سفارش تبلیغ
صبا ویژن

92/10/17
9:17 عصر

اعتراف پاپ فرانسیس به پایان مسیحیت

بدست دست نوشت در دسته مسیحیت

اظهارات اخیر پاپ دربردارنده پیام ونکات مهمی است، گویا او در مقام تصحیح گذشته هاست ولی هدف او نجات کلیسا ومسیحیت است، امروز کلیسا چاره ای ندارد جز آنکه خود را در پس پرده عشق ومحبت قرار دهد تا وضعیت از هم گسیخته خود را حفظ وبازسازی کند. از این رو می گوید: ( کلیسا در گذشته در مورد برخی از مسایل اخلاقی به شکل نادرستی برخورد می کرد، اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام گروه های مختلف از جمله همجنسگرایان، لیبرالیست ها، محافظه کاران، کمونیست ها، افراد طرفدار سقط جنین و افرادی با میل جنسی مختلف، گشوده و از آنان می  خواهد به آن بپیوندند؛ زیرا همگی خداوند را دوست داریم و همگی یک خدای واحد را می پرستیم).

در واقع باید گفت آنچه از زبان پاپ شنیده شد اعتراف به ناتوانی پاسخ گویی کلیسا است، تا آنجا که مجبور شده است برای حفظ موقعیت متزلزل خویش بر باور همه ادیان آسمانی نسبت به مجازات آخرت ووجود جهنم تردید نماید وبه نحوی راه ارتداد را گیرد، او گفته است: (کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست؛ زیرا این مساله با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا داستانی بیش نیستند.. ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی از عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این مساله، عشق الهی را زیر سوال خواهد برد، همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.. خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد! علاوه بر داستان آدم و حواء تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه ای از روح تنها است).

بی تردید کتاب به اصطلاح مقدس ایشان دربردارنده دروغها، نسبتهای ناروا به پیامبران الهی است، ونمی توان آن را کتاب مقدس وآسمانی انگاشت، وبدون شک مسیحیت امروز جوابگوی نیاز بشر نیست، چون چیزی برای عرضه ندارد، ولی این مشکل کلیسا وکشیشان است، واین دلیل نمی شود که پاپ این سخن نسنجیده را پیرامون دین بر زبان جاری سازد: (وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت را دارد، به طوری که حتی بی دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛وجود الله را به رسمیت بشناسند و بعد از آن روح خود را خالص گرداند). این دو گزاره چه ربطی به هم دارند؟ دین واقعی – نه دین تحریف شده وبشرساخته- ثابت وتغییر ناپذیر است، وبه هیچ وجه مانع رشد بشر در بعد تمدنی آن نیست، بلکه خود تمدن ساز وعامل پیشرفت است، و خداخواهی نیز امری فطری ودر نهاد آدمی است، وچنانچه دل غبارزدایی شود همه را به سوی الله فرا می خواند، واین جذبه وعشق الهی است که کارها کند.

پاپ فرانسیس پیرامون انجیل می گوید: (با وجود آن که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلمات و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش ها مورد بازبینی قرار گیرند)،این فراز سخن او بسیار مهم است، اوبخوبی می داند وتصریح می کند که کتاب مقدس ایشان دستخوش تغییر شده است، از این رو نیاز به بازنگری دارد.

اما در مقابل دین اسلام را داریم که در قالب اصیل آن که همان تشیع است دربردارنده معارف ژرفی است که همه ابعاد زندگی بشری را شامل می گردد، کتاب آسمانی آن -قرآن- دست نخورده وسالم در دست ماست، کلمات نورانی رسول خدا وامیر مؤمنان وامامان معصوم (ع) دل را روشن وزندگی را سعادتمند می سازد، آیا این کافی نیست؟