سفارش تبلیغ
صبا ویژن

92/5/10
7:25 عصر

نمی از یم رمضان/23

بدست دست نوشت در دسته رمضان، گفتگو

تاریخ : 1392/5/10 - ساعت : 22 : 19 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/23- گناه لکه سیاه زندگی است که آثار خودش را به صورت مستقیم در رفتار انسان نشان می دهد، و بازتاب شخصی و اجتماعی دارد/ اگر گناه فراگیر شود عذاب می آید و تر و خشک را می سوزاند

حجت الاسلام والمسلمین محمدامین پورامینی، استاد و پژوهشگر حوزه در گفتگو با «نسیم» به شرح دعای روز بیست وسوم ماه مبارک رمضان پرداخت که در ادامه تقدیم خوانندگان می شود:
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین».
خدایا مرا در این روز از گناهان بشوی وپاکیزه گردان، و مرا از عیب ها پاک کن، و دلم را به تقوای دلها بیازما، ای گذرنده از لغزش های گناهکاران .


در دعای روز بیست و سوم ماه مبارک سه جهت مورد توجه قرار گرفته است:
1) گناه
2) عیب
3) تقوای دل
در فراز اول دعا این گونه می خوانیم:« اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ» خدایا مرا در این روز از گناهان بشوی.
گناه لکه سیاه زندگی است که اثار خودش را به صورت مستقیم در رفتار انسان نشان می دهد، و بازتاب شخصی و اجتماعی دارد. به گونه ای که اگر گناه فراگیر شود عذاب می آید و تر و خشک را می سوزاند. پرده دری، نازل شدن بلاها، دگرگونی نعمت ها ، مستجاب نشدن دعاها از آثار گناه است که در دعای کمیل آمده است ، در اول دعای کمیل چنین می خوانیم:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده های پاکی را مى‏درد
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مى‏کند
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ خدایا ببخش آن گناهانى را که نعمتها را دگرگون می سازند
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ خدایا ببخش آن گناهانى را که پذیرش دعا را باز می دارد
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ خدایا ببخش آن گناهانى را که بلا فرو ‏فرستد.
گناه کردن باعث می شود که یک لکه سیاه در دل ایجاد شود، اگر انسان توبه کرد این لکه سیاه پاک می شود، ولی اگر توبه نکرد با افزایش گناه لکه سیاه بیشتر وسیاه تر می شود تا آنجا که بر صفحه دل غلبه پیدا می کند، و دیگر رستگار نمی شود و علاج پذیر نیست.
توبه برای بازگشت سریع است، و هیچ چیز مثل گناه قساوت قلب نمی آورد.
مشکلات، گرفتاری ها، و بیماری های ما به سبب عملکرد بد ما وگناهان ما است. خداوند در سوره شوری آیه 30 می فرماید: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر»
هر مصیبتى به شما رسد بخاطر کارهایی است که انجام داده‏اید، و بسیارى را نیز عفو مى‏کند!
ودر سوره مدثر آیه 38 می خوانیم:« کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَة» هر کسی در گرو کاری است که کرده است.
گناه سبب می شود جلوی روزی انسان گرفته و از انسان سلب توفیقشده و نعمت ها از وی ستانده شود. حتی گاه گناهان باعث می شوند که که مرگ انسان جلو بیفتد. این همه آثاری است که در گناه وجود دارد.
گناه وگناه کار را نباید در دل جای داد، در روایات آماده است: « دوست دار گناهکار نیز خودش گناهکار است» در این جا نقش مهم امر به معروف و نهی از منکر خودش را نشان می دهد. جای تأسف دارد که وقتی کسی امر به معروف ونهی از منکر کند صدای اعتراض وناخشنودی بلند شود، واز آن طرف هزاران گناه ومعصیت علنی عادی جلوه کند! این یعنی منکر معروف شده ومعروف منکر، واین یعنی آژیر خطر!
همچنین در روایات آمده است: «اگر گناه کردید به گناه خود خوشحال و راضی نشوید که از اصل گناه ،گناهش بیشتر است.» ملامت نفس و استغفار خوب است وبرای آغاز صفحه جدید زندگی است، اما اگر کسی از انجام گناه خرسند وخوشحال باشد، معنای این کار این است که راه بازگشت را به روی خود بسته است وطاغی وسرکش شده است، پس باید مراقب بود تا طغیان نکنیم، و پس از انجام گناه خوشحال نباشیم، که این خرسندی پس از گناه از خود انجام گناه بدتر است.
امیرالمومنین(ع) می فرماید: «اى مردم همانا گناهان‏ سه‏ گونه‏ اند :
1)گناهى که آمرزیده است،
2) و گناهى که آمرزیده نشود،
3) و گناهى که بر صاحبش هم امیدوار و هم بیمناکم،
پرسیدند : اى امیر مؤمنان، آنها را براى ما بیان فرما.
فرمود: آرى اما گناه آمرزیده: گناه آن بنده‏اى است که خداوند او را در دنیا بر گناهش عقوبت کند؛ پس خدا بردبارتر و کریمتر از آن است که بنده خود را دو بار عقوبت کند،
و اما گناهى که آمرزیده نشود؛ ستمکاریهائى است که بندگان برخى به برخى کنند، زیرا چون خداوند سوگند یاد کرده و فرموده است: بعزت و جلالم سوگند که ستم هیچ ستمکارى (بدون کیفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد یا مالیدن (دستى) بدستى باشد..
و اما گناه سوم گناهى است که خداوند بر خلقش پنهان داشته، و توبه از آن را بر گنهکار روزى کرده، و بوضعى درآمده که از گناهش بیمناک و بپروردگارش امیدوار است، پس ما براى او (یعنى این شخص گنهکار) همان حال را داریم که خودش آن حال را براى خود دارد امید رحمت براى او داریم، و از عذاب نیز بر او بیمناکیم. »
خلاصه این فرمایش این شد که گناهان بر سه دسته اند:
1- گناهان آمرزیده شده؛ گناهانی که انجام دهنده آن در دنیا مکافات ومجازات انجام آن را کشیده وچشیده است، این شخص دگر بار عذاب نمی شود.
2- گناهان آمرزیده نشده؛ گناهانی که مربوط به حق الناس است.
3- گناهانی که سرانجام آن خیلی روشن نیست، وآن گناهانی که انسان انجام داده وخداوند آن را پوشانده است وانجام دهنده آن نیز توبه کرده است، در حالتی ما بین خوف ورجا، ترس وامید به سر می برد، (در اینجا ترس خوب است ولی نباید به حد نا امیدی برسد که آن گناهی بس بزرگتر از خود آن گناه هست، وباید امید به لطف وعنایت خدا داشت که او ارحم الراحمین است).
یک سری از مردم به سبب گناهانی که در دنیا انجام دادند گرفتاری وبیماری پیدا می کنند، که باعث پاک شدنشان می گردد، ویا سکرات مرگ آنها به سختی انجام می شود، تا با پرونده صاف به آن دنیا بروند، و این گرفتاری ها و سختی ها کفاره گناهان آن ها می شود.
تعدی وتجاوز به حق الناس گناهی است که با گفتن العفو وریختن اشک پاک وبخشیده نمی شود، کسی که ظلم کرده ومال مردم را خورده است ویا آبروی کسی را برده است هر چقدر که شب های قدر را احیا بگیرد جبران گناهش را نمیکند، وباید برای جبران کاری که کرده است اقدام عملی کند، مثلا مال خورده شده را به صاحبان آن برساند، واگر دروغ، غیبت، تهمت به کسی زده است جبران کند وحلالیت طلبد. به قدری حق الناس اهمیت دارد که خون شهید که پاک کننده تمامی گناهان است نمی تواند از عهده حق الناس برآید.
باید دانست که آسیب گناه بسیار بالاتر از آسیب غذای مسموم در جسم انسان است، رسول اکرم(ص) می فرماید: « تعجب می کنم از کسی که می خواهد غذا بخورد و مواظب است غذا به سلامتی اش آسیب نرساند اما از انجام گناهان ابایی ندارد و از آتش نمی ترسد.»
هرکس باید سر در گریبان خود نهد وبه اصلاح خویش پردازد، این سخن به معنای آن نیست که در برابر گناه علنی واکنش نشان ندهد، چرا که آن منکر است ونهی از منکر وظیفه شرعی عمومی است، بلکه مقصود آن است که گاه انسان تنها خطای دیگران را می بیند وخطای خود را فراموش کرده است، در حدیثی قدسی که از امام رضا (ع) نقل شده است آمده :« ای فرزند آدم! گناهان مردم باعث نشود تو گناهان خود را فراموش کنی».
انسان نباید گناه کوچک را؛ کوچک حساب کند چرا که منجر به انجام گناه بزرگ تر و بالاتر می شود، ویاد بیاوریم که تمامی اعمال ماندگار هستند وآنها را خواهیم دید، رسول خدا(ص) می فرماید: « هیچ گناهی را دست کم نگیرید، و از گناهان کبیره اجتناب کنید. انسان در قیامت به گناهان خویش نگاه می کند و زردآب وخون از چشمش می ریزد، خداوند می فرماید: « یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد».
روزى که هر کسى هر کار نیکى که کرده حاضر بیابد و هر کار بدى که کرده، دوست دارد که کاش میان او و کارهاى بدش جدایى دورى مى‏بود. خدا شما را از [نافرمانى‏] خویش بیم مى‏دهد، و خدا به بندگان مهربان است».
رسول خدا(ص) در حدیثی به ابوذر می فرماید: « انسان مؤمن گناه خود را چون صخره بزرگی بیند و هر لحظه می ترسد که بر رویش بیفتد، اما انسان کافر گناهش را مانند مگسی بیند که روی بینی او می نشیند و میرود.» یعنی آن را دست کم می گیرد.
مرگ زودرس نیز از آثار گناه است، در یک روایت از وجود امام صادق(ع) آمده است: « آن مقداری که مردم به خاطر گناهانشان می میرند بیشتر است از مقداری که به خاطر رسیدن اجلشان می میرند.»
این آثاری است که گناه از خودش نشان می دهد. در فراز دوم دعا می خوانیم:« وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ » و مرا از عیب ها پاکم کن.
عیب یا ظاهری است یا باطنی است؛ در این جا عیب ظاهری مانند بلندی و کوتاهی بیش از حد قد، چاقی و لاغری، و زشتی و زیبایی صورت مدّ نظر نیست؛ بلکه مقصود عیب باطنی و رفتاری است.
انسان پیش از آنکه که به عیب های مردم بپردازد باید به شناسایی و بر طرف کردن عیبهای خویش مشغول باشد. و نباید عیب جویی کند و آبروی برادر مومن اش را ببرد که اولین گامی را که در این مسیر بر می دارد در جهنم قرار دارد و خداوند آبروی او را مقابل مردم خواهد برد.
امیرالمومنین(ع) می فرماید:« فرزندم ؛ هرکس مشغول عیب خودش شود نمی تواند به عیب جویی از دیگران بپردازد.» همچنین حضرت فرمودند: « نادانی انسان به عیب خودش از بزرگترین گناهان است.»
ووقتی هم می خواهد عیب کسی را تذکر دهد باید به نحو خصوصی انجام دهد، گویا هدیه وتحفه ای است که به نزد وی می برد، امام صادق (ع) می فرماید:« دوست داشتنی ترین برادران من نزد من کسی است که عیب های من را نزد من هدیه آورد.»
همچنین هیچ شخصی حق ندارد تجسس کند تا عیوب دیگران را کشف وبرملا سازد. خداوند در سوره حجرات آیه 12 می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا »
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از بسیارى از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید.
رسول اکرم(ص) می فرماید: « در پی آن نباشید که عیب های مردم را پیدا کنید، و اگر این کار را کنید خداوند عیب های را آشکار می سازد.»
در فراز سوم این دعا می خواینم:« وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ» و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازما.
تقوای قلوب در قرآن کریم آمده است، در سوره حج آیه 32 می خوانیم: « ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ».
این است [فرایض خدا] و هر کس نشانه های عبادت خدای را بزرگ دارد، این کار نشانه پرهیزکاری دلهاست‏.
ریشه تقوی و پرهیزکاری در دل است؛ دل باید متقی و خدا ترس باشد تا آثار آن در رفتار و روش و منش انسان بنماید. شاید مقصود از درخواست امتحان دل این باشد که چنان کن که آمادگی شرکت در این امتحان سخت را داشته باشم، و از عهده این امتحان برآیم، وقهرا این آمادگی مقدمات زیادی را لازم دارد. مثلا کسی که می خواهد امتحان رانندگی بدهد تا گواهینامه بگیرد باید حتما آموزش اولیه وآمادگی شرکت در آزمون را داشته باشد. وقتی که انسان تقوای قلب داشته باشد آثارش در جوارح و اعضای بدن (گوش، چشم، دست، پا ..)، در کردار ورفتار انسان، ودر حرکات وسکنات وی نمایان می شود، واین یعنی آمادگی شرکت در این امتحان سخت.
در فراز آخر می خوانیم:«یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.» ای گذرنده از لغزش های گناهکاران.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=577616