سفارش تبلیغ
صبا ویژن

92/5/3
2:2 عصر

نمی از یم رمضان/16

بدست دست نوشت در دسته رمضان، گفتگو

تاریخ : 1392/5/3 - ساعت : 41 : 13 - گروه : فرهنگی - حوزه : دین و اندیشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/16- در دسته‌بندی‌ها و جناح‌بندی‌ها؛ حزب‌گرایی‌ها مشخص می‌شود که موضع‌گیری‌ها بر اساس منافع شخصی است یا رویکرد ایمانی ومنافع ملی/ بی موضعی در وقایع مختلف مردود است؛ ضربه‌ها در تاریخ اسلام ناشی از موضع نداشتن برخی چهره‌ها است

حجت الاسلام و المسلمین محمدامین پورامینی در گفتگو با خبرگزاری نسیم به شرح دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان پرداخت که در ادامه تقدیم می شود:
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ، وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ، وآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الى دارِ القَرارِ، بالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین
خدایا توفیقم ده در امروز که همراهی نیکان کنم، و من را از همراهی با بدان باز دار، و با مهر ورحمتت مرا در خانه آرامش (بهشت) جایم ده، به خدایی ات، ای خدای جهانیان.
در دعای امروز تکیه بر دو جهت شده است:
1)لزوم موضع مناسب داشتن در رابطه با نیکان وبدان
2)ترسیم آینده خوب وتلاش برای جای گیری در بهشت
اما جهت اول در دو موضع بیان شده است:
اول: گروهی در زندگی مثبت هستند که ابرار و نیکانند.
دوم: گروهی منفی هستند، که اراذل و اشرارند.
در حقیقت ما تنها نمی توانیم تنها نظاره گر باشیم، باید خط خودمان را معین و مشخص کنیم که آیا همراه با نیکان هستیم ویا با بدان؟
در دسته‌بندی‌ها و جناح‌بندی‌ها؛ حزب‌گرایی‌ها مشخص شود که موضع‌گیری‌ها بر چه اساس است؟ آیا منافع شخصی ملاک است یا روی کرد ایمانی ومنافع ملی؟
آیا برای دین خدا حسابی باز کرده ایم یا تنها منافع مادی می اندیشیم؟ آیا در موضع گیری ها از حساب و کتاب قیامت می ترسیم ویا تنها تکیه بر صندلی ریاست وقدرت برای ما مهم است؟ در مقابل مستکبران، آمریکا ورژیم صهیونیستی که خون مردم را می مکنند وبا زبان دم از حقوق بشر می زنند واشک تمساح می ریزند، ودر عمل از تروریستهای خون آشام حمایت مالی، سیاسی و لجیستیکی می کنند چه موضعی داریم؟ ببینید تمام جنگ ها و آشوب ها در خاورمیانه است، آتش فتنه ها در اینجا روشن می شود، اما خودشان در آسایش نگاه داشته اند، گویا جنگ وخونریزی اختصاص به این نقطه زمین دارد، در برابر این نقشه ها وعملکردها چه موضعی داریم؟
به هر حال رویارویی اشرار و ابرار، جنگ جنود شیطان و رحمن همیشگی است؛ اما ما باید چه کنیم؟ آیا فقط باید در موضع یک تحلیل گر سیاسی باشیم؟ بالاخره ظالمی هست و مظلومی؛ قاتلی است ومقتولی، ستمکاری هست وستمکشی، ما چه کار باید بکنیم؟
نمی توان چشم بسته بود وبه نگاه خالی بسنده کرد، دست کم باید موضع خود را مشخص کنیم، بی موضعی مردود است؛ ما در تاریخ اسلام از موضع نداشتن برخی چهره ها، بسیار ضربه خورده ایم.
ربیع بن خثیم از یاران امیرالمومنین بود که چهره ای زاهد منشانه داشت. در جنگ صفین خدمت امام علی(ع) رسید و گفت: از طرفی شما جانشین بر حق پیغمبر هستید؛ اما از سوی دیگر این جنگ با مسلمانان است! و من نمی خواهم دذ این خون ریزی باشم، واز طرفی هم نمی خواهم از دایره حکومتی شما بیرون روم، مرا به جایی بفرست که ضمن خدمت این مشکل را نداشته باشد!. حضرت به وی چیزی نگفتند و او را را روانه خراسان کردند تا به مرز داری بپردازد! آیا این موضع گیری قابل دفاع هست؟ او وظیفه داشت زیر پرچم امام خویش بجنگد وصحنه را ترک نکند، این زهد نیست، بلکه پیروی از وسوسه های شیطانی است.
می دانید که سه گروه فتنه در برابر امیر مؤمنان شکل گرفت: ناکثین به رهبری طلحه وزبیر و..، و قاسطین به رهبری معاویه ومارقین که خوارجند، اینها مقابل حضرت فتنه گری کردند، وخونها ریختند، ودست به انجام جنایت ها زدند، اینها در ظاهر دم از اسلام وقرآن می زدند ولی در واقع به جنگ قرآن آمدند، مخصوصا خوارج که بسیار اهل نماز و گریه و دعا بودند.
در این مواقع باید چه کرد؟ باید بصیرت داشت و نگاه کرد و دید علی (ع) در کجا ایستاده است. چرا که رسول خدا فرمود: «علی مع الحق والحق مع علی»(تاریخ بغداد14/ص322) علی با حق است وحق با علی، «علی مع القرآن والقرآن مع علی»(المعجم الصغیر طبرانی1/ص255) علی با قرآن است وقرآن با علی.
روزی با یک جوان عمانی صحبت می کرم، در عمان اباضیه هستند که امتداد خوارجند، به وی گفتم: شما (یعنی گروهتان) چرا بر علی (ع) شوریدید؟ گفت: ما بر علی خارج نشوریدیم بلکه از علی بریدیم! گفتم: آیا قبول دارید که رسول خدا(ص) در باره وی فرمود: علی با حق هست وحق با علی؟ گفت: آری، گفتن: بنابراین به اعتراف خودت شما از حق بریدید! حتی اگر بر او نشوریده باشید که شوریدید! چیزی برای پاسخ نداشت وساکت شد.
بی موضع بودن افتخار نیست؛ زمانی که امیرمؤمنان (ع) وارد جنگ شده است باید موضع را روشن کرد و به یاری حضرت پرداخت، واز این جهت کاستی ها، سستی های بسیاری را می بینیم که ناشی از نبود بصیرت، ویا فریفته شدن به جلوه های دنیوی، وتأثیر اغواهای نفسانی ووسوسه های شیطانی است.
نمونه دیگر: حسن بصری از چهره های شاخصی است که بسیار به زهد ودنیاگریزی مشهور شده است! روزی بعد از جنگ صفین وی در حال وضو گرفتن بود؛ امیرمؤمنان(ع) به وی فرمود: خوب وضو بگیر؛ ای حسن پر آب وضو بگیر.
وی در جواب حضرت گفت: شما دیروز افرادی را کشتید که خیلی خوب و پر آب وضو می گرفتند!.
امام در جواب وی فرمود:آیا دل تو برای آن ها سوخت؟
حسن بصری پاسخ داد: آری
حضرت وی را نفرین کرد و فرمود:« همیشه غم و غصه داشته باشی.» ووی از آن تاریخ تا دم مرگ مبتلا به غم و غصه وافسردگی شد.
عبیدالله بن حر بن جعفی کسی بود که امام حسین (ع) از وی طلب یاری کرد؛ او اعلام بی طرفی کرد و در جواب حضرت گفت:« من اسبی دارم که تقدیم شما میکنم.» حضرت از وی قبول نکردند.
بعد از شهادت امام حسین(ع) ابن زیاد وی را خواست و از او پرسید کجا بودی؟! وی در جواب مریضی را بهانه کرد . ابن زیاد به کنایه به وی گفت: تنت مریض بوده است یا دلت؟!
عبید الله که متوجه تهدید ابن زیاد شد، از کوفه فرار کرد و به کربلا آمد و اظهار ندامت شدیدی کرد که چرا توفیق حمایت از فرزند رسول خدا(ص) را پیدا نکرده است.
سبط جوزی در تذکره الخواص اشعاری را از وی نقل کرده است که دال بر اظهار ندامت و پشیمانی وی است.ولی دیگر چه سود؟ موضع گیری به وقت مهم است.
بنابراین در فراز اول این دعا از خداوند می خواهیم:«اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ »
خدایا توفیقم ده در امروز که همراهی نیکان کنم، و من را باز دار از آن که دوستی وهمراهی با بدان بکنم.
در فراز بعدی می خوانیم:« وآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین»
و من را پناه بده در آن به رحمتت در بهشت، به پروردگاری ات، ای معبود جهانیان.
در این فراز از دعا نگاه به فردای خوب نیکان و ابرار است؛ به هر جهت دنیا خانه گرفتاری و مشکلات است اما برای مومنان فردایی خوب وتوأم با آسایش وآرامش در انتظار است.
منظور از دارِ القَرار محل استقراری است که در آن امنیت، آسایش وآرامش است و هسچ استرس واضطرابی در کار نیست، تمام لذت ها در بهشت است، وآنچه از نعمتها وزیبایی ها در دنیا می بینیم بسان عکس وتصویر ونمایی از آن حقیقت است.
خداوند در سوره ال عمران آیه 133 می فرماید:« وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ »
و شتاب کنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتى که وسعت آن، آسمانها و زمین است؛ و براى پرهیزگاران آماده شده است.
امیرمومنان(ع) می فرماید:« بهشت خانه امان و استقرار است.» همچنین از حضرت روایت شده است:« جان های شما بسیار گران بها است و بهای آن بهشت است اگر به کمتر از آن بدهید ضرر کرده اید.»
چه چیزی باعث می شود که انسان بهشتی شود؟
خداوند در سوره مبارکه نساء آیه 124 می فرماید:« وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقیراً»
و کسى که چیزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى‏شوند؛ و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.
همچنین خداوند در سوره مبارکه مریم آیه 63 می فرماید:« تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتی‏ نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ کانَ تَقِیًّا »
این همان بهشتى است که به بندگان پرهیزگار خود، به ارث مى‏دهیم.
تقوای الهی و خوش اخلاقی دو عامل مهم در ورود بندگان به بهشت است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:« بیشترین چیزی که باعث می شود امت من وارد بهشت شوند تقوای الهی و اخلاق خوش است.»
همچنین پیامبر اکرم(ص) می فرماید:« سه چیز است که اگر انسان همراه خودش تا لحظه مرگ داشته باشد وارد بهشت می شود: اول: خداوند را درهمه جا حاضر بداند. دوم: خوش اخلاقی، و سوم: بگو مگو را ترک کند هرچند که حق با او باشد.
رسول اکرم(ص) می فرماید:« هرکس شش چیز را انجام دهد بهشت را برای وی ضمانت میکنم:
1)زمانی که سخن می گوید دروغ نگوید
2)اگر وعده ای داد خلف وعده نکند (وبه وعده خود عمل کند)
3)اگر کسی شما را امانت دار خویش قرار داد خیانت در امانت نکند
4)چشمان خودتان را در مقابل محرمات ببندد
5)پاکدامن باشد
6)مواظب دستان و زبان خود باشد. زخم زبان خیلی بد است، زخم وجراحت ناشی از نیزه وسلاح خوب می شود اما زخم زبان خوب نمی شود، چرا که سبب سوزش وآزردگی دل می شود و بس از مدتی پی آمدهای خود را نشان می دهد.
وفرمود: بهشت بر سه شخص حرام است:
1) کسی که منت بگذارد.
2) کسی که اهل غیبت باشد. برخی هنگامی که پشت سر فردی صحبت می کنند برای تبرئه خویش می گویند من راست می گویم. معنای غیبت آن است که اگر این صحبتی که راست هم هست والآن پشت سر فردی انجام می دهد، اگر رودر روی وی بگوید طرف مقابل ناراحت می شود، این غیبت است، وگرنه اگر راست نباشد که تهمت هست نه غیبت.
3)کسی که مرتب شراب بنوشد.
در آخر دعا می خوانیم: « ِبالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین
خداوند را به پروردگاریش قسم می دهیم که ما را به همراهی با خوبان ودوری از بدان واستقرار در بهشت قرار یاریمان دهد.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=573589