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.
خدایا نیرومندم نما در این روز به پا داشتن دستور وفرمانت، و بچشان در آن شیرینى یادت ، و وادار مرا در آن براى انجام سپاس‌گذاریت، ونگهدار مرا در این روز به نگاه‌داری و پرده‌پوشى ات، اى بیناترین بینایان.

دعای روز چهارم را علاوه بر کفعمی مرحوم سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال ج 1 ص 257 ذکر کرده است. در دعای روز چهارم تکیه بر چند نکته شده است: اول: اقامه امر، دوم: شیرینی یاد خدا، سوم: شکر و سپاس گذاری، و چهارم: درخواست قرار گرفتن در پناه الهی از مفاد این دعا در روز چهارم است.
فراز اول دعا برای اقامه امر خدا است. «اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ»؛ خدایا به من قدرت و نیرو بده امر تو را اقامه کنم. اقامه امر به پا داشتن و حاکمیت اوامر الهی است، این دستورات نباید در کتاب ها محصور بماند واز صحنه تحقق در جامعه کنار بماند، دستورات واوامر الهی باید در صحنه های فردی و اجتماعی بروز پیدا کند. شاید بتوان گفت که در حقیقت اقامه امر خداوند ناظر به حاکمیت یافتن احکام در سطح جامعه باشد که کمال آن در پرتو حکومت اسلامی میسر است.
برخی می پندارند که دینداری یک مسئله شخصی است و هرکس صلاح خویش را می داند و دیگران هیچ وظیفه ای ندارند، اما این برداشت ناقص وانحرافی است، جنبه دیگر دین اجتماعی است.
وظیفه همه، مخصوصا مسئولین آن است که جلوه اجتماعی جامعه اسلامی را حفظ کنند. برخی این تفکر را رواج می دهند که باید تنها با فرهنگ سازی ظاهر جامعه اسلامی را حفظ کنند و در ورای این تفکر می خواهند از پیاده کردن مظاهر اسلامی شانه خالی کنند، اما واقعیت آن است که جامعه ما دستخوش آسیب های جدی است که باید با ظرافت و لطافت و دقت وقدرت درصدد حل آن باشیم.
مانند آنکه در مسئله بدحجابی ویا احیانا بی حجابی نباید صرفا به بیان لزوم کار فرهنگی ویا حتی انجام آن بسنده کرد و نسبت به ظاهر اجتماع شانه خالی کرد. کار فرهنگی به جای خود لازم وصد البته ضروری است، اما حفظ ظاهر جامعه اسلامی وظیفه مسئولان و آحاد جامعه است، که سستی در آن عواقب جبران ناپذیری را بهمراه دارد، واز این روست که امر به معروف ونهی از منکر دارای مراتبی است، یک مرتبه آن مرتبه تذکر لفظی است که وظیفه همگانی است که در فرهنگ سازی بسیار مؤثر است، ویک مرتبه آن برخورد است که وظیفه دستگاه های اجرایی است.
مظاهر گناه چه بسا در جامعه جلوه وکشش دارد که اگر در بروز وظهور اجتماعی آن سستی شود منجر به نا امنی خانوادگی واجتماعی می‌شود ونمی توان از آن به سادگی گذشت. بنابراین در این فراز از دعا از خداوند می‌خواهیم که خدایا به من قدرتی بده که امر تو را به پا دارم.کاری کنم که اوامر تو، خواسته های تو جلوه ونمود پیدا کند و در جامعه پیاده شود.
سوال این است که چرا بعضی از اقامه کردن اوامر الهی در جامعه شانه خالی می کنند و زیر بار نمی‌روند؟ پاسخ اصلی این سوال در فراز بعدی دعا آمده است.
«واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ»؛ خدایا به من شیرینی یادت را بچشان. یک جهت عمده شانه خالی کردن از اوامر الهی بدین علت است که ما مزه بندگی را نچشیده ایم؛ اگر انسان مزه بندگی خدا را بچشد به مسیر انحراف نمی افتد، واگر افتاد به مسیر حق بازخواهد گشت. اگر شیرینی یاد خدا چشیده شود خود به خود اوامر الهی در سطح فرد و اجتماع حاکمیت پیدا می کند و بروز منکرات کم رنگ خواهد شد واز جامعه رخت برمی‌بندد.
چشیدن شیرینی مزه بندگی است که پیشوایان دینی را به انجام عبادتهای طاقت فرسا وا می دارد، رسول اکرم(ص) به قدری به نماز می ایستادند که پاهای ایشان ورم می کرد. برخی این کار اعتراض کردند واز سر دلسوزی گفتند: شما که پیغمبر و فرستاده خدا هستید و از عصمت برخوردارید؛ چرا اینگونه خود را به رنج وزحمت می اندازید؟رسول اکرم (ص) در پاسخ فرمود: « آیا من بنده شکر گزار نباشم؟» (مستدرک الوسائل11/253-12912) پیامبر هموار منتظر رسیدن وقت نماز بود و به بلال می فرمود:« راحتمان کن ای بلال!» (مفتاح الفلاح141). عبادت مایه راحتی رسول اکرم(ص) بود؛کمال لذت پیامبر (ص) در عبادت کردن پروردگار بود.
همچنان که امیرالمومنین (ع) در نماز از خود بی خود می شدند و از حال می رفتند. تا آنجا که تصمیم گرفتند تیر را از پای حضرت در زمان نماز بیرون بکشند تا درد را احساس نکنند. این یعنی اینکه حضرت امیر المومنین(ع) چنان غرق در عبادت است که دردی را احساس نمی‌کند.
در شب عاشورا نیز سیدالشهداء فرصت خواستند و فرمودند: «خدا می‌داند که من نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم» تمام این مصادیق یعنی لذت و حلاوت عبادت که در این فراز از دعا خواندیم: « خدایا شیرینی ذکر و یاد خود را به من بچشان.»
پس از آن می خوانیم: «وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ»؛ أوْزِعْنی به معنای این است که من را ترغیب کن؛ من را وادار کن؛ در دلم بینداز؛ که من ادای شکر تو را بکنم و سپاس تو را به جای بیاورم. این فراز از دعا از خداوند می‌خواهد که انسان در مسیر و جهتی قرار بگیرد که شکر خدا را بکند.
این که انسان در مسیر شکرگزاری خداوند قرار بگیرد و به این موضوع ترغیب و واداشته شود احتیاج به لطف وکرم و عنایت خداوندی دارد، از این رو گفته است بکرمک، یعنی به کرم تو. توفیق ادای شکر، احتیاج به شکر دیگری دارد. در حقیقت این تسلسلی است که پایان ندارد. ودر واقع کسی توان شکر ندارد مگر با عنایت و کرم خداوند. به قول سعدی: از دست و زبان که برآید/ کز عهده شکرش به در آید.
خداوند در سوره ابراهیم آیه 7 می فرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید»؛ اگر شکر من را انجام دهید نعمتم را بر شما می افزایم و اگر نه منتظر عذاب باشید. همین معنی را مولانا در قالب شعر قرار داده ومی گوید: شکر نعمت نعمتت افزون کند/ کفر نعمت از کفت بیرون کند. در نتیجه فراز سوم این دعا به شکر و سپاس گزاری مرتبط بود.
در فراز بعد می خوانیم: « واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین» در این فراز از خداوند می‌خواهیم که ما را در این روز و در این ماه حفظ کند؛ حفظ کردن دو گونه است یک معنا آن است که خدایا ما را حفظ کن که به گناه نیفتیم، یعنی با ترک گناه ما را حفظ کن که به دام شیطان نیفتیم. در مرحله دوم اینکه اگر در دام شیطان گرفتار شدیم برگردیم و توبه کنیم. این ستر وپوشش خداوندی است که بدی‌های انسان را می پوشاند.
در نتیجه این حفظ دو گونه است؛ یکی آنکه می گوییم: خدایا ما را حفظ کن که به گناه نیفتیم؛ اما اگر به دام شیطان گرفتار شدیم و مرتکب گناه شدیم تو ما را حفظ می‌کنی و پرده دری نمیکنی.
هیچ گناهی را نباید دست کم گرفت، گاه آتش سوزی‌های بزرگ جنگل به واسطه سوختن چند برگ ریز است که سرایت می کند، بنابراین کسی نباید بگوید این گناه کم اهمیت است، و یا اینکه این معصیت شخصی و فردی است.
بله گناه علنی بسیار بزرگتر وعقابش بیشتر است، گناهانی که در ملاء عام واقع می‌شوند امنیت وسلامت جامعه را به هم می زند؛ وانجام وقوع آن معاصی را در جامعه عادی جلوه‌ می دهد، از این رو به قبح وزشتی آن به مراتب بیشتر می شود. فردی که گناهی را علنی انجام می‌دهد ویا خبر انجام گناهی را پخش می‌کند گاهی از اصل گناه قبیح تر و ناپسندیده تر است. گاه فردی روزه خود را در خانه اش می خورد، اما اگر بیاید و علنی روزه خود را بخورد گناهش بیشتر وعقابش افزون تر است. ویا گاهی گناهی در ظرف زمانی خاص ومقدسی انجام می شود، که همین وضع را دارد، از این رو حضرت امیر مؤمنان(ع) به کسی که در ماه رمضان شراب خورده بود افزون بر اجرای حد شراب خوری (80 ضربه شلاق) به وی بیست ویا سی ونه ضربه اضافی زده شد، (اقبال الاعمال260- وسائل الشیعه28/231- 34632) چون وی حرمت ماه مبارک رمضان را نگاه نداشته بود.
به هر ترتیب افرادی هستند که بهر علتی گاهی می‌دانند شخصی گناهی را انجام داده است؛ آن ها نباید دانسته خویش را در بوق کنند و در سطح اجتماع پخش کنند. اصل قضیه حتی اگر صحیح باشد پرده‌دری و بردن آبروی اشخاص با اخلاق اسلامی نمی‌سازد، در گناه هم بحث حفظ نفس است و هم بحث پرده‌دری نکردن و آبروی کسی را نبردن است. بلی اگر انجام یک گناه با اقرار وبینه ثابت شد حاکم وظیفه ای جز اجرای حکم شرعی ندارد.
در آخر می گوییم: «یـا أبْصَرَ النّاظرین.» ای بیناترین بینایان! خداوندی که نسبت به همه بینندگان بیناتر است همو ستار العیوب است و می پوشاند و این درسی است که ما باید فرا بگیریم.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=564900

 


92/4/21
4:9 عصر

نمی از یم رمضان/3

بدست دست نوشت در دسته رمضان، گفتگو

تاریخ : 1392/4/21 - ساعت : 52 : 15 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/3- بهرمند شدن در خیر دیگران توفیقی مهم است؛ باید در معرض بهره‌ از خیرات نازله این ماه قرار گرفت/ نباید چشم را ببندیم و بعنوان اینکه کار از آئین پیشینیان ماست مهر تأیید بزنیم؛ باید با با منطق، شرع و عقل تمیز بدهیم و از کارهای سفیهانه و بیهوده دوری کنیم

حجت‌الاسلام محمدامین پورامینی، استاد کلام مرکز تخصصی تربیت محقق مذاهب اسلامی در مصاحبه با «نسیم»، به شرح دعای سومین روز ماه مبارک رمضان پرداخته است که در ادامه تقدیم می‌شود:
بسم الله الرحمن الرحیم
« اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ، وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ، واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ، بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ».
در دعای روز سوم پنج مطلب ذکر شده است؛ که سه جهت آن مثبت است یعنی از خداوند خصوصیات و ویژگی هایی را می خواهیم که به دست بیاوریم، و دو جهت نیز منفی است که از خداوند درخواست می‌کنیم تا از آن دور باشیم.
سه جهت مثبت در: هوشیاری، بیداری و شریک شدن در کارهای خیر است، اما دو جهتی که جنبه منفی دارد و از خداوند می خواهیم که از آن دور باشیم: دور شدن از کارهای بیهوده و دور بودن از نیرنگ بازی و مکر و فریب است؛ آنچه بیان شد روح مطلب و جان دعای این روز است.
«اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ»؛ از خدا می خواهیم در این روز به ما ذهن و تنبیه بدهد. باید بدانیم که ذهن چیست؟ ذهن در لغت چندین معنا شده است که نزدیک به هم هستند؛ ذهن به معنای فهم، عقل، زیرکی، و حفظ آمده است، همچنین به معنای نیرو نیز نقل شده است، به معنی نیروی درونی انسانی است که زمینه ساز به دست آوردن کمالات است، این معانی مختلف از مراجعه کتب لغت معتبر مثل صحاح جوهری و قاموس فیروزآبادی به دست می‌آید.
در مجموع آن چیزی که از خدا می خواهیم بهره درک و فهم خوب، عقل وافر و زیرکی است، که از آن تعبیر به فطانت می شود. مومن زیرک است اما فریبکار نیست؛ انسان مومن متوجه است که در اطراف خود چه می گذرد و از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. بنابراین ذهن همه این معانی یاد شده را در بر می گیرد، و از جمله معانی آن تیزهوشی و تیز ذهنی نیز می تواند باشد. در این فراز از دعا می گوییم: خدایا به من ذهن بده، یعنی قدرت درک و فهم بده. تنبیه به معنای بیداری است، پندگیری از حوادث نتیجه بیداری است. در نتیجه در فراز اول دعا از خداوند می‌خواهیم که به ما به من هوشیاری و بیداری روزی کند.
در فرازدوم دعا در مقام این جهت است که دو ویژگی منفی را از خودمان دور کنیم :«وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ»؛ خدایا من را از کارهای سفیهانه و فریبکارانه دور بدار. کارهای بیهوده و باطل اموری هستند که غرض عاقلانه در انجام آن وجود ندارد.
باید متوجه باشیم که برخی سنت‌های ملی نیز می‌تواند دو جهت مثبت و منفی داشته باشد؛ جهت مثبت آن بسیار خوب است مانند نوروز که در آن دید و بازدید، شادابی، تمیزی، صله رحم، کمک رسانی، استراحت، سفر زیارتی و سیاحتی است. این‌ها جنبه‌های مثبت است. اما برخی از سنت‌ها می‌تواند سفیهانه باشد و وجهی برای تأیید آن وجود ندارد، مانند چهارشنبه سوری.
بنابراین نباید چشم ها را ببندیم و به عنوان اینکه این کار از آئین پیشینیان ماست مهر تأیید بر همه آنها بزنیم، باید با به‌کارگیری منطق، شرع و عقل تمیز بدهیم و از کارهای سفیهانه و بیهوده دوری کنیم. در این فراز دعا از خداوند می‌خواهیم: «خدایا در این روز ما را از کارهای سفیهانه و جاهلانه دور کن.» در واقعیت امر ببینیم که چقدر از وقت مردم و بخصوص نسل نوجوان وجوان ما پای اینترنت، ماهواره و بازی‌های کامپیوتری تلف می شود.
انسان مومن از انجام کارهای لغو و بیهوده سرباز می‌زند؛ چنانچه خداوند در قرآن مومنان را این گونه توصیف می‌کند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ، به نام خداى بخشاینده مهربان،‏ به راستى که مؤمنان رستگار شدند، آنان که در نمازشان ترسان و فروتن‏اند، و آنان که از بیهوده رویگردانند. (سوره مؤمنون 1-3)
واژه بعدی «التّمْویهِ» است یعنی چیز خوب را بد جلوه دادن یا بد را خوب جلوه دادن؛ زشت را زیبا و مس را طلا نمایاندن. در یک کلام «التّمْویهِ» به معنای نیرنگ بازی است؛ انسان مومن اهل فریب و نیرنگ نیست.
«واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ». نکته سوم که در این دعا جهت گیری مثبت دارد شریک شدن در کارهای خیر است. در این فراز از دعا می خوانیم:« خدایا! در هر خیری که در این روز واقع می شود به من بهره ای برسان» این فراز از دعا تعبیر بسیار زیبایی دارد و آن بهره‌مند گشتن از خیر است؛ امور خیر مثل خورشیدی است که می تابد، اینجا نوبت بهره گیری از شعاع نور است، شریک شدن در کار خیر دیگران نیز مطلوب است، گاهی انسان خودش کارهای خیری را انجام می دهد، و گاهی علاوه بر آن پایه گذاری می کند، گاهی امور خیر آنی است و برای یک مقطع زمانی است، و گاهی مستمر است و آثار آن برای مدت‌ها ماندنی است.
این موضوع بستگی به عنایت و توفیق الهی، آگاهی، امکانات، آبرو و اعتبار افراد دارد. ساخت مؤسسات دینی، مسجد، حسینیه، بیمارستان، درمانگاه، و.. کار عام‌المنفعه‌ای است که آثار و برکات آن باقی می ماند و یا وقف منبع درآمد در امورخیریه مثل کمک هزینه تحصیلی وکمک به ازدواج جوانان و چاپ کتاب‌های دینی و انجام تبلیغات مذهبی و.. .
همچنین استادی که بتواند شاگردان خودش را خوب پرورش علمی بدهد بگونه ای که علم و دانش آنان در راستای رشد و تعالی مملکت قرار گیرد در حقیقت امتداد وجود اوست، و از بهره آنان بهره مند می‌گردد، و یا برخی که با مال خود زمینه پرورش علمی دیگران را فراهم می سازند نیز در همین مسیرند.
امتداد وجودی یعنی این که خیر او بعد از او نیز به مردم رسد و آنان استفاده کنند و بهره مند شوند؛ هرکس به اندازه توانایی خود می تواند در کارهای خیر سهیم شود و هیچ کس نباید خودش را دست کم بگیرد و مأیوس گردد. خلاصه آنکه بهرمند شدن در خیر دیگران نیز توفیقی بس مهم است، و باید در معرض بهره‌مند شدن از خیرات نازله در این روز و ماه قرار گرفت، همانگونه که در این فراز از دعا خواندیم: «خدایا به من کاری کن که از هر خیری به من بهره ای برسد.»
در احادیث داریم انسانی که از دنیا برود پرونده اش بسته می شود، مگر آنکه صدقه جاریه ای از او باقی بماند که مردم از آن استفاده کنند او نیز در آن عالم بهره مند گردد، و یا آنکه ورقه ای از علم و دانش از وی ماندگار شود، مثلا کتابی هدایت آفرین بنویسد، و یا آنکه از او فرزندی نیک بماند که مردم وقتی او را ببینند بگویند: خدا پدرش را بیامرزد.
در پایان هم می گوییم: « بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ » بحق جود وکرمت، ای سخاوتمندترین سخاوتمندان.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=564593



92/4/19
2:28 عصر

نمی از یم رمضان/1

بدست دست نوشت در دسته گفتگو

تاریخ : 1392/4/19 - ساعت : 59 : 12 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/1- ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان را ابن عباس از لسان پیامبر(ص) نقل کرده است/ لازمه رسیدن به حقیقت روزه و نماز آن است که انسان از غفلت و خواب جدا شود که از آن به عنوان یقظه یاد می‌کنند/ این بیداری برای برخی هنگام مرگ و برای عده‌ای دیگر قبل از آن رخ می‌دهد

حجت‌الاسلام محمدامین پورامینی، استاد کلام مرکز تخصصی تربیت محقق مذاهب اسلامی در مصاحبه با خبرنگار «نسیم»، به شرح دعای اولین روز ماه مبارک رمضان پرداخته است که در ادامه تقدیم خوانندگان می شود:
دعاهایی را که برای روزهای ماه مبارک رمضان وارد شده است، ابن عباس از لسان پیامبر (ص) نقل کرده است. مصدر این دعا دو کتاب کفعمی است که از وی در زمینه دعا دو کتاب البلدالامین و مصباح را داریم. این دعا در بلد الامین و مصباح کفعمی هر دو ذکر شده است.
همچنین مرحوم علامه مجلسی در کتاب زاد المعاد نیز دعاهای هر روز ماه مبارک را نقل کرده است. که پس از آن به مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی منتقل شده است. همچنین کفعمی در بلد الامین ثواب این دعاهای با عظمت را برای ایام ماه مبارک نقل کرده است که مرحوم شیخ عباس قمی آن را در مفاتیح نیاورده است.

بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.»
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران و بیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده جنایات کاران.

دعای روز اول دارای چند فراز است: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ اللهمَّ اجعل صِیامی فیهِ صِیامَ الصائِمین، وَ قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین»؛ (خدایا قرار ده روزه‌ام را در این ماه روزه روزه داران و نماز و شب زنده داری ام را نیز مانند عبادت شب زنده‌داران.) از همین فراز دعا می شود استفاده کرد که نسبت به اعمال و عبادات یک ظاهری داریم و یک باطنی. به بیان دیگر عبادات یک پوسته ای دارند و یک مغز و لُبی.
در این فراز از دعای روز اول از خداوند درخواست می کنیم که به مغز و درون و حقیقت عبادات برسیم، یعنی از ظاهر روزه به واقع و حقیقت روزه و از ظاهر نماز به حقیقت نماز برسیم. لازمه رسیدن به حقیقت روزه و نماز آن است که انسان از غفلت و خواب جدا شود که از آن به عنوان یقظه و بیداری یاد می کنند.
از این رو در ادامه چنین می خوانیم: «وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومَةِ الغافِلین»؛ و بیدارم کن در آن از خواب غافلان و بی‌خبران. خواب غفلت چه خواب سنگینی است که باعث می‌شود انسان متوجه حقایق نشود. انسان وقتی متوجه غفلت و خواب خود می شود که از دنیا رفته است چنانچه در روایات به نقل از حضرت امیر مؤمنان علی (ع) آمده است: «الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا» مردم در خواب (غفلت) هستند که بهنگام مرگ بیدار می شوند. مرآة العقول ج8 ص293
این مهم است که انسان در چه زمانی بیدار شود، برخی بعد از این دنیا و هنگام مرگ بیدار می شوند برخی دیگر قبل از مرگ بیدار می شوند. در روایات آمده است: «موتوا قبل ان تموتوا»؛ بمیرید پیش از آن که مرگ شما فرا برسد. عیون الحکم والمواعظ ص66
پیامبر اکرم(ص) با این دعا بیان می دارند که پس از مرگ از خواب غفلت بیدار نشویم بلکه در همین ماه مبارک رمضان از خدا بخواهیم ما را از خواب غفلت بیدار کند.
در فراز آخر این دعا آمده است:«وَ هَب لی جُرمی فیهِ یا اِلهَ العالَمین، وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین»؛ و گناهم را بر من ببخش ای معبود جهانیان و درگذر از من ای درگذرنده از گناهکاران، درخواست بخشش از گناهان و جرم و تَقصیر را از خداوند داریم که رویه خداوند این است که از گناهکاران در می گذرد.

92/3/26
7:55 عصر

امام حسین (ع) مصداق نعیم

بدست دست نوشت در دسته امام حسین، گفتگو

به گزارش شیعه آنلاین، متن گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین محمدامین پورامینی محقق و نویسنده حوزه کلام وتاریخ اسلام پیرامون سؤال از نعیم:


س: نعمت چیست ومقصود ازنعیم در این آیه شریفه:(وان تعدوا نعمة الله لاتحصوها) را توضیح دهید

ج: خداوند در سوره مبارکه تکاثر آیه 8 می فرماید: «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَوْمَئذٍ عَنِ النَّعِیمِ‏»  سپس در آن روز از نعیم خدا بازخواست خواهید شد. البته نعمتهای الهی وآنچه که خدا تفضل کرده و به بشر داده است قابل شمارش نیست همان گونه که در سوره نحل آیه 18خداوند می فرماید: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحیمٌ» اگر در مقام شمارش نعمت های الهی باشیم نمی توانیم آن ها را بشماریم چون قابل شمارش نیستند.

نعمات یک قسمت ظاهری است مانند اعضای بدن و یک قسمت دیگر باطنی است مانند عقل؛ نعمات به دو قسم داخلی و خارجی نیز تقسیم می شوند. پیامبران، کتابهای آسمانی و احکام شرعی نیز جزو نعمت های الهی هستند؛ علم و معرفت نیز جزو نعمت هایی است که خداوند به ما عطا کرده است، بنابراین گستره نعمت بسیار وسیع است.

این نعمات باید طبق برنامه الهی درست در جای خود مورد استفاده ومصرف قرار گیرد و اگر درست مصرف شوند چه بسا دیگر جایی برای بازخواست و پرسش باقی نماند. سؤال در جایی است که استفاده نا به جا شود یعنی ناسپاسی وکفران نعمت شود.

س: این نعمت که از سوی خداوند مورد سوال واقع می شود چه نعمتی است؟ آیا یک نعمت خاصی است؟

ج: هنگامی که ذر کتب تفسیری شیعه و اهل سنت تامل می کنیم؛ متوجه می شویم که غالب مفسران اهل سنت در ذیل این آیه معنای نعیم را نعمت های ظاهری برشمرده اند چنانچه در کتاب الدرالمنثور ج 6 ص 387 مصادیق «نعیم» را سیری شکم، نوشیدن آب گوارا، استفاده از سایه خانه،لذت خواب، سلامتی جسم و تمام لذت های دنیوی و ظاهری را بر شمرده است، واین معانی در غالب کتب تفسیری ایشان از بزرگانشان چون قتاده ودیگران نقل شده است.

در نگرش مفسران شیعه (به برکت اهل بیت عصمت و طهارت) معنای خاصی از نعیم شده است که رویکردی فراتر از نعمت های مادی است. در روایات ما آمده است که خدای تبارک و تعالی به خاطر آنچه به بشر تفضل کرده منت نمیگذارد و سؤال نمیکند چرا که منت گذاشتن از سوی مخلوقین نیز زشت و ناپسندیده است پس چگونه می توان این را به خداوند نسبت داد؟ در کلام اهل بیت سوال از «نعیم» سوال حب و دوستی اهل بیت و پیروی از ایشان است. این روایت را فیض کاشانی در تفسیر اصفی ج2 ص1473 آورده است. همانگونه که از توحید و نبوت سؤال می شود سؤال از ولایت نیز می شود چرا که این سه در یک راستا هستند که اگر این سه به دست بیاید انسان به جنة النعیم یعنی بهشت نعیم می رسد وآن نعمت ولایت است.

بیش از بیست تصریح میکند که مقصود از نعیم ولایت امیر المؤمنین و ائمه طاهرین است. (اطیب البیان ج14 ص219).

همچنین در تفسیر قمی ج2 ص440 در رابطه با آیه (وقفوهم انهم مسئلون- صافات:24) آمده است که سؤال از نعمت ولایت اهل بیت منظور است.

در روایت دیگری امام صادق (ع) می فرماید: ما از نعیم هستیم. (تفسیر برهان ج5 ص746)، یعنی اهل بیت از مصادیق نعمتهای الهی هستند.

همچنین امام صادق(ع) می فرماید: خداوند سوال می کند از نعمت پیامبر اکرم(ص) واهل بیت او، (تفسیر برهان ج5 ص746).

در روایت دیگری آن حضرت می فرماید: نعیم خوردنیها وآشامیدنیها نیست، بلکه ولایت ما اهل بیت است. (تأویل الآیات ج1، ص815).

البته در بین کتب تفسیری برادران اهل سنت نیز کتاب ارزشمند شواهدالتنزیل را داریم که اثری ماندگار از حاکم حسکانی حنفی از دانشمندان قرن پنج است، او در ج2 ص472 کتاب خود با ذکر روایتی از امام صادق(ع) به این حقیقت اشاره کرده است که منظور از «نعیم»اهل بیت عصمت و طهارت هستند.

در نتیجه منظور از «نعیم» رسول خدا(ص) و اهل بیت او از امام علی (ع) تا امام زمان(عج) است.

س: دور شدن از محور نعیم چه آثاری را می تواند در امت اسلامی پدید آورد؟

ج: انحراف از نعیم یعنی فاصله گرفتن از خط اصیل اسلامی، واین فاصله گرفتن است که موجب می شود امت اسلام مورد سؤال قرار گیرد، و امروز این مشکلاتی که ما گرفتار آن هستیم مثل نشان دادن چهره خشن در اسلام و مخدوش کردن چهره مسلمین مانند سر بریدن هایی که در سوریه اتفاق می افتد همه از خط اموی است که یادگاری است که از معاویه برجای مانده است، می دانید که در تاریخ اسلام اول سری که از تن جدا شد سر حجر بن عدی است که در دوره معاویه به شهادت رسید، واخیرا فرزندان بنی امیه قبر وی را در مرج عذرا دمشق ویران کردند، وبعد در دوره یزید نوبت به  کوفه وکربلا رسید، واکنون دنباله خط اموی همان راه را می پیمایند.

س: یکی از مصادیق برجسته نعیم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است، خوب است بدانیم وظایف ما نسبت به ایشان چیست؟

ج: اولا خود ما شخصا باید اباعبدالله الحسین(ع) را بشناسیم و نسبت به ایشان معرفت پیدا کنیم؛ این شناخت ابعاد مختلفی دارد، گاه از جنبه تاریخی زندگانی ایشان است، وگاه بررسی بعد اخلاقی وسیره اجتماعی آن بزرگوار است، وزمانی فهم معارف الهی در پرتو کلام امام حسین(ع) مانند زیارت عرفه است، و همچنین مطالعه ودقت در همه کلمات امام حسین(ع) از مصادیق شناخت ایشان است.

این نکته قابل توجه است که اخیرا کتابی پیرامون کلمات امام حسین(ع) به زبان انگلیسی ترجمه شده است و در هشتاد هزار نسخه چاپ شده  و به شدت مورد استقبال واقع شده است و این نشان از آن دارد که دنیا تشنه معارف امام حسین(ع) است.

دیگر آنکه لازم است با بهره گیری از نعمت قلم وهنر امام حسین(ع) را در سطح جهانی بیش از پیش بشناسانیم؛ در این خلاء فکری و فرهنگی که دنیا در آن به سر می برد امروز باید معارف اهل بیت را در آن نشر دهیم.

مطلب آخر  آنکه اهداف نهضت امام حسین(ع) را در زندگی فردی اجتماعی سیاسی خود الگو قرار دهیم.

http://www.shia-online.ir/article.asp?id=29084&cat=3


92/1/21
10:32 صبح

بایگانی علم مثل استتار در موزه است!

بدست دست نوشت در دسته گفتگو، تولید علم

کد خبر : 242568 9 : 43  - 1392/1/21 سرویس : اندیشه

 بایگانی علم مثل استتار  در موزه است!

استاد حوزه علمیه قم گفت: در تولید علم با استفاده از ظرفیت های موجود و بومی سازی آن، نتیجه را باید در زندگی روزمره مردم و واقعیات های آن یافت تا مانع از بین رفتن انگیزه ها و هدر دادن منابع انسانی و مالی شود.

 

خبرگزاری شبستان: مقوله تولید علم و بومی سازی علوم که تاکیدات مقام معظم رهبری است در سال های اخیر از مهمترین مباحث مطرح در محافل علمی کشور است. از این رو در گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین محمدامین پورامینی استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم دربار راهکارهای این مهم و موانع موجود بر سر آن به گفتگو پرداختیم که بخش دوم و پایانی آن در ذیل می آید:

 

تولید علم چه حوزه هایی را دربر می گیرد؟

محدوده تولید علم منحصر به یک بحث خاص و محدوده خاص نمی‌شود، هم در علوم تجربی که قهراً که اینجا خیلی هم نمود دارد (و برخی موارد آن را بیان کردیم)، بحث تولید علم مطرح است، و هم در رابطه با علوم انسانی. در رابطه با علوم انسانی این مطلب خیلی مهمی است و چون در واقع سرنوشت ملت ها بستگی پیدا کرده است به سیر تحول در علوم انسانی. مخصوصاً در حوزه آموزش و پرورش دیدگاه ها در سطح جهانی مختلف است، آن دیدی که ما به عنوان یک مسلمان نسبت به اصل تعلیم و آموزش و نسبت به اصل پرورش و تربیت، و نسبت به جایگاه انسان داریم و او را مسئول می‌دانیم و آن رابطه‌ای که بین انسان و خالقش قائل هستیم، این نگرش دید دیگری به انسان می دهد و او را به یک جهان‌بینی دیگر می رساند، در مقابل آن دید کسانی است که حوزه دین را در محدوده باورهای شخصی دانسته و مخالف تأثیرگذاری آن در حوزه های اجتماعی، سیاسی واقتصادی است، اینجا در واقع تفاوت نگرش به باورها وبنیان هاست، و بازتاب های آن را به روشنی در سطح عمومی جهانی می یابیم، و ریشه آن را باید در حوزه علوم انسانی در پایه‌های فکری و بنیادهای فکری این دو طرز نگرش یافت، اینجاست که اگر جهان‌بینی مبتنی بر اندیشه اسلامی باشد و فنداسیونش این باور باشد دید حاصل یک دید دیگر می‌شود. سیر تحول در علوم انسانی تنها در امور جزئی و روبنایی نمی تواند باشد، بلکه در بنیان ها و بنیادهای فکری است.

برای علوم انسانی در سطح دنیا 2 زیربنا مطرح است. یکی با زیربنا و نگاه مادی و غربی و یکی با زیربنای اسلامی. دید و نگرشی که امروزه بیشتر در دنیا مطرح است، دیدی است که نسبت به علوم انسانی مطرح است با مبانی غربی است و این آثارش در همه جای دنیا هست و حتی امروزه در دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد. همانگونه که اکنون بحث علوم انسانی در واقع حالت ایستایی پیدا نکرده و آن سیر خودش را دارد و آثار و بازتاب خود را دارد نسبت به خودمان هم ما باید این دید را داشته باشیم و در تمام این مسائل حرف برای گفتن داشته باشیم و تولید علم کنیم.
در جهان بینی مادی نگرش ماتریالیستی است. در آن نگاه تکیه بر اومانیسم و سکولاریسم است و در واقع نتیجه این دید و نگرش، همین جریان‌های لیبرالیستی و پلورالیستی است که در دو حوزه اندیشه و حاکمیت تأثیرگذار است، و متاسفانه امروز علوم انسانی متأثر از این فضا است.
اینجا آن مبانی معرفتی حوزه شناخت است که نتیجه خود را در واقعیت زندگی روشن می‌کند، و انسان‌شناسی، معرفت ارزش ها و ضدارزش ها، باورها ناشی از آن بنیان های فکری است که به انسان دید خاص می بخشد. اینجا است که پیروان مکاتب الهی و ادیان سماوی و بویژه مسلمانان نگاهی متفاوت از نگاه ملحدان و بی دینان و مادی گرایان دارند، اگر با دید اسلامی به این مطالب نگریسته شود نتیجه دیگری دیده می‌شود و اگر با دید ظاهربین مادی نگریسته شود، نگرش و نگاه فرق خواهد کرد و این مسائل از قدیم بوده است، درگیری عمده پیامبران الهی(ع) با مخالفانشان در این راستا بوده است، در زمان ائمه معصومین (ع) نیز بحث و نزاع بین دهریین (مادی گرایان) و علمای اسلامی بوده است، گاهی از (دهریین) تعبیر به طبیعیین می‌شود که همان مادی‌گراها می باشند، خب آن وقت هم بودند و الان با افکار دیگری ادامه همان سیرشان هست و در قالب فلسفه ها و آیین ها و جریان های انحرافی و مکاتب الحادی مطرح است. اما انسان مسلمان و معتقد توجه به این دارد که من مخلوقم و خدا مرا آفریده است، و برای این پرسشها پاسخ دارد: برای چه آمدم؟ چه کاری باید انجام دهم؟ دنیا و آخرت چیست؟ وحی چیست؟ پیامبر کیست؟‌برای تمام اینها جواب دارد، این دید با آن دید مادی خیلی فرق می‌کند که سر از پوچیگری در می آورد. ما مطالب خام را در دسترس داریم ولی برای همه زوایای آن متناسب با هر دوره و زمان و مطابق با شرایط مکانی با کاری مجدد و غوری بایسته و عرضه ای شایسته گام برداشته تا با تولید علم مبتنی بر آن پایه های مقدس بشر سرخورده از نگاه مادی را از ورطه هلاکت و نابودی نجات داد.
و حتی در حوزه فقه که کار اصلی حوزویان است موضوعات جدید و نوپدید فراوانی است که کاری جدی و اجتهادی لازم دارد، و با توجه به مبانی و حفظ پایه های اجتهاد سنتی جواهری می توان به نیازهای روز پاسخ داد، و در اصول فقه و فلسفه و دیگر رشته ها نیز راه برای اجتهاد و عرضه اندیشه نو باز است، و این سر بالندگی حوزه های علمیه است که امیدواریم آفت مدرک گرایی آن را نخشکاند!

آثار تولید علم در حوزه علوم انسانی اسلامی و بومی و حوزه علوم تجربی در چه مواردی خود را نشان می دهد ؟
در حوزه علوم انسانی آثار تولید علم را در فرهنگ ها، باورها، عملکردها می توان یافت و در برخوردهای اجتماعی و تعامل سیاسی و اقتصادی خود را نشان می دهد، این در رابطه با علوم انسانی، و تأثیری که تولید علم در علوم تجربی بر جوامع بشری می‌تواند داشته باشد بسیار روشن است و نتایجی که در پی دارد و پیشرفت‌هایی که بر آن مترتب می‌شود در مجموع به بهره گیری بهتر و برخورداری بیشتر بشر از امکانات، و بهینه سازی مصرف وگسترش رفاه مردم می تواند بینجامد.

 

 

موانع تولید علم را بیان کنید.

اینجا چند تا مسئله است باید به آنها دقت کنیم تا موانع تولید علم را دریابیم؛ در حوزه تولید علم و مخصوصاً در حوزه علوم تجربی تکیه بر ظرفیت‌های موجود باید بشود و اینطور نباشد که فقط آرمانگرا باشیم. هر ملت و کشوری با توجه به ظرفیت‌های خاصی که دارد در عرصه تولید علم باید گام بردارد، واقعیت‌های زندگی را درک کند و نتیجه کار هم طوری شود که تنها به ثبت اختراع بسنده نشود و در فلان دفتر ثبت شود که فلان اختراع را فلان کشور انجام داد و سپس به بایگانی‌ سپرده شود! و در کتابی ثبت گردد و مثل این می‌ماند که آثاری را در یک موزه می‌گذارید، نه! بلکه باید تبدیل شود به یک امر تأثیرگذار در واقعیت زندگی، و به هر ترتیب گرچه ثبت یک اختراع یک آبرویی است برای نظام و کشور ما و برای شخص مخترع و مبتکر، ولی نگاه کاربردی داشتن به محصولات علمی است که نتیجه کار را به واقعیت زندگی می برد، و این خیلی مهم است، که این محصول علمی نتیجه و کاربردش در سطح جامعه چیست؟ نتیجه‌اش باید گسترش آسایش و رفاه و امنیت مردم باشد، خلاصه جنبه کاربردی‌اش باید لحاظ شود، و نگاه و تأثیر اقتصادی آن نیز قابل توجه است، تولید خوب باعث جلوگیری از هدر رفتن منابع مالی است، و اینطور نیست که اگر یک منبع مالی را برای یک اختراعی خرج کنند آن را هدر داده اند، نخیر، درست است که در ابتدا ممکن است مال هنگفتی خرج گردد، ولی اگر نگاه کاربردی داشته باشیم نتیجه‌اش این است که از هدر رفتن منابع مالی جلوگیری می‌کند، علاوه بر آن اینکه در نظر داشتن عنصر انسانی و منابع انسانی هم شرطی مهم در رشد و تولید علمی است. خلاصه آنکه در تولید علم با استفاده از ظرفیت های موجود و بومی سازی آن، نتیجه آن را باید در زندگی روزمره مردم واقعیت های زندگی ایشان یافت تا منجر به از بین رفتن انگیزه ها و هدر دادن منابع انسانی و مالی نگردد.

 

در این راه باید چه مسائلی را درنظر گرفت؟

در حوزه علوم انسانی و یا تجربی، گاهی موانع تولید علم عوامل درونی است و گاهی بیرونی است. اگر ملتی مبتلا به خودکم‌بینی شود، احساس حقارت کرده و به بیماری کم انگاشتن داشته‌ها مبتلا می‌شود، بی‌اطلاعی از هویت تاریخی خود آفتی است، اینها باعث می‌شود ملت‌ها وکشورهای عقب مانده و یا عقب نگاه داشته شده! نسبت به کشورهایی که گام هایی در مسیر پیشرفت برداشتند احساس کمبود کنند، اینها موانع رشد و ترقی است، با کمک جستن از خدا و برخورداری از خودباوری می توان گام های استوار را در مسیر رشد و پیشرفت برداشت، خواندن تاریخ گذشته خود و دیگران نیز الهام بخش است، یادمان نرود که زمانی که اروپا در جهالت بسر می‌برد دانشمندان اسلامی یکه تاز صحنه تولید علم بودند، و این تکرار شدنی است، دست کم با شرایط برابر امکان تعامل وجود دارد، و دست آورد آن برای همه بشر با همه نگاه ها و باورها است، متأسفانه عوامل مختلف و خیانت‌هایی که در طول تاریخ از سوی حاکمان سست عنصر و وابسته شد وضعیت را اینگونه رقم زد که عده‌ای احساس خودکم‌بینی و حقارت کنند، باید داشته‌ها را کم ندید، و ملت‌هایی که گام‌هایی را برداشتند مورد توجه قرار داد، و این قدم ها باید ادامه پیدا کند، البته شرایط زمانی و مکانی را باید در نظر داشت و کپی سازی کارگر نیست، ولی از تجربه ها باید استفاده کرد، برای نمونه چین در اواخر دهه 1970 میلادی چهار عنصر علوم و فنون، صنعت، کشاورزی ودفاع را از مهمترین هدف های توسعه خود در نظر گرفت و کلید این توسعه را در آموزش قرار داد، و بر اساس آن برنامه ریزی نمود وبه اهداف خود رسید که امروز بازارهای جهانی را به تسخیر خود در آورده است.

 

وظیفه مسئولان در این باره چیست؟

اینجا وظیفه مسئولین است که توجه بیشتر به عنصر انسانی و منابع انسانی داشته باشند که اگر به آن توجه نکنند خود همین باعث هدر دادن منابع می‌شود. لازم است عنصر انسانی جایگاه خودش را پیدا کند و بهای لازم به آن داده شود. نشاط علمی شرط بایسته آغاز و استمرار کار است، کار بزرگ با یک جرقه کوچک آغاز می‌شود تا به سرانجام برسد، مسئولان باید برای این مهم ابتدا بسترسازی و سپس حمایت کنند، و آن را به مرحله بهره وری رسانند.

پایان پیام/

http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=2&Id=242568&Mode=



91/11/25
7:5 عصر

بررسی مسائل اختلافی

بدست دست نوشت در دسته گفتگو

 


بررسی مسائل اختلافی فقه شیعه و سنی در "فقه مقارن"

ایبنا , 24 بهمن 1391 ساعت 9:42

حجت‌الاسلام والمسلمین "محمدامین پورامینی" مباحث مربوط به مسایل اختلافی فقه شیعی و سنی را در کتاب "فقه مقارن" به زبان عربی گرد آوری کرد.


این نویسنده و پژوهشگر در رابطه با "فقه مقارن" عنوان کرد: این اثر به زبان عربی است و مباحث علمی را درباره مسائل اختلافی که در حوزه فقهی تاریخی و برخی مسائل کلامی بین شیعیان و اهل سنت وجود دارد طرح می‌کند.

وی افزود: در واقع این اثر به مسائل فقه خلافیه می‌پردازد. درباره فقه خلافیه کتاب‌های زیادی نوشته شده است و شیخ طوسی که هزار سال پیش کتاب "الخلاف" را نوشت در این زمینه پیش‌گام محسوب می‌شود. علامه حلی نیز در این باره صاحب کتاب است.

مدرس مرکز تخصصی تربیت محقق مذاهب اسلامی ادامه داد: در این کتاب با توجه به شبهاتی که اخیراً در حوزه فقه شیعی و سنی مطرح شده است، با استفاده از منابع این دو مذهب موضوع فقه مقارن را بررسی کرده ام.

پورامینی بخشی از اختلافات فقه شیعه و سنی را قدیمی دانست و گفت: برخی از این اختلافات از سده‌های پیشین وجود داشته‌اند اما اکنون شیوه طرح آن‌ها فرق کرده است. بخشی از اختلافات نیز جدید هستند که برخی از آن‌ها بیشتر در فضای مجازی منتشر شده‌اند و کوشیده‌ام در این کتاب به عنوان مسایل جدید به آن‌ها پاسخ دهم.


کد مطلب: 123228

آدرس مطلب: http://taghribnews.com/vdcf0mdycw6d00a.igiw.html

خبرگزاری تقریب (TNA)

  http://taghribnews.com    

توضیح: مقصود همان فقه المسائل الخلافیة است.


91/11/25
7:1 عصر

بررسی مسائل اختلافی

بدست دست نوشت در دسته گفتگو

 

بررسی مسائل اختلافی فقه شیعه و سنی در "فقه مقارن"

ایبنا , 24 بهمن 1391 ساعت 9:42

حجت‌الاسلام والمسلمین "محمدامین پورامینی" مباحث مربوط به مسایل اختلافی فقه شیعی و سنی را در کتاب "فقه مقارن" به زبان عربی گرد آوری کرد.


این نویسنده و پژوهشگر در رابطه با "فقه مقارن" عنوان کرد: این اثر به زبان عربی است و مباحث علمی را درباره مسائل اختلافی که در حوزه فقهی تاریخی و برخی مسائل کلامی بین شیعیان و اهل سنت وجود دارد طرح می‌کند.

وی افزود: در واقع این اثر به مسائل فقه خلافیه می‌پردازد. درباره فقه خلافیه کتاب‌های زیادی نوشته شده است و شیخ طوسی که هزار سال پیش کتاب "الخلاف" را نوشت در این زمینه پیش‌گام محسوب می‌شود. علامه حلی نیز در این باره صاحب کتاب است.

مدرس مرکز تخصصی تربیت محقق مذاهب اسلامی ادامه داد: در این کتاب با توجه به شبهاتی که اخیراً در حوزه فقه شیعی و سنی مطرح شده است، با استفاده از منابع این دو مذهب موضوع فقه مقارن را بررسی کرده ام.

پورامینی بخشی از اختلافات فقه شیعه و سنی را قدیمی دانست و گفت: برخی از این اختلافات از سده‌های پیشین وجود داشته‌اند اما اکنون شیوه طرح آن‌ها فرق کرده است. بخشی از اختلافات نیز جدید هستند که برخی از آن‌ها بیشتر در فضای مجازی منتشر شده‌اند و کوشیده‌ام در این کتاب به عنوان مسایل جدید به آن‌ها پاسخ دهم.


کد مطلب: 123228

آدرس مطلب: http://taghribnews.com/vdcf0mdycw6d00a.igiw.html

خبرگزاری تقریب (TNA)

  http://taghribnews.com


91/11/11
12:31 عصر

شخصیت شناسی فاطمه زهرا(ع)

بدست دست نوشت در دسته گفتگو

در کتابی از حجت‌الاسلام والمسلمین پورامینی انجام شد

  شخصیت‌شناسی فاطمه زهرا(س) بر اساس منابع اهل سنت 

          محمدامین پورامینی

9 بهمن 1391 ساعت 9:44
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدامین پورامینی، محقق و نویسنده حوزه دین، تنها با استفاده از برخی منابع اهل سنت، کتابی درباره شخصیت فاطمه زهرا(س) تالیف کرده است که به نظر وی تنها بر جنبه‌های احساسی تکیه ندارد.-
این نویسنده در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، عنوان کرد: این کتاب، موضوعات مرتبط با حضرت زهرا(س) را با نگاهی به منابع تاریخی و روایی اهل سنت بررسی می‌کند. همین رویکرد را در کتاب دیگرم با عنوان «خورشید کربلا» که درباره امام حسین(ع) بود، نیز استفاده کردم.

حجت‌الاسلام والمسلمین پورامینی درباره چرایی برگزیدن منابع اهل سنت برای نوشتن این اثر گفت: خواستم در این کتاب رویکردی داشته باشم که مخاطبان آن اعم از شیعه و سنی نسبت به مقام حضرت زهرا(س) خاشع شوند.

وی افزود: اگر تنها از منابع شیعه استفاده می‌کردم عده‌ای خود را از مطالعه این اثر و شناخت حضرت فاطمه(س) محروم می‌کردند.

پورامینی، تبیین موضع‌گیری‌های حضرت زهرا(س) را از موارد مهمی دانست که در شناخت شخصیت ایشان باید در نظر گرفت و گفت: موضع‌گیری‌های ایشان از آن جهت که مورد تایید رسول اکرم(ص) بود، اهمیت زیادی دارند.

وی ادامه داد: با توجه به منابع اهل سنت، موضع‌گیری‌های حضرت فاطمه زهرا(س) مطابق با نظرات رسول اکرم(ص) بوده است و به همین دلیل باید از این موضع‌گیری‌ها تبعیت کنیم. همچنین این فرمایش پیامبر اکرم(ص) که رضای زهرا(س) رضای من و رضای من رضای خداوند است، عصمت این بانوی بزرگوار اسلام را اثبات می‌کند.

این محقق و نویسنده یادآوری کرد: اگر چنین نگاه مستند و اساسی را به شخصیت ایشان نداشته باشیم و تنها به جنبه احساسی قضیه اکتفا کنیم از مسایل اصلی بازمی‌مانیم.

پورامینی در پایان گفت: این اثر در مرحله صفحه‌آرایی است اما هنوز عنوان مناسبی برای آن پیدا نکرده‌ام. مرکز فقهی ائمه اطهار انتشار کتاب را بر عهده دارد.
کد مطلب : 160314

http://www.ibna.ir/vdccsxqs02bqe18.ala2.html

<      1   2   3   4   5      >