<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>دست نوشت</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " دست نوشت "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Fri, 24 Feb 2012 02:01:38 GMT</lastBuildDate>
<author>وبلاگ شخصي</author>
<item>
<title>تبليغات منفي عليه رهبري در غرب</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%aa%d8%a8%d9%84%d9%8a%d8%ba%d8%a7%d8%aa+%d9%85%d9%86%d9%81%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d8%ba%d8%b1%d8%a8/</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;br&gt;&lt;DIV align=center&gt;&lt;img height=329 src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-11/0452.jpg&quot; width=205 onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img height=329 src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-11/wtw.jpg&quot; width=229 onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=center&gt;خبرگزاري فارس: به گزارش گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس،‌ سايت باراک اوباما دات آي آر با شان استون پيش از اسلام آوردن وي و در جريان کنفرانس هاليووديسم گفت‌وگويي انجام داد که يکي از سئوالات پرسيده شده چنين است: &lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* نظر شما درباره آيت الله خامنه‌اي چيست؟&lt;/STRONG&gt; &lt;br&gt;&lt;P align=justify&gt;من در مورد ايشان چيز زيادي نمي‌دانم و البته نمي‌خواهم در سياست قاطي بشوم. در غرب صحبت‌هاي ايشان به دست ما نمي‌رسد ولي حرفي که چند روز پيش زدند حرف زيبايي بود که هيچ کسي از رهبران دنيا اين حرف‌ را نمي‌زند. ايشان گفت که انسان‌ها چهره‌اي از خدا در روي زمين هستند و درود بر ايشان به خاطر اين حرف. &lt;br&gt;&lt;P align=justify&gt;آيت‌الله خامنه‌اي تنها رهبري است که اينطور حرف مي‌زند. اين صحبت‌ها صحبت‌هايي است که مردم در غرب، به شدت با آن سمپاتي نشان مي‌دهند. اگر به زمان رنسانس برگرديم، مي‌بينيم اين حرف‌هاي خوب در غرب نيز زده مي‌شد اما متاسفانه قطع شد. فرق بين انسان و حيوان چيست و اگر انسان به ارزش‌ها توجه نکند، فقط همديگر را مي‌کشند تا زنده بمانند. فاشيسم و کاپيتاليسم همواره در حال کشت و کشتار مردم دنيا هستند چون اين بخش از انسانيت را حذف کرده‌اند. &lt;br&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نکته ديگري که بايد اضافه کنم، اين است که هميشه براي ما چهره آقايان خميني و خامنه‌اي را با تصاويري عصباني و عبوس نشان مي‌دهند اما من در تهران تصاويري از اين دو شخص ديدم که بسيار زيبا و در حال لبخند زدن بودند و با تصويرسازي که در کشور من از آن‌ها مي‌شد کاملاً متفاوت بود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13901203001322&quot;&gt;http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13901203001322&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 19:54:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2593027</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%aa%d8%a8%d9%84%d9%8a%d8%ba%d8%a7%d8%aa+%d9%85%d9%86%d9%81%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d8%ba%d8%b1%d8%a8/</guid>
</item>

<item>
<title>حجت ششم در کلام انديشمندان امم</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%ad%d8%ac%d8%aa+%d8%b4%d8%b4%d9%85+%d8%af%d8%b1+%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86+%d8%a7%d9%85%d9%85/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://news.hawzahqom.ir/uploads/baner%20farz%20Prinr%201_37290.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;75&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;img style=&quot;BORDER-RIGHT: black 1px solid; BORDER-TOP: black 1px solid; FLOAT: left; MARGIN: 5px; BORDER-LEFT: black 1px solid; BORDER-BOTTOM: black 1px solid&quot; src=&quot;http://www.hawzahnews.com/uploads/l_78174.jpg&quot; alt=&quot;&quot; hspace=&quot;5&quot; vspace=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;در گفت&amp;zwnj;وگو با استاد حوزه&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;حجت ششم در کلام انديشمندان امم&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&lt;br&gt;&lt;hr /&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حرکت عظيم علمي امام جعفر صادق (ع) از اموري است که موجب پيشرفت تمدن بشري و اسلام گرديده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&lt;br&gt;&lt;hr /&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;حجت&amp;zwnj;الاسلام والمسلمين محمد امين پوراميني نويسنده کتاب &amp;laquo;الامام جعفر الصادق رمز حضارة الاسلامية&amp;raquo; در گفت&amp;zwnj;وگو با سرويس علمي و فرهنگي مرکز خبر حوزه ابعاد علمي و فضيلت&amp;zwnj;هاي ششمين اختر تابناک آسمان ولايت و امامت را برررسي کرده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقداري در باره&amp;nbsp;ذو ابعاد بودن زندگي امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام توضيح دهيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;اگر به سخنان امام صادق(ع) توجه کنيد، مي&amp;zwnj;بينيد ايشان در زواياي مختلف سخن گفته&amp;zwnj;اند و شاگرداني که تربيت نموده&amp;zwnj;اند، داراي ابعاد مختلف علمي مي&amp;zwnj;باشند، در زماني که فضاي ضعف بني عباس و بني اميه بود، امام از آن فرصت استفاده کردند و کاري که زمين مانده بود و زمينه نشر آن براي احدي از ائمه فراهم نشده بود، توسط ايشان محقق شد و باعث شد سرمايه بزرگي براي همه مسلمانان و شيعيان فراهم گردد، اگر به جوامع روايي مراجعه کنيم &amp;laquo;قال الباقر&amp;raquo; و &amp;laquo;قال الصادق&amp;raquo; و مخصوصا &amp;laquo;قال الصادق&amp;raquo; را زياد مي&amp;zwnj;بينيم، آقاي برهان بخاري دمشقي از اهل سنت&amp;nbsp;جزوه اي&amp;nbsp;درباره امام صادق عليه السلام نوشته است و در آنجا مي&amp;zwnj;گويد : &amp;laquo;ان الاحاديث المسنده اليه&amp;nbsp;وحده حسب احصاءاتنا تشکل 64 % من التراث الامامي الاثني عشري ( الامام الصادق؛29 ) &amp;raquo; 64 درصد از تراث شيعيه از امام صادق است، و مطلب او تقريبا قريب به واقع است، مرحوم آقاي قزويني موسوعه اي درباره امام صادق (ع)&amp;nbsp;دارد و شنيده&amp;zwnj;ام 60 جلد مي&amp;zwnj;شود، در حالي که کل بحار علامه مجلسي 110 جلد است؛ لذا مطلب جناب بخاري دمشقي دور از واقع نيست، لذا در زندگي حضرت جنبه&amp;zwnj;هاي مختلفي به چشم مي&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;کثرت مرويات از امام صادق(ع)، تنوع مطالب، کثرت شاگردان از جنبه&amp;zwnj;هاي مختلف زندگي امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام مي&amp;zwnj;باشد. آقاي عبد الحسين شبستري کتابي به نام &amp;laquo;اصحاب امام صادق&amp;raquo; دارد و معروف است امام 4 هزار شاگرد داشته است، و يکي از شاگردان او ابوحنيفه است که اين عبارت او مشهور است: &amp;laquo; لو لا السنتان لهلک نعمان &amp;raquo;؛ (التحفة الاثني عشرية ص 8). و آنقدر تاثير امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام در نشر معارف دين ومذهب&amp;nbsp;زياد است که مذهب شيعه به مذهب جعفري معروف گرديد و در واقع اين مذهب همان مذهب محمدي و علوي است، اما زمينه نشر براي امام صادق مهيا شده بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;آيا از بزرگان اهل سنت کساني شاگرد امام صادق(ع) بودند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بسياري از جمله برخي از کساني که بعدها سردمدار مذهب شدند، همه در محضر آن حضرت مدتي شاگردي کرده&amp;zwnj;اند، در بين&amp;nbsp;رؤساي مذاهب چهارگانه&amp;nbsp;اهل سنت، ابوحنيفه از همه&amp;nbsp;اسبق است و بعد از او مالک بن انس و بعد از او محمد بن ادريس شافعي شاگرد ابوحنيفه است و بعد از او احمد بن حنبل که شاگرد شافعي است، البته مذاهب اهل سنت زياد بوده&amp;zwnj;اند، مثلا&amp;nbsp; طبري مذهبي داشته است و بسياري ديگر از عالمان اهل سنت هر يک داراي مذهب فقهي خاصي بوده است، اما در گذر تاريخ زماني که مسئله حصر مذاهب پيش آمد و بيشتر هم دلايل سياسي داشت، بعضي از اين مذاهب که به حکومت نزديک بودند، يا شاگردان برخي از آنها به حکومت رسيدند ماندگار شدند، مثلا ابوحنيفه کتاب فقهي ندارد، اما قاضي القضات&amp;zwnj;هارون الرشيد&amp;nbsp; ابويوسف صاحب کتاب &amp;laquo;خراج&amp;raquo; وقتي به قدرت رسيد، اصلا قاضي غير حنفي را نصب نمي&amp;zwnj;کرد، و همين مسئله دليل نشر مذهب ابوحنيفه شد؛ يا زماني که محمد بن ادريس شافعي به مصر رفت و مالک در آنجا پيرو اني داشت به عنوان اينکه پيرو مذهب مالک است، موقعيت پيدا کرد و به حکومت و حاکم مصر نزديک شد و زمينه نشر مذهب او فراهم گرديد، البته شافعي کتاب فقهي دارد که بنان کتاب الام معروف است، اما ابو حنيفه کتاب فقهي نداشت، از آيت الله بهجت(ره) شنيدم که مي&amp;zwnj;فرمود: &amp;laquo;اگر ابويوسف نبود از ابو حنيفه هيچ چيز باقي نمانده بود&amp;raquo;،&amp;nbsp;يا احمد بن حنبل اصلا جنبه فقهي ندارد؛ طبري صاحب تاريخ معروف که عالم ذوابعادي هم هست(مفسر وفقيه ومورخ)&amp;nbsp;کتابي راجع به اختلاف فقها دارد و در آنجا اسم احمد حنبل را نمي&amp;zwnj;آورد، به او اعتراض کردند که چرا نام او را نياوردي!؟ گفت : او فقيه نيست، او محدّث است؛ اما در زمان خلفاي بني عباس مذهب او رواج پيدا کرد، مهم اين است که اين چهار مذهب معروف اهل سنت، همه بعد از امام صادق(ع) و سران اين مذاهب اربعه به نحوي (مستقيم يا غير مستقيم) براي مدتي&amp;nbsp;شاگردي امام صادق(ع) نموده&amp;zwnj;اند،&amp;nbsp;از اين رو باسابقه ترين&amp;nbsp;مذهب اسلامي بر اساس تاريخي، مذهب امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام است و ديگران بعد پديد آمدند وبايد براي خود شناسنامه اي پيدا کنند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;جايگاه امام صادق(ع) از منظر رسول خدا (ص) واهل بيت (ع) وکساني که به نحوي متصل به اين خاندان بودند توضيح دهيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;در کلام پيامبر اکرم (ص): &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;شيخ صدوق در علل نقل مي&amp;zwnj;کند : &amp;laquo;قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِذَا وُلِدَ ابْنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَسَمُّوهُ الصَّادِقَ فَإِنَّهُ سَيَکُونُ فِي وُلْدِهِ سَمِيٌّ لَهُ يَدَّعِي الْإِمَامَةَ به غير حق&amp;zwnj;ها وَ يُسَمَّي کَذَّابا، علل الشرائع ج : 1 ص : 234 &amp;raquo;رسول اکرم(ص) نقل مي&amp;zwnj;کنند: زماني که فرزندم جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي&amp;zwnj;طالب متولد شد، نام او را صادق بگذاريد، زيرا پنجمين فرزندش که موسوم به جعفر است، به دروغ ادعاي امامت مي&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;در کلام امام سجاد(ع) عليه&amp;zwnj;السلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ابو خالد کابلي از امام سجاد عليه&amp;zwnj;السلام مي&amp;zwnj;پرسد، امام بعد از تو کيست حضرت مي&amp;zwnj;فرمايد :مُحَمَّدٌ ابْنِي يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً وَ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ جَعْفَرٌ اسْمُهُ عِنْدَ أَهْلِ السَّمَاءِ الصَّادِقُ قُلْتُ :کَيْفَ صَارَ اسْمُهُ الصَّادِقَ وَ کُلُّکُمُ الصَّادِقُونَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ إِذَا وُلِدَ ابْنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَسَمُّوهُ الصَّادِق؛ (الخرائج و الجرائح، ج1، ص: 269) امام بعد از امام سجاد(ع)، باقر عليه&amp;zwnj;السلام است که علم را مي&amp;zwnj;شکافد و بعد از ايشان جعفر صادق(ع) امام است، که نزد اهل آسمان به صادق معروف است.. وبعد از رسول خدا (ص) نقل ميکند که اين نامگذاري توسط رسول خدا (ص) انجام شده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://hawzahnews.ir/uploads/2_78173.jpg&quot; border=&quot;1&quot; alt=&quot;&quot; hspace=&quot;3&quot; vspace=&quot;3&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زيد بن علي بن حسين (ع) : &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;laquo;َ قَالَ زَيْدُ بْنُ عَلِيِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فِي کُلِ زَمَانٍ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ يَحْتَجُّ اللَّهُ بِهِ عَلَي خَلْقِهِ وَ حُجَّةُ زَمَانِنَا ابْنُ أَخِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ لَا يَضِلُّ مَنْ تَبِعَهُ وَ لَا يَهْتَدِي مَنْ خَالَفَهُ، الأمالي (للصدوق)، النص، ص: 544 &amp;raquo; زيد بن علي مي&amp;zwnj;گويد: در هر زماني مردي از ما اهل بيت وجود دارد که خدا به واسطه او بر خلقش احتجاج مي&amp;zwnj;کند و حجت زمان ما، پسر برادرم جعفر بن محمد(ع) است و کسي که از او تبعيت کند، گمراه نمي&amp;zwnj;شود و سعادتمند و اهل هدايت نمي&amp;zwnj;شود، کسي که از او تخلف کند؛ و مطالب از اين قبيل فراوان است و به همين مقدار اکتفا مي&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;اقوال علماي اهل سنت پيرامون حضرت امام صادق را بيان کنيد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام شخصيتي هستند که همه مجبورند در مقابل او سر تعظيم فرو آوردند، افراد فراواني از اهل سنت درباره شخصيت علمي امام، مطالب زيادي گفته&amp;zwnj;اند که به&amp;nbsp;ذکر مقداري کفايت مي&amp;zwnj;کنم:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;ابن ابي ليلي&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;عَنْ نُوحِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: قُلْتُ لِابْنِ أَبِي لَيْلَي أَ کُنْتَ تَارِکاً قَوْلًا قُلْتَهُ أَوْ قَضَاءً قَضَيْتَهُ لِقَوْلِ أَحَدٍ قَالَ لَا إِلَّا رَجُلٍ وَاحِدٍ قُلْتُ مَنْ هُوَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع. (تهذيب الأحکام، ج6، ص: 292 ) ابن ابي ليلي قاضي القضات بود، نوح بن دراج مي&amp;zwnj;گويد: از او پرسيدم آيا مي&amp;zwnj;شود به خاطر گفتار ديگري، بر خلاف حکمي که داده&amp;zwnj;اي عمل کني گفت : تنها جعفر بن محمد است که اگر بگويد دست از حکمي که داده&amp;zwnj;ام برمي&amp;zwnj;دارم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;ابو حنيفه :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;اصل او از کابل است او در شأن امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام مي&amp;zwnj;گويد : ما رايت احداً افقه من جعفربن محمد؛ (تذکرة الحفاظ 1: 166). و کلام ابو حنيفه معروف است که &amp;laquo;لو لا السَنتان لهلک نعمان؛ (التحفة الاثني عشرية ص 8&amp;raquo; اگر آن دو سالي که در محضر امام صادق(ع) نبودم نعمان (يعني خود ابوحنيفه) هلاک مي&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;سفيان ثوري :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;laquo;الله اعلم حيث يجعل رسالته؛ (غاية الاختصار : 102 &amp;raquo;.خداوند مي&amp;zwnj;داند که رسالت را در کجا قرار دهد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مالک بن انس : &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;laquo;ما رأت عيني أو ما رأت عين و لا سمعت أذن و لا خطر علي قلب بشر أفضل من جعفر بن محمد فضلا و علما و عبادة و ورعا و کان کثير الحديث طيب المجالسة کثير الفوائد.&amp;nbsp;&amp;raquo; (تهذيب التهذيب 2: 89/156) هيچ&amp;zwnj; چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ کسي خطور نکرده که فردي از نظر علم، فضل تقوي و پاکي&amp;nbsp; از جعفر بن محمد(ع) برتر باشد، او بسيار خوش سخن بود ومجالسش پر فايده.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;جابر بن حيان :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;و حق سيدي لولا ان هذه الکتب به اسم سيدي صلوات الله عليه لما وصلت الي حرف من ذلک الي الابد، الامام الصادق، (عبد الحليم الجندي) : ص 224&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;جابر بن حيان پدرعلم شيمي است، در غرب بيشتر از شرق معروف است، او مي&amp;zwnj;گويد : اگر شاگردي جعفر بن محمد نبود به کلمه&amp;zwnj;اي از مطالبي که رسيده&amp;zwnj;ام نرسيده بودم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;عمرو بن ابي المقدام :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;کنت اذا نظرت الي جعفر بن محمد علمت انه من سلالة النبيين، (حلية الاولياء 2 : 193 ) هرگاه به جعفر بن محمد نگاه مي&amp;zwnj;کردم متوجه مي&amp;zwnj;شدم که&amp;nbsp;او براستي از سلاله پيامبران است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;جاحظ :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;جعفر بن محمد الذي ملاء الدنيا علمه و فقهه؛ رسائل الجاحظ (للسندوبي) : 106 علم و فقه جعفر بن محمد دنيا را پر کرده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;غير مسلمانان در باره ايشان چه مي گويند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;در رابطه با آن بزرگوار ميبينيم که ديگر انديشان، پيروان ديگر اديان الهي وحتي ملحدان سر تسليم فرود آوردند،&amp;nbsp;در بين&amp;nbsp;مسيحيان از باب نمونه&amp;nbsp; &amp;laquo;جوزيف الهاشم&amp;raquo; مسيحي که اديب است و در لبنان زندگي مي&amp;zwnj;کند تعابير عجييي راجع به امام دارد ، (موتمر الامام جعفر الصادق : 150 &amp;ndash; 155 )، سليمان الکتاني نويسنده مسيحي است او نيز مطالب بلندي در شان امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام بيان مي&amp;zwnj;کند (موتمر الامام جعفر الصادق : 249 ) .&amp;raquo;.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://hawzahnews.ir/uploads/77_78105.jpg&quot; border=&quot;1&quot; alt=&quot;&quot; hspace=&quot;3&quot; vspace=&quot;3&quot; width=&quot;280&quot; height=&quot;170&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;امام در کلام ملحدان &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;حتي کساني که ملحد هستند و خدا را قبول ندارند مقابل امام خاضع بودند، مثلا ابن ابي العوجا ء در رابطه با آن حضرت مي&amp;zwnj;گويد : &amp;laquo;ما هذا&amp;nbsp; ببشر،&amp;nbsp; إن کان في الدنيا روحاني يتجسّد اذا شاء و يتروّح اذا شاء باطنا فهو هذا&amp;raquo;، يعني الصادق عليه&amp;zwnj;السلام؛ (الکافي: 1/59)&amp;nbsp; او بشر نيست (فراتر از انسان معمولي است) اگر در دنيا يک روحاني داشته باشيم که روح پرعظمتش در قالب کالبدي نهاده شده باشد اوست، و همينطور ابن المقفع و ابو شاکر ديصاني، کساني بودند که ملحد بودند ولي سر تعظيم مقابل امام صادق فرو مي&amp;zwnj;آوردند. اين اجمالي راجع به گفته&amp;zwnj;هاي ديگران در خصوص شخصيت امام صادق علي السلام بود. البته مجموعه نقطه نظرات ايشان را که بالغ بر شصت مورد است در کتاب الامام الصادق رمز الحضاره الاسلاميه آورده ام.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;در کلام قاتل حضرت &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;حتي کساني که امام صادق را به شهادت رساندند مثل جعفر منصور او هم وقتي که به امام صادق(ع) مي&amp;zwnj;رسد سر تعظيم فرود مي&amp;zwnj;آورد و احترام مي&amp;zwnj;کند و مي&amp;zwnj;گويد : &amp;laquo;فإن سيدهم و عالمهم و بقية الأخيار منهم توفي فقلت: و من هو يا أمير المؤمنين قال: جعفر بن محمد فقلت: أعظم الله أجر أمير المؤمنين و أطال لنا بقاءه فقال لي: إن جعفرا کان ممن قال الله فيه: ثم أورثنا الکتاب الذين اصطفينا من عبادنا و کان ممن اصطفي الله و کان من السابقين بالخيرات؛ (تاريخ يعقوبي 2: 383 &amp;raquo; همانا جعفر بن محمد کسي است که خدا در حق او گفت : ما او را وارث کتاب نموديم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;ميراث واقعي امام صادق(ع) چيست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بزرگترين دست آورد وميراث آن حضرت را در ميراث علمي آن بزرگوار&amp;nbsp;مي توان جستجو کرد که آثار آن را در گفته ها، نامه ها، مناظرات، حلقات علمي، واحاديث بسيار گسترده آن حضرت مي توان يافت.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مناظرات امام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;در بعد فقهي جايي براي حرف نيست و اگر در فقه امام صادق(ع) را نداشته باشيم چه مي داشتيم!؟ يکي از جهات زندگي امام عليه&amp;zwnj;السلام که براي ما طلبه&amp;zwnj;ها مفيد و درس آموز است توجه به مناظرات امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام مي&amp;zwnj;باشد، بايد&amp;nbsp;در روش امام در گفتمانها دقت کنيم وکيفيت ورود و خروج به مباحث و نحوه مناظره آن حضرت بايد مورد دقت و بررسي قرار گيرد و الگو برداري شود، البته امام در بين شاگردان خود افرادي مانند هشام را تربيت کرده بودند که روش بحث را از ايشان آموخته بود واو&amp;nbsp;کيفيت و فن مناظره را از امام ياد گرفته&amp;zwnj;بود، و وظيفه ماست که روش حضرت را به عنوان الگو مورد توجه قرار دهيم و اين مطلب بسيار راهگشاست.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;امام در ميدان مناظره با افراد مختلفي مناظره مي&amp;zwnj;کند&amp;nbsp;حتي با&amp;nbsp;چهره هاي&amp;nbsp;ملحدي مانند ابوشاکر ديصاني و ابن مقفع.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;وظيفه طلاب و عالمان ديني است که در ابعاد مختلف علمي ميدان را خالي نکنيم و بايد ديد را توسعه دهيم؛ امام مناظرات برون ديني و درون ديني متعددي داشته&amp;zwnj;اند از جمله اين مناظرات مناظره امام با ابو حنيفه مي&amp;zwnj;باشد که آنها را نيز در اين کتاب گرد آورده ام.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;* لطفا به طور اجمالي به مناظره اشاره کنيد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;يک مناظره مناظره عجيبي استِ در همين جا پرانتزي باز کنم؛ برخي نسبت به ابوحنيفه مي&amp;zwnj;گويند او تمايل به&amp;nbsp;اهل بيت(ع)&amp;nbsp;داشت و به نظر من اين صحيح نيست!؟ شاهد آن قضيه اي است که در رابطه با منصور وامام صادق نقل شده است که بخاطر آنکه موقعيت امام را بشکند به امر منصور چهل مسئله مشکل را فراهم آورد که آن ماجرا نيز بر عظمت وموقعيت اجتماعي امام صادق (ع) افزود ، جريان را ذهبي اينگونه آورده است &amp;laquo;أَبُو الْقَاسِمِ الْبَغَّارُ فِي مُسْنَدِ أَبِي حَنِيفَةَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ زِيَادٍ سَمِعْتُ أَبَا حَنِيفَةَ وَ قَدْ سُئِلَ مَنْ أَفْقَهُ مَنْ رأي&amp;zwnj;ات قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَقْدَمَهُ الْمَنْصُورُ بَعَثَ إِلَيَّ فَقَالَ يَا أَبَا حَنِيفَةَ إِنَّ النَّاسَ قَدْ فُتِنُوا به جعفر بْنِ مُحَمَّدٍ فَهَيِّئْ لَهُ مِنْ مَسَائِلِکَ الشِّدَادِ فَهَيَّأْتُ لَهُ أَرْبَعِينَ مَسْأَلَةً ثُمَّ بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُوَ بِالْحِيرَةِ فَأَتَيْتُهُ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ جَعْفَرٌ جَالِسٌ عَنْ يَمِينِهِ فَلَمَّا بَصُرْتُ بِهِ دَخَلَنِي مِنَ الْهَيْبَةَ لِجَعْفَرٍ مَا لَمْ يَدْخُلْنِي لِأَبِي جَعْفَرٍ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَأَوْمَأَ إِلَيَّ فَجَلَسْتُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ هَذَا أَبُو حَنِيفَةَ قَالَ نَعَمْ أَعْرِفُهُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ يَا أَبَا حَنِيفَةَ أَلْقِ عَلَي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مِنْ مَسَائِلِکَ فَجَعَلْتُ أُلْقِي عَلَيْهِ فِيُجِيبُنِي فَيَقُولُ أَنْتُمْ تَقُولُونَ کَذَا وَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَقُولُونَ کَذَا وَ نَحْنُ نَقُولُ کَذَا فَرُبَّمَا تَابَعْنَاکُمْ وَ رُبَّمَا تَابَعْنَاهُمْ وَ رُبَّمَا خَالَفْنَا جَمِيعاً حَتَّي أَتَيْتُ عَلَي الْأَرْبَعِينَ مَسْأَلَةً فَمَا أَخَلَّ مِنْهَا بهشيءٍ ثُمَّ قَالَ أَبُو حَنِيفَةَ أَ لَيْسَ أَنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ أَعْلَمُهُمْ به اختلاف النَّاس؛ به نقل از المناقب ج 3 ص 375.&amp;raquo;.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ذهبي آورده است : ابو القاسم بغّار در مسند ابي حنيفه نقل مي&amp;zwnj;کند که حسن بن زياد گفت: از ابو حنيفه پرسيدند فقيه&amp;zwnj;ترين مردم که ديده&amp;zwnj;اي کيست. گفت: جعفر بن محمّد. وقتي منصور او را احضار نمود از پي من فرستاده گفت: مردم خيلي فريفته جعفر بن محمّد شده اند از آن مسائل مشکل خود، مقداري آماده کن. من چهل مسأله تهيه ديدم بعد منصور دنبال من فرستاد آن وقت که در &amp;laquo;حيره&amp;raquo; بود. وارد شدم، جعفر بن محمّد طرف راستش نشسته بود همين که چشمم به آن جناب افتاد چنان هيبت و جلالش مرا گرفت بيشتر از هيبتي که از منصور داشتم. سلام کردم اشاره کرد بنشين. نشستم. در اين موقع منصور گفت: يا ابا عبد اللَّه اين شخص ابو حنيفه است فرمود: بلي او را ميشناسم. منصور به من گفت: خوب است مسائل خود را از ابا عبد اللَّه بپرسي، من شروع کردم به سؤال کردن جواب مي&amp;zwnj;داد مي&amp;zwnj;فرمود شما اين طور مي&amp;zwnj;گوئيد، ولي اهل مدينه چنين مي&amp;zwnj;گويند. اما ما چنين مي&amp;zwnj;گوئيم گاهي حرف ما را مي&amp;zwnj;پذيرفت و گاهي حرف اهل مدينه را گاهي نيز هر دو را رد مي&amp;zwnj;کرد. بالاخره چهل مسأله را پرسيدم حتي يکي را فروگذار نکرد سپس فرمود: ابو حنيفه! مگر داناترين مردم کسي نيست که از اختلاف مردم اطلاع داشته باشد!؟&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;امام با افراد مختلف از فرق و مذاهب گوناگون مناظرات متعددي داشتند که دقت در هر يک مطالب و بهره هاي فراواني نصيب اهل علم مي&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;ورود امام صادق(ع) به ساير عرصه&amp;zwnj;هاي علمي چگونه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;در فقه از اول طهارت تا آخر ديات همه کلمات امام صادق عليه&amp;zwnj;السلام است، امام در موضوعات ديگري هم به غير از فقه وارد شده&amp;zwnj;اند در طب؛ شيمي، نجوم؛ اسرار خلقت و آفرينش، مسائل مربوط به طبيعيات، و... بايد علماء متخصص در علوم دانشگاهي چه در طب و ديگر علوم، کلمات حضرت را در تخصص خودشان دنبال کند و به نتايج خوبي خواهند رسيد، امام مناظراتي با طبيبان هند و مناظراتي با منجمان وستاره شناسان&amp;nbsp;دارند و مطالب ارزشمندي بيان مي&amp;zwnj;کنند که به اهلش واگذار مي&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;در رابطه برخورد آن حضرت با مشي تصوف ومبارزه با عرفان واره&amp;zwnj;ها توضيح دهيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;امام صادق(ع) با تبيين اسلام اصيل وبه تعبير امام خميني اسلام ناب محمدي با کساني که اينگونه مشي انحرافي داشتند مبارزه مي&amp;zwnj;کردند،&amp;nbsp; افرادي بودند که خود را عالم زاهد نشان مي&amp;zwnj;دادند و گرايشات صوفيانه داشتند مانند مثل سفيان ثوري، سفيان بن عيينه،&amp;nbsp;عباد بن کثير&amp;nbsp;بصري و..آن حضرت در&amp;nbsp;برخورد&amp;nbsp;با کساني که اينگونه چهره&amp;zwnj;هاي زهد گرايانه و صوفي منشانه&amp;nbsp; موضع گيري مي&amp;zwnj;نمودند وحقايق ناب را روشن مي ساختند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;در رابطه با&amp;nbsp;تربيت شاگردان بزرگ در علوم مختلف توضيح دهيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;يک ديگر از ابعاد شخصيتي امام بعد شاگرد پروري آن حضرت است، ايشان در علوم مختلف شاگردان متعددي تربيت &amp;zwnj;نمودند، افرادي مانند زرارة، ابان بن تغلب، محمد بن مسلم، و ... که در فن حديث و فقه صاحب نظر بودند، و افرادي مانند هشام، مومن الطاق و...را تربيت کردند که در فن کلام تخصص داشتند، و در علوم طبيعي شاگرداني مانند جابر بن حيان پرورش دادند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;با تشکر.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;گفتگو و تحقيق: حميد کرمي.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;علمي فرهنگي برگزيده&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; شماره خبر: 131291&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; 17:42 - 1390/11/20&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.hawzahnews.com/index.aspx?siteid=6&amp;amp;pageid=1973&amp;amp;newsview=131291&quot;&gt;http://www.hawzahnews.com/index.aspx?siteid=6&amp;amp;pageid=1973&amp;amp;newsview=131291&lt;/a&gt;&amp;nbsp;با تصحيح&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Feb 2012 16:35:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2579896</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%ad%d8%ac%d8%aa+%d8%b4%d8%b4%d9%85+%d8%af%d8%b1+%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86+%d8%a7%d9%85%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>گزارشي علمي از کتاب با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d8%a8%d8%a7+%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86+%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d9%85%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%87+%d8%aa%d8%a7+%d9%85%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%87/</link>
<description>&lt;div&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 84px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9642854141.240.jpg?1188658664&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه: امام حسين (ع) در مدينه منوره&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;224&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 83px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648024014.240.jpg?1170457420&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه،  امام حسين (ع) در مکه مکرمه&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;166&quot; height=&quot;240&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 83px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769192.240.jpg?1188680193&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه (امام حسين (ع) در کربلا)&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;230&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 84px; height: 120px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769192.240.jpg?1188680193&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه (امام حسين (ع) در کربلا)&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;230&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 88px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769206.240.jpg?1188679953&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;230&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 82px; height: 122px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769885.240.jpg?1189606853&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه: کاروان امام حسين (ع) در شام و حرکت به سوي مدينه منوره&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;232&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;به اهتمام صفر سفيدرو پژوهشگر تاکنون درباره قيام و نهضت امام حسين(ع)، شهادت آن حضرت و يارانش و نيز پيامدهاي سياسي، اجتماعي و ادبي انقلاب حسيني کتاب&amp;rlm;هاي زياد نوشته شده و پژوهش&amp;rlm;هاي بي&amp;rlm;شمار انجام گرفته و به علاقه&amp;rlm;مندان آن حضرت تقديم شده است. هم&amp;rlm;چنين نسخه&amp;rlm;هاي خطي فراواني نيز در اين باره وجود دارد که غبار تاريخ بر آنها نشسته و کسي از آنها سراغ ندارد. براساس يک پژوهش ميداني شمار کتاب&amp;rlm;ها و مقالات نوشته شده درباره امام حسين(ع) و قيام عاشورا به بيش از سه هزار تأليف مي&amp;rlm;رسد، با اين وجود هم&amp;rlm;چنان{P . معجم ما کتب عن الرسول و اهل البيت، جلدهاي هفتم و هشتم. P} پژوهشگران نسبت به شخصيت و انقلاب اين امام همت گماشته و مي&amp;rlm;کوشند تا نکات و زواياي جديدي از قيام و نهضت حسيني را به جامعه اسلامي و بشري ارائه کنند.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;مجموعه شش جلدي &amp;raquo;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه&amp;laquo; يکي از آثار و پژوهش&amp;rlm;هاي بي&amp;rlm;شماري است که در زمينه قيام و نهضت حسيني تدوين شده است. با توجه به اين&amp;rlm;که در باره قيام و نهضت امام حسين(ع) آثار فراواني وجود دارد، هر اثر جديدي که در اين زمينه ارائه شود با اين سؤال اساسي و جدي روبرو مي&amp;rlm;گردد که آيا اين کتاب تکرار کتابهاي قبل نيست و آيا حرف جديدي دارد که در کتاب&amp;rlm;ها و پژوهش&amp;rlm;هاي مربوط به مکتب حسيني ارائه نشده باشد؟ و آيا به موضوعي پرداخته است که پيشينيان به آن نپرداخته باشند؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت، همان&amp;rlm;گونه که در مقدمه جلد اول اين مجموعه آمده، در علل تحقق قيام امام حسين(ع) عوامل گوناگوني نقش داشتند، مانند خودداري آن حضرت از بيعت با يزيد، نامه&amp;rlm;هاي کوفيان، امر به معروف و نهي از منکر و ايجاد اصلاح در امت پيامبر اکرم(ص)؛ و... ميزان توجه هرکدام از مورخان به هر يک از عوامل، سبب شده تا تفسير و قرائت از قيام امام حسين(ع) با نگاه&amp;rlm;هاي مختلفي بررسي شود. در بررسي علل و عوامل اين حادثه بزرگ تاريخ به برخي از عوامل بيش از وزن آن توجه شده و موجب گشته تا قرائت و تحليل از اين انقلاب شگفت&amp;rlm;آور با واقعيت تاريخي هم داستان نباشد. مانند تأکيد بيش از اندازه برخي از عالمان گذشته و معاصر به نامه&amp;rlm;هاي کوفيان که آن را علت اصلي قيام امام(ع) دانسته&amp;rlm;اند؛ و يا اين&amp;rlm;که از نوشته&amp;rlm;هاي برخي از عالمان گذشته شيعه چنين برمي&amp;rlm;آيد که امام حسين(ع) از آينده و سرنوشت خويش آگاهي نداشت و گفته&amp;rlm;اند آن حضرت هيچ&amp;rlm;گاه فکر نمي&amp;rlm;کرد که مردم کوفه نسبت به وي خيانت کنند و پيروان حق دست از ياري او بردارند و آن حوادث شگفت&amp;rlm;انگيز رقم بخورد.{P . تنزيه الانبياء، ص 175 - 176. P} اختلاف نظرها از چارچوب تاريخ پا را فراتر گذاشته و دامنه آن به فقه نيز کشيده شده و کساني از فقها معتقد بودند که امام حسين(ع) وظيفه خاصي داشت که آن را انجام داد و ديگران نمي&amp;rlm;توانند در اين کار از او تأسي کنند و در مقابل نيز برخي فقها رفتار امام را کاملاً منطبق بر موازين شرعي مي&amp;rlm;دانند. نويسندگان اين اثر معتقدند که پژوهش درباره نهضت حسيني تا پيدا شدن يک تئوري فراگير که همه عوامل مؤثر در اين قيام را چنان که بايد جدي بگيرد و حق هر کدام را چنان که شايسته است بدون افراط و تفريط بيان کند، هم&amp;rlm;چنان ضروري به نظر مي&amp;rlm;رسد. بررسي مجموعه حاضر نشان مي&amp;rlm;دهد که اين اثر به دنبال اين است تا همه عوامل را با يکديگر سنجيده و به اندازه وزن هر کدام، تحليل و تفسيري جديد و واقع&amp;rlm;بينانه را بيان دارد. نويسندگان آن مدعي&amp;rlm;اند که در اين پي&amp;rlm;جويي تاريخي، درباره تاريخ دوران امامت امام حسين(ع) و پس از آن تا هنگام بازگشت کاروان حسيني به مدينه به رهبري امام سجاد(ع) مطالعه&amp;rlm;اي تحليلي و انتقادي انجام داده و کوشيده&amp;rlm;اند تا جنبه&amp;rlm;هاي ناشناخته و پنهان و نيز موارد ارزشمندي را که تاکنون، چنان که بايد، به ارزش&amp;rlm;هاي آن پي برده نشده و نيز حقايقي را که در پس پرده&amp;rlm;هاي دروغ پنهان مانده و يا دروغ&amp;rlm;هايي که لباس حقيقت پوشيده&amp;rlm;اند را آشکار سازد. اين اثر مطالعه نويني است که در آن در جاي جاي حرکت کاروان حسيني از مدينه تا مدينه درنگ و تأمّل شده و مفاهيم و درسهاي آموزنده آن را بازگو کرده و براي خواننده قرائت جديدي را ارائه کرده تا بتواند نتيجه درستي از نهضت امام حسن(ع) به دست آورد.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&lt;strong&gt;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه&lt;/strong&gt; ترجمه عنوان &lt;strong&gt;مع الرکب الحسيني من المدينه الي المدينه&lt;/strong&gt; است که با تلاش، زحمات و همفکري شش نفر از پژوهشگران و مورخان برجسته معاصر به زبان عربي به رشته تحرير درآمد و به قلم جناب آقاي عبدالحسين بينش به فارسي برگردانده شده است.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;نويسندگان اين اثر گران&amp;rlm;سنگ عبارتند از؛ استاد علي الشاوي، شيخ نجم&amp;rlm;الدين طبسي، شيخ محمدجواد طبسي، شيخ عزت&amp;rlm;اللَّه مولايي، شيخ محمدجعفر طبسي، و &lt;strong&gt;شيخ محمد امين&amp;rlm;پور اميني&lt;/strong&gt;. استاد علي الشاوي پژوهش همه همکاران را نقد و بررسي کرده و با يک قلم به نگارش درآورده است. (مع الرکب الحسين من المدينه الي المدينه) از زمان انتشار موفق گرديده تا نظر خوانندگان عرب&amp;rlm;زبان خود را در ميان کشورهاي عربي جلب کند و ترجمه آن (با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه) نيز توانسته جاي خود را در ميان فارسي&amp;rlm;زبانان بازنمايد و از آن به خوبي استقبال شده است. اينک به معرفي اجمالي مهمترين مطالب آن مي&amp;rlm;پردازيم.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;هر جلد از مجموعه شش جلدي با کاروان حسيني که در شش مقطع به بررسي قيام و نهضت حسيني مي&amp;rlm;پردازد و به ترتيب هر کدام از اين مقاطع يک جلد از اين مجموعه را به خود اختصاص داده است.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;1. وقايع حضور امام حسين(ع) در مدينه تا حرکت به مکه مکرمه.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;2. حضور امام حسين(ع) در مکه مکرمه.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;3. وقايع حرکت امام از مکه تا کربلا.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;4. وقايع حضور امام در کربلا تا شهادت.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;5. وقايع کاروان حسيني، پس از شهادت امام حسين(ع) تا رسيدن به شام.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;6. وقايع کاروان حسيني در شام و از شام تا ورود به مدينه.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;در جلد نخست اين مجموعه، نويسنده (استاد علي الشاوي) به مطالعه و بيان نفاق و ماهيت و دستاوردهاي آن پرداخته و مي&amp;rlm;کوشد تا در لابه&amp;rlm;لاي تحولات بزرگي که از وفات رسول خدا(ص) تا سال شصت هجري بر امت اسلامي گذشته علاوه بر کشف حقايقي تازه اين موضوعات را نيز بررسي مي&amp;rlm;کند: منشأ پيدايش ضعف روحي و دوگانگي شخصيت انسان مسلمان و عوامل موجب اين بيماري که باعث شد دلهاي مردم با حسين و شمشيرهايشان عليه او باشد. همچنين نويسنده در اين کتاب با ارائه مطالبي با عنوان &amp;raquo;در پيشگاه شهيد پيروز&amp;laquo; کوشيده است تا نشان دهد شهيد پيروز از ويژگي&amp;rlm;هاي امام حسين(ع) است و تلاش مي&amp;rlm;کند تا تصويري را ارائه دهد تا در پرتو آن خواننده بتواند از گفته&amp;rlm;ها و موضع&amp;rlm;گيري&amp;rlm;هاي امام، که در ظاهر برخي&amp;rlm;شان با يک&amp;rlm;ديگر در تعارض هستند، تفسيري منسجم و درست دريافت کند. نويسنده تصويري روشن از افق&amp;rlm;هاي پيروزي حسين(ع) را در دوران قيام عاشورا و پس از آن تا دوران ظهور و در خود دوران ظهور نشان مي&amp;rlm;دهد و تأکيد مي&amp;rlm;کند، قيام حضرت مهدي(عج) فصل پاياني قيام حسيني را تشکيل مي&amp;rlm;دهد. بالاخره اين&amp;rlm;که دقت در محتواي اين کتاب نشان مي&amp;rlm;دهد که اين قرائت ديدگاه استدلالي نويني را به بار آورده و روش مطالعه و ارتباط ميان ابعاد آن تازگي دارد. مطالب جلد نخست در چهار فصل زير ارائه شده است: فصل اول: امام حسين(ع) پس از برادرش امام حسن(ع) فصل دوم: ويژگي&amp;rlm;هاي کلي روش امام حسين(ع) در دوران معاويه فصل سوم: داستان آغاز انقلاب فصل چهارم: آغاز سفر (پيروزي با شهادت)&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;در جلد دوم، نويسنده کتاب آقاي شيخ نجم&amp;rlm;الدين طبسي، به طولاني&amp;rlm;ترين دوره نهضت حسيني، يعني دوران مکي که 125 روز طول کشيد مي&amp;rlm;پردازد و مي&amp;rlm;گويد: اگر چه اين برهه در مقايسه با دوران قيام حسيني، دوره کوتاهي نيست، اما وقايع و رويدادهاي آن نسبت به ديگر برهه&amp;rlm;ها ناشناخته&amp;rlm;تر به شمار مي&amp;rlm;آيد و پرداختن به آن زواياي روشن&amp;rlm;تري از قيام امام(ع) به دست مي&amp;rlm;دهد. مثلاً مي&amp;rlm;پرسد: با وجودي که پيش از او برادر و پدر بزرگوارش در مکه پايگاهي نداشتند، چرا امام حسين(ع) از ميان همه شهرها مکه را براي هجرت برگزيد؟ او با ارائه تحليلي جمعيت شناختي از مردم مکه به اين سؤال در ارتباط با نهضت حسيني تفسير جديدي ارائه مي&amp;rlm;دهد. در واقع سراسر نوشته&amp;rlm;هاي او در تحليل و تفسير طولاني&amp;rlm;ترين دوره نهضت حسيني از جنبه نظم و محتوا، توجه به نکته&amp;rlm;هاي جديد، استنباط دقيق و تهيه عنوان&amp;rlm;هاي مناسب که راه رسيدن به مطلب را آسان مي&amp;rlm;سازد، غني و جديد به نظر مي&amp;rlm;رسد و نظر خوانندگان را به خود جلب مي&amp;rlm;کند. نويسنده مطالب خود را در جلد دوم اين مجموعه در سه فصل تنظيم کرده است: فصل اول: تلاش&amp;rlm;هاي امام حسين(ع) در مکه. فصل دوم: تلاش حکومت اموي در روزهاي مکي دوران نهضت حسيني. فصل سوم: حرکت امت در دوران مکي قيام امام حسين(ع).&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;آقاي شيخ محمدجواد طبسي، جلد سوم اين مجموعه را با عنوان امام حسين(ع) و رويدادهاي راه مکه تا کربلا تدوين کرده است. نويسنده در مقدمه کتاب مي&amp;rlm;گويد: درباره مسير کاروان حسيني از مکه تا کربلا نکات مهم قابل ملاحظه&amp;rlm;اي وجود دارد. اين نکات از نوع علائم نشان&amp;rlm;دهنده دوري يا نزديکي راه نيست. بلکه از نوع ديگري مي&amp;rlm;باشد. زيرا سخن درباره هويت رهرو است نه هويت راه. دقت و مطالعه کتاب نشان مي&amp;rlm;دهد اين جلد نيز نکات مهم فراواني درباره وقايع حرکت کاروان حسيني از مکه تا کربلا دارد. نويسنده با تشريح اين وقايع براي خواننده، تأکيد مي&amp;rlm;کند که چرا امام حسين(ع) در اين مقطع از مسير کاروان پيوسته از کشته شدن خويش سخن مي&amp;rlm;گويد و همراهان خود را به عاقبت کار خويش آگاه مي&amp;rlm;کند. او تمام وقايع مسير کاروان حسيني از مکه تا کربلا را ذيل سه فصل دسته&amp;rlm;بندي کرده و حوادث تمام منزلگاه&amp;rlm;ها را در همين فصلها بيان مي&amp;rlm;دارد و در آغاز بحث خويش به هفت نکته پژوهشي مهم مي&amp;rlm;پردازد: 1. کاروان حسيني در راه عراق. 2. کوفه در دوران مسلم بن عقيل. 3. وقايع منزلگاه&amp;rlm;هاي راه مکه تا کربلا.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;نويسندگان جلد چهارم مجموعه &amp;raquo;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه&amp;laquo; شيخ محمدجعفر طبسي و شيخ عزت&amp;rlm;الله مولايي، مطالب اين جلد يعني رويدادهاي کربلا را در چهار فصل تدوين کرده&amp;rlm;اند. فصل اول به نام&amp;rlm;گذاري، خلاصه تاريخ و جغرافياي کربلا و نيز فضيلت و قداست تربت آن مي&amp;rlm;پردازد. در فصل دوم وقايع و رخدادهاي کاروان حسيني از روز دوم تا شب دهم محرم تشريح مي&amp;rlm;شود. مانند رد و بدل شدن نامه&amp;rlm;ها، سخنان امام در اين ايام، آمادگي جنگي دو اردوگاه و شرح حال افرادي که در اين ايام به امام(ع) پيوستند. فصل سوم با عنوان کربلا در روز دهم محرم سال 61 ه&amp;rsquo; . ق به توصيف، آمار و جمعيت&amp;rlm;شناختي دو سپاه حسيني و اموي مي&amp;rlm;پردازد و براي خوانندگان نمونه عرف&amp;rlm;هاي نظامي آن روزگار را بازگو مي&amp;rlm;کند. فاجعه عاشورا، عنوان فصل چهارم جلد چهارم است. حماسه عاشورا، و تمام وقايع آن روز، مانند احتجاج امام(ع)، آتش زدن خيمه&amp;rlm;ها، شمار و شرح حال خلاصه&amp;rlm;اي از همه شهدا، تهاجم به خيمه&amp;rlm;ها، تاختن اسب بر بدن شهدا در فصل پاياني کتاب آمده است. امام حسين(ع) رويدادهاي راه کربلا تا شام،&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;عنوان پنجمين جلد مجموعه با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه، به قلم شيخ جعفر طبسي مي&amp;rlm;باشد. نويسنده مطالب رويدادهاي کاروان حسيني از کربلا تا شام را در يک مقدمه و چهار فصل تنظيم کرده است. مقدمه کتاب شامل نقش زنان بني&amp;rlm;هاشم و نيز نقش امام سجاد(ع) در کربلا و در مجلس ابن زياد را بيان مي&amp;rlm;دارد. نويسنده در فصل اول به نشانه&amp;rlm;هاي خشم الهي در پي شهادت امام حسين(ع) در دو بخش نشانه&amp;rlm;هاي آسماني مانند کسوف خورشيد، سرخ و سياه شدن آسمان و بخش نشانه&amp;rlm;هاي زميني مانند جوشيدن خون از زير سنگ، عزاداري جنيان و خاکستر شدن زعفران و تلخ شدن گوشت مي&amp;rlm;پردازد. او در فصل دوم به تشريح وقايع پس از قتل امام(ع) مانند سرنوشت ابن زياد، عمر سعد، خولي و رخدادهاي ساعت&amp;rlm;هاي پاياني روز عاشورا مانند آتش زدن خيمه&amp;rlm;ها، نوحه&amp;rlm;سرايي پريان، رقابت قبايل براي بردن سرها نزد ابن زياد مي&amp;rlm;پردازد. فصل سوم کتاب به حوادث کاروان حسيني در کوفه اختصاص دارد و رخدادهاي پيش&amp;rlm;آمده براي اين کاروان در اين شهر را تشريح مي&amp;rlm;کند، مانند زمان ورود کاروان به کوفه، چگونگي استقبال کوفيان، خطبه حضرت زينب، خطبه امام سجاد، رويارويي امام(ع) با ابن&amp;rlm;زياد. آخرين فصل کتاب به چند موضوع مهم درباره کاروان حسيني از کوفه تا شام اشاره مي&amp;rlm;کند. مانند: مدت توقف کاروان در کوفه، چگونگي انتقال کاروان به شام، منزلگاه&amp;rlm;هاي راه کوفه به دمشق.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;ششمين و آخرين جلد مجموعه با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه، با عنوان کاروان امام حسين(ع) در شام و حرکت به سوي مدينه منوره، به قلم &lt;strong&gt;شيخ محمد امين&amp;rlm;پور اميني&lt;/strong&gt; مي&amp;rlm;باشد. دستمايه اصلي اين جلد، تشريح و تبيين رسالت جاودانه پيروزمند کاروان حسيني در ميان مردم شام و نيز توده امت بزرگ اسلامي پس از شهادت آن حضرت است. و بيان مي&amp;rlm;دارد که چگونه معادله دگرگون شد و چرا يزيد به ظاهر گريست و از پسر مرجانه بيزاري جست و کاروان را به مدينه بازگرداند. در واقع نويسنده در خلال حوادث و رخدادهاي کاروان در شام و مدينه به مهم&amp;rlm;ترين وزيربنايي&amp;rlm;ترين مأموريت کاروان حسيني به رهبري امام سجاد(ع) و زينب کبري مي&amp;rlm;پردازد. وي در سرآغاز کتاب، شام، بني&amp;rlm;اميه، نقش معاويه و يزيد را معرفي مي&amp;rlm;کند و در فصل نخست در خلال بيان حوادث در شام، نقش اهل بيت(ع) در شام را براي خواننده به تصوير مي&amp;rlm;کشد. فصل دوم کتاب به حرکت پيروزمندانه کاروان از شام و بازگشت به کربلا اختصاص دارد. در فصل سوم مسائل مربوط به رسيدن کاروان به مدينه را تشريح مي&amp;rlm;کند که کاروان بدون امام حسين(ع) و يارانش به مدينه بازمي&amp;rlm;گردد. در همين فصل وضعيت اين شهر پس از شهادت امام و نيز نقش امام سجاد(ع) و زينب کبري در استمرار رسالت و پيام عاشورا بررسي و تبيين شده است.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://tooba.net/Magazines/Show/25/13&quot;&gt;http://tooba.net/Magazines/Show/25/13&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Feb 2012 03:14:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2578281</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d8%a8%d8%a7+%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86+%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d9%85%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%87+%d8%aa%d8%a7+%d9%85%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%87/</guid>
</item>

<item>
<title>ويژه برنامه به مناسبت آغاز امامت حضرت امام زمان (ع)</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d9%88%d9%8a%da%98%d9%87+%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa+%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%aa+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86+(%d8%b9)/</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;img style=&quot;WIDTH: 225px; HEIGHT: 180px&quot; height=217 src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-11/901113vijeh-emam-zaman[-097302-10-52-48].jpg&quot; width=254 onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img style=&quot;WIDTH: 248px; HEIGHT: 180px&quot; height=186 src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-11/901113vijeh-emam-zaman[-059626-10-37-42].jpg&quot; width=320 onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=center&gt;شرکت در برنامه مستقيم شبکه جهاني ولايت به مناسبت آغاز امامت حضرت امام زمان (عج)- اين برنامه در روز پنجشنبه 9 ربيع الاول 1432 پخش گرديد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 11:07:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2575245</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d9%88%d9%8a%da%98%d9%87+%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa+%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%aa+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86+(%d8%b9)/</guid>
</item>

<item>
<title>چشم اندازي بر مجموعه کتابهاي (مع الرکب الحسيني)</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/192/%da%86%d8%b4%d9%85+%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%8a+%d8%a8%d8%b1+%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%8a+(%d9%85%d8%b9+%d8%a7%d9%84%d8%b1%da%a9%d8%a8+%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86%d9%8a)/</link>
<description>&lt;div&gt;آينه پژوهش &amp;raquo; خرداد و تير 1384 - شماره 92&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;پايگاه مجلات تخصصي نور&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div&gt;&lt;img style=&quot;width: 294px; height: 242px;&quot; src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-11/12021.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;439&quot; height=&quot;329&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9647935544.240.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;الرکب الحسيني في الشام و منه الي المدينه المنوره&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;240&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;مع الرکب الحسيني من المدينة الي المدينه / دراسة تاريخيه تحليله&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 84px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9642854141.240.jpg?1188658664&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه: امام حسين (ع) در مدينه منوره&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;224&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 83px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648024014.240.jpg?1170457420&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه،  امام حسين (ع) در مکه مکرمه&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;166&quot; height=&quot;240&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 83px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769192.240.jpg?1188680193&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه (امام حسين (ع) در کربلا)&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;230&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 84px; height: 120px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769192.240.jpg?1188680193&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه (امام حسين (ع) در کربلا)&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;230&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 88px; height: 121px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769206.240.jpg?1188679953&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;230&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;img id=&quot;prodImage&quot; style=&quot;width: 82px; height: 122px;&quot; src=&quot;http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9648769885.240.jpg?1189606853&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه: کاروان امام حسين (ع) در شام و حرکت به سوي مدينه منوره&quot; vspace=&quot;10&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;232&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;مقدمه&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اگر به تاريخ زندگاني امام حسين(ع) بنگريم خواهيم ديد او در اين جهان, پنجاه وهشت سال زندگي کرد و در يک نيم روز نيز پس از اندکي دفاع و مقاومت کشته شد. زندگي نامه او را به طور خلاصه و به ترتيب زير در تاريخ مي بينيم:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1. هشت سال با رسول خدا در مدينه بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;2. سي سال با پدرش امام علي(ع) در مدينه و اندکي نيز در کوفه بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;3. ده سال با برادرش امام حسن مجتبي(ع) در مدينه بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;4. نزديک به ده سال نيز پس از شهادت برادرش امام مجتبي(ع) پيشوا و هادي مردم بود که نُه سال و شش ماه آن باز در مدينه (شهر رسول الله) بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;5. شش ماه از واپسين روزهاي زندگاني اش را در خارج از مدينه بود که چهار ماه آن را در مکه مکرمه و در کنار خانه خدا زيست و دو ماه ديگر را در راه هاي مدينه به مکه و بيشتر در راه هاي مکه به کوفه و کربلا به سر برد و پس از هشت روز توقف در کربلا در روز عاشوراي 61ق به شهادت رسيد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;حاصل سخن اين که امام حسين(ع) بيشتر عمرش را با عبادت و معنويت در دو شهر مدينه و مکه (با بيش از ده حج و عمره; با پاي پياده از مدينه به مکه) زندگي کرد و تنها چند صباح از آخرين روزهاي عمرش را از مدينه و سپس از مکه خارج شد و اين دوري از آن دو شهر عبادت, نه با انتخاب و اختيار که به اجبار و با اضطراب بود. ستمگران و زورمدارانِ روزگارش اگر او را به حال خود وامي گذاشتند او هرگز از آن دو شهر معنوي و عبادي بيرون نمي رفت و کار ديگري را بر عبادت خدا ترجيح نمي داد که امام حسين(ع) بيش از هرکس ديگر, مرد خدا و عاشق عبادت بود. شاخصه مهم او نيز مثل جدّش رسول خدا(ص), پدرش علي مرتضي و برادرش حسن مجتبي, معنويّت و عبادت بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با اين همه بسيار جاي شگفتي است که پژوهشگران و نويسندگان درباره امام حسين(ع) فقط به شش ماه آخر از پنجاه و هشت سال مي پردازند. در اين ميان نيز صد و بيست وپنج روز آن را که امام حسين(ع) در مکه و کنار کعبه بود مسکوت مي گذارند امام حسين(ع) را تنها در آن دو ماهي که در دشت ها و صحراها و راه هاي مکه به کوفه و کربلا بود جستجو مي کنند و بالاخره او را در آن هفت ـ هشت روزي که به اجبار و اضطرار ـ نه با اختيار و انتخاب ـ در کربلا بود خلاصه مي کنند و در نتيجه امام حسين(ع) را به جاي پنجاه وهشت سال روزهاي زندگي و زنده بودن, تنها با يک روز (روز عاشورا; روز مرگ; روز فاجعه) مي شناسند و مي شناسانند و چه اندازه بسيار, روز عاشورا را که تاريک تر از هر شام شوم بود بزرگ مي نمايند و آن روز سياه را تا مي توانند روشن و درخشان تر مي نمايانند تا آن جا که هر روز را عاشورا و هرجا را کربلا مي خوانند و آن شعار جعلي را که مي گويد (کلّ يوم عاشورا و کلّ ارض کربلا) به غلط وحي منزل مي انگارند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;و اين تاريک انديشي و يک سونگري, مثل اين که در خواسته هاي ما از امام حسين(ع) نهفته است:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1. عوام الناس, امام حسين(ع) را بيشتر براي شفاعت و آمرزش گناهانشان مي خواهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;2. مقتل نگاران, مرثيه سرايان و روضه خوانان, امام حسين(ع) را بيشتر براي مصيبت خواني, گريستن و گرياندن مردم مي خواهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;3. مذاهب و فرقه هاي خشن و تندرو ـ از زيديه و اسماعيليه بگير تا سربه داران و قزلباشان و غيره و غيره ـ امام حسين(ع) را براي کشتن و کشته شدن (شمشير و شهادت در صورت صحيحش) مي خواستند و اينک نيز پيروان و همانندانِ آنها براي همان مي خواهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;4. احزاب سياسي و مسلح و جنگ جو ـ از حزب مختار ثقفي و توابين بگير تا گروه ها و گروهک هاي مختلف معاصر ـ امام حسين(ع) را براي تحريک و تشجيع افراد خود مي خواهند تا بکشند و کشته شوند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;5. سازمان هاي وابسته به زورمداران و زراندوزان و تزويرگران نيز او را براي تسکين و تخدير زير دستانِ خود مي خواهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;6. و بالاخره مردم مصيبت ديده نيز او را براي مجالس ترحيم و در سرِ مزار عزيزان خود در گورستان مي خواهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;و صد البته که اين يک طرف قضيه است که بسيار سياه و فاجعه بار مي نمايد وگرنه در طرفي ديگر ـ حتي در لايه هاي از همان شش گروه پيش گفته شده ـ مذاهب و نحله هاي فکري, بزرگان و&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;پيشوايان صديقي را نيز مي بينيم که عزت و آزادي, عبادت و معنويت را در امام حسين(ع) مي ديدند; او و عاشوراي او را براي رهايي از ذلت ستم و استبدادهاي گوناگون, اگرچه با شهادتي خونين و مظلومانه مي خواستند و چه بسيارند کساني که امروز هم امام حسين(ع) را براي همان آزادي و شهادت مي خواهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;به حق و به راستي, امام حسين(ع) با اوصافي چون پيشواي شهيدان, سرور آزادگان, سرو آزادي, امامِ رادمردان, راهبرِ عزتمداران, ابوالاحرار, سيّد اُباة الضيم, رسواگرِ رياکاران, افشاگر استبداد ديني و رسواکننده مستبدانِ مذهبي ستوده شده است. در اين باره صدها کتاب نوشته شده و بسيار سخن رانده اند که در اين مقال, مجال تکرار نيست و چکيده سخن را مي توان در دو کلمه جهاد و شهادت خلاصه کرد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در اين ميان بسيار اندکند آنان که امام حسين(ع) را براي بودن و باليدن مي خواهند يا براي زيستن و زندگي کردن مي جويند و اين همه موجب شده است تا از يک روز عاشورا (روز مرگ و شهادت) بيشتر از همه پنجاه وهشت سال عمر امام حسين(ع) سخن گفته شود و کتاب هايي که درباره امام حسين(ع) نوشته شده است از ديرباز با عناويني چون مصرع الحسين و مرائي الحسين و بيش از همه مقتل الحسين ناميده شده اند تا آن جا که امروز کلمه مقتل در صورت اطلاق آن به امام حسين(ع) دلالت مي کند و در فرهنگ و کتاب شناسي شيعه, مقتل نگاري و مقتل شناسي هم مثل مقتل خواني و روضه خواني و مصيب نامه نويسي, جايگاه ويژه اي دارد که خود فصلي مفصل و بابي درازدامن و فراخمند است. با توجه به اين که در کتاب هاي مقتل, بيشترينه سخن از کشت و کشتار است و نويسندگان اين قبيل کتاب ها بيشتر در پي آن بوده اند که فجايع و جنايات عاشورا را بازگويند و با عنايت به معنايي که در واژه مقتل نهفته است اين نوع کتاب ها را بايد کشتارنامه يا قتل نامه و در صورت آبرومندانه آن شهادت نامه خواند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;کتاب هاي اندک شماري هم که با نام هايي چون حياة الامام الحسين(ع) و زندگاني امام حسين(ع) در اين صد سال اخير نوشته شده است برخلاف نامشان بيشتر از آن که از زندگاني يا حيات امام حسين(ع) سخن گويند از کشته شدن و شهادت او سخن سر مي دهند. در ظاهر اگرچه از ميلاد يا دوران کودکي و نوجواني امام حسين(ع) سخن به ميان مي آورند اما در هر حال, سخن از کشته شدن است که حتي پيش از تولد نيز همه پيامبران ـ از آدم تا خاتم ـ از قتل او خبر داده و براي مظلوميت او گريسته بودند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;فشرده سخن اين که مقتل نويسان و کساني که درباره امام حسين(ع) کتاب مي نويسند از کوفه و کربلا گام فراتر نمي نهند و سرور آزادگان را خارج از دايره تنگ و مصيبت بار عاشورا نمي بينند. اما به تازگي کتابي در شش جلد منتشر شده است که دست کم کاروان امام حسين(ع) را از مدينه تا مدينه پي مي گيرد و تا حدود زيادي مقدمات و پيامدهاي فاجعه عاشورا را مي نماياند که اين مقال در معرفي آن کتاب نوشته مي شود که با عنوان کلي مع الرکب الحسيني من المدينة إلي المدينه به زيور طبع آراسته شده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;کتاب با نامِ مع الرکب الحسيني من المدينة الي المدينه و به ترتيب زير منتشر شده است:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جلد اول: امام حسين(ع) در مدينه منوره و هجرتش از آن جا تا مکه مکرمه, تأليف علي الشاوي, 499ص, وزيري;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جلد دوم: امام حسين(ع) در مکه مکرمه, تأليف نجم الدين طبسي, 479ص, وزيري;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جلد سوم: حوادث و پيش آمدهاي راه از مکه تا کربلا, محمدجواد طبسي, 343ص, وزيري (اين سه جلد به قلم عبدالحسين بينش با نام (با کاروان حسيني از مدينه تا مدينه) به فارسي ترجمه و منتشر شده است.)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جلد چهارم: امام حسين(ع) در کربلا, عزت الله مولايي و محمدجعفر طبسي, 545ص, وزيري;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جلد پنجم: حوادث و واقعه هاي راه از کربلا تا شام, محمدجعفر طبسي, 261ص, وزيري;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جلد ششم: کاروان حسيني در شام و از آن جا تا مدينه منوره, &lt;strong&gt;محمدامين اميني&lt;/strong&gt;, 520ص, وزيري.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;محتواي اين کتاب ده سال آخر زندگاني امام حسين(ع) را يعني روزگار امامت آن حضرت را از سال پنجاه تا شصت ويک ق دربر مي گيرد و سپس در دو جلدِ واپسين از بازماندگان عاشورا در کوفه, شام و مدينه سخن مي گويد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;شاخصه هاي مهم مع الرکب&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در اين جا براي آشنايي بيشتر با کتاب مع الرکب الحسيني به برخي از شاخصه هاي آن اشارتي مي رود:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1. اين کتاب به سفارش مرکز تحقيقات سپاه پاسداران نوشته شده است و مفاهيم و محتواي آن, هرگز از چارچوب سياست هاي حاکم بر آن نهاد, خارج نيست.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;2. نويسندگان کتاب, سخنان امام خميني و شهيد مطهري را درباره عاشورا و امام حسين(ع) نصب العين خويش ساخته اند و قرائت آنها را از عاشورا شرح و بسط داده اند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;3. فاجعه کربلا را انقلاب و امام حسين(ع) را شهيد پيروز ناميده اند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;4. در تحليل واقعه عاشورا, بحثِ علم امام را پيش کشيده و پذيرش آن را در فهمِ درست هدف امام حسين(ع) کاملاً دخيل دانسته اند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;5. در نقل احاديث و روايات هر از گاهي ـ البته نه در همه جا ـ مباحث حديث شناسي و درايةالحديث را نيز مطرح کرده اند که مي تواند مفيد و مغتنم باشد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;6. افزون بر کتاب هاي تاريخي, حديثي و مقاتل به کتاب هاي فقهي نيز گاهي مراجعه کرده اند مانند استناد به کتاب جواهر الکلام و جامع المقاصد از محقق ثاني (ج1, 25و26).&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;7. به نقش و رسالت تبليغي بازماندگان شهداي عاشورا عنايتي ويژه مبذول داشته اند و جلدهاي پنجم و ششم کتاب را به همين منظور نوشته اند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مروري بر مع الرکب الحسيني&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جناب علي شاوي که سراسر کتاب, زير نظر ايشان نوشته شده است مقدمه کتاب را با اين پرسش آغاز مي کند که آيا درباره قيام امام حسين(ع) سخن تازه اي وجود دارد, به عبارت ديگر آيا نوشتن اين کتاب, لازم و ضروري بود؟ وي در ادامه پرسش هاي ديگري را نيز پيش مي کشد که هرکدام در جاي خود مي تواند مهم و راه گشا باشد و در نهايت نيز مي نويسد: (با اطمينان مي تواند گفت که اين کتاب, تکرار مکررات نيست, بلکه سخنِ تازه اي آورده است که لازم بود آورده شود) (ج1, ص34).&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;جلد اول: الامام الحسين(ع) في المدينة المنوره&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در اين جلد, پيش از ورود به اصل موضوع, نخست دو مقاله مفصل آورده شده است که مقاله اول, زير عنوانِ (حرکة النفاق&amp;hellip; قراءة في الهويّة والنتائج) از سيطره منافقان بر امور مسلمانان پس از رحلت رسول خدا(ص) سخن مي گويد و در ضمن از حزب حاکم, حزب بني اميه, منافقان اهل کتاب, منافقان مدينه, سقيفه و پي آمدهاي آن, خلافت عمر بن خطاب تا سلطنت معاويه بحث مي شود. در مقاله دوم نيز از خصيصه ها و منطق امام حسين(ع) به عنوان (شهيد پيروز) ياد مي شود و از آفاق و پيامدهاي عاشورا, از تفکيک اسلام نبوي و اسلام اموي گرفته تا عصر ظهور امام مهدي سخن رانده مي شود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;سپس نخستين فصل کتاب, تحت عنوان امام حسين(ع) پس از برادرش امام حسن(ع) پي گرفته مي شود. در فصل هاي بعدي هم آن چنان که در تواريخ و مقاتل آمده است حوادثي را که به نوعي با امام حسين(ع) ارتباط داشته, با اندکي نقد و بررسي, تا ورود حضرتش به شهر مکه گزارش مي گردد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;جلد دوم: الامام الحسين(ع) في مکة المکرمه&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;امام حسين(ع) صد وبيست وپنج روز در شهر مکه بود و اين جلد از کتاب, وقايع و حوادثي را که در طول آن چهار ماه بر امام حسين(ع) و همراهان و آشنايانش گذشته بود به تفصيل و توضيح, گزارش مي کند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;پس از مقدمه اي که مؤلف کوشا و نستوه کتاب در ساختار قبايل مکه نوشته است متن کتاب را در سه بخش مفصل تأليف کرده است که به اين ترتيب است:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;فصل اول, اقدام امام حسين(ع) را در مکه مثل اعزام سفيران, فرستادن نامه ها و خواندن خطبه ها در بر مي گيرد و در پايان فصل هم به چهار پرسش زير پاسخ داده مي شود:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;چرا امام حسين(ع) بر ترک مکه آن هم در ايام حج اصرار مي ورزيد; آيا امام حسين(ع) مجبور شد که اعمال حج را تمام نکرده از مکه خارج شود يا اين که از اول براي عمره ـ نه حج ـ احرام بسته بود; آيا امام حسين(ع) از مکه پنهاني بيرون رفت; چرا امام حسين(ع) زنان و کودکان را همراه برد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;فصل دوم تلاش هاي حکومت اموي را در طول مدتي که امام حسين(ع) در مکه بود ـ اعم از تلاش هايي که در مکه و مدينه يا کوفه و بصره داشتند ـ با شرح و توضيح بر مي رسد و در ضمن از شهادت عبدالله بن يقطر حميري و زنداني شدن ميثم تمار و هاني بن عروه سخن مي گويد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;فصل سوم از عکس العمل و موضع گيري مسلمانان به ويژه از رجال سرشناسي چون عبادله اربعه (عبدالله هاي چهارگانه) و محمد حنفيه, پرده برمي دارد و موضع آنها را در آن برهه از زمان تا حدودي مي نماياند و سعي مي کند به برخي از پرسش هاي مطرح پاسخ گويد که پرسش هاي زير از آنهاست:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;چرا عبدالله بن عباس به کاروان امام حسين(ع) نپيوست; چرا برادرش محمد حنفيه, امام حسين(ع) را همراهي نکرد; پسر عمو و شوهرخواهرش عبدالله بن جعفر چه موضعي داشت; بالاخره عبدالله بن زبير, عبدالله بن عمر, جابر بن عبدالله انصاري, ابوسعيد خدري و&amp;hellip; چه مي گفتند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;جلد سوم: وقائع الطريق من مکة الي کربلا&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اين جلد در سه فصل نوشته شده است, در فصل اول درباره اين که چرا امام حسين(ع) عراق را انتخاب کرد و به سوي کوفه رفت توضيح داده شده است و در فصل دوم بيشتر از مسلم بن عقيل و کساني که همزمان با او در کوفه, گامي در راستاي نهضت امام حسين(ع) برداشته بودند سخن رفته است و در فصل سوم هفده منزل از منازل راه امام حسين(ع) از مکه تا کربلا برشمرده شده و در ضمن از چگونگي پيوستن برخي از ياران به پيشواي شهيدان, سخن گفته شده است. در پايان نيز نام و نشان برخي ديگر که در طول راه به امام(ع) پيوستند آورده شده است و چنان مي نمايد که چندان دقيق و درست نباشد, براي نمونه مي توان به نام ساختگي وهب بن وهب اشاره کرد که يکي از شهيدان عاشورا پنداشته شده است (ج3, ص291ـ293).&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;جلد چهارم: الامام الحسين(ع) في کربلا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در اين جلد از کربلا تا عصر عاشورا, چگونگي حوادث و وقايع تا شهادت شهداي کربلا و پيشواي شهيدان به تصوير کشيده شده است. اگر از اين کوتاهي چشم بپوشيم که در اين جلد هم مثل جلدهاي ديگر, اخبار مستند و غير مستند از کتاب هاي معتبر و نامعتبر فراوان نقل شده است برخي مباحث, مفيد و تازه مي نمايد, مثل شمارش سي وهشت کس که در کربلا به امام حسين(ع) پيوستند يا اين که شهيدان عاشورا در متون روايي و تاريخي با اوصاف خاصي ستوده شده اند و آوردنِ پانزده وصف از آن اوصاف که جالب به نظر مي رسد. در مقابل, القاب و اوصاف سپاهيان اموي است که نزديک به سي لقب و وصفِ تند و تيز را شامل مي شود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در اين جلد افزون بر آمار و ارقامي که ارائه شده و از عناصر تشکيل دهنده سپاه اموي بحث گشته است برخي پرسش هاي کليدي و کارآمد هم پيش کشيده شده است که پرسش هاي زير از آنهاست:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;آيا لشکريان شام نيز در فاجعه کربلا شرکت جسته بودند; آيا سي مرد در روز عاشورا به امام حسين(ع) پيوستند; نماز امام حسين(ع) در ظهر عاشورا چگونه بود; آيا علي اکبر, فرزندي داشت; آيا عمر اطرف در کربلا کشته شد; عباس اصغر چه کسي و فرزند کيست; داستان شير و فضّه, چگونه افسانه اي است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;جلد پنجم: وقائع الطريق من کربلا الي الشام&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اين جلد در دو بخش تنظيم شده است که بخش نخست در تکميل جلد پيش (جلد چهارم) و مربوط به حوادث کربلاست (ص17ـ80). بخش دوم مصائبِ بازماندگان شهيدان و وقايع پس از کربلا را تا کوفه و از آن جا تا شام گزارش مي کند (ص81 ـ 208).&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ناگفته نماند اين جلد, بسيار بيشتر از جلدهاي ديگر به ضعف سند و غير مستند بودن, گرفتار شده است. افزون بر اين که برخي اخبار, فقط به نقل از بحارالانوار يا معالي السبطين و کتاب هايي مانند آن دو آورده شده است, هر از گاهي حتي به کتاب هاي سست و موهني چون اسرار الشهاده, نورالعين في مشهد الحسين و منتخب طريحي هم استناد شده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;کوتاه سخن اين که کتاب آکنده از اخبار ساختگي و شامل تحريف هاي گوناگون است, مثل اين که مخاطب مؤلف, بيشتر عوام الناس بوده و کتاب براي روضه خوان ها نوشته شده است تا دستشان در گرياندن مردم هر چه بيشتر باز باشد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با اين همه کتاب, خالي از فوائد علمي ـ نقلي نيز نيست, به ويژه در موارد اندکي که از برخي رجال شناسان يا فقيهان, نقل قولي مي کند و به توضيح مي پردازد. سوگمندانه در مباحث رجالي هم بي توجهي به آراي کارآمد و مفيد رجالي معاصر و دقيق مرحوم محقق شوشتري ـ نويسنده قاموس الرجال ـ از اتقان و کمال کار مي کاهد, چرا که استناد به تنقيح المقال بدونِ مراجعه به قاموس الرجال که در نقد و تصحيح تنقيح نوشته شده است درست به نظر نمي رسد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;جلد ششم: الرکب الحسيني في الشام و منه إلي المدينة المنوره&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اين جلد از کتاب که واپسين جلد آن نيز است حوادث مربوط به بازماندگان شهداي کربلا و مهمتر از آن رسالت پيام آوران عاشورا را در شهر شام و از آن جا تا مدينه منوره پي مي گيرد و مباحث مربوط را تا حدود زيادي با انسجام و اتقان برمي رسد که اگر از برخي بخش هاي آن که با تکلف و خطابي نوشته شده ـ مثل آن که درباره دختري مشهور و منسوب به امام حسين(ع) به نام رقيه پرداخته شده يا آن که درباره بازگشت اهل بيت امام حسين(ع) از شام به کربلا گفته شده است ـ چشم پوشي کرده باشيم کتاب در بيشترينه مباحثش مفيد و کارآمد مي نمايد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;افزون بر متن, مدخل کتاب هم که در شناخت يزيد و گردآوري اقوالِ بسيار در اين باره, تدوين شده است حاکي از تتبع و سخت کوشي نويسنده است که با اين شرح و بسط, مشکل مي توان آن را در کتاب ديگري يافت.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با اين همه, راقم اين مقال را در نقد و انتقاد از اين جلد و جلدهاي پيشين, سخن فراوان است چون افزون بر کتابم تحريف شناسي تاريخ امام حسين(ع) در چندين مقاله مفصل نيز به بسياري از آنها اشاره کرده ام, تکرار را در مجال تنگ اين مقال, مفيد نمي بينم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h2&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;محمد صحّتي سردرودي&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;---------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضيح ضروري:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1-در اين مقاله آمده است که همه اين مجموعه زير نظر جناب آقاي شاوي بوده است که اين سخن در مجلدات 1 تا 5 صحيح است ولي جلد ششم تنها توسط اينجانب&amp;nbsp;نوشته شد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;2- ملاحظات ايشان قابل توجه است که جا داشت نظر نويسندگان هرجلد را نيز پرسيده وضميمه مي گشت ولي آنچه که در رابطه با جلد ششم آمده است جواب واضح دارد، متاسفانه برخي بنام پژوهش خواسته ويا نخواسته در دام تخريب مسلمات افتادند مثلا در رابطه با حضرت رقيه (ع) به شبهه پراکني پرداختند که اينجانب به&amp;nbsp;اندازه توان خود سعي در اثبات آن برآمدم تا اين اواخر نام ايشان را در کتاب معتبر لباب الانساب ابن فندق ديدم وبر صحت راه خود اميدوار شدم؛ اين هنر نيست که برخي بنام تحقيق به نتيجه اي برسند که بني اميه در پي آن بودند؛ والعاقل يکفيه الاشارة.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;محمدامين پوراميني&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 12:51:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/192</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2572969</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/192/%da%86%d8%b4%d9%85+%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%8a+%d8%a8%d8%b1+%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%8a+(%d9%85%d8%b9+%d8%a7%d9%84%d8%b1%da%a9%d8%a8+%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86%d9%8a)/</guid>
</item>

<item>
<title>خط شيخ بهائي</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/191/%d8%ae%d8%b7+%d8%b4%d9%8a%d8%ae+%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a6%d9%8a/</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;img style=&quot;WIDTH: 523px; HEIGHT: 333px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://alameleya.org/pic/hadith-bahai.jpg&quot; onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 12:17:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/191</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2572939</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/191/%d8%ae%d8%b7+%d8%b4%d9%8a%d8%ae+%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a6%d9%8a/</guid>
</item>

<item>
<title>آفتاب بر ني</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a2%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d8%a8%d8%b1+%d9%86%d9%8a/</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-11/32v.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;279&quot; height=&quot;208&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;شرکت در برنامه آفتاب بر ني که به مناسبت اربعين حسيني از کانال چهار صدا وسيما پخش گرديد&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 00:49:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2561764</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a2%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d8%a8%d8%b1+%d9%86%d9%8a/</guid>
</item>

<item>
<title>گفتگوي با کتاب هفته</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%8a+%d8%a8%d8%a7+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;محققان در موضوع ابعاد گوناگون اربعين حسيني دست به قلم شوند&lt;a title=&quot;محمد امين پوراميني&quot; rel=&quot;ScholrLightBox&quot; href=&quot;http://pouramini41.andishvaran.com/Files/Upload/User/Pic2621.jpg&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a title=&quot;محمد امين پوراميني&quot; rel=&quot;ScholrLightBox&quot; href=&quot;http://pouramini41.andishvaran.com/Files/Upload/User/Pic2621.jpg&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img title=&quot;محمد امين پوراميني&quot; src=&quot;http://pouramini41.andishvaran.com/Files/Upload/User/PicS2621.jpg&quot; alt=&quot;محمد امين پوراميني&quot; width=&quot;85&quot; height=&quot;110&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;اربعين حسيني و رويدادهاي پس از واقعه کربلا را مي&amp;zwnj;توان يکي از رخدادهايي دانست که در شکل&amp;zwnj;گيري طريق تشيع نقش مهمي داشته&amp;zwnj;اند. زيارت کربلا يکي از راه&amp;zwnj;هايي است که ميزان خلوص ايمان مؤمن بر اساس آن سنجيده مي&amp;zwnj;شود و مقوله&amp;zwnj;اي است که اگر حتي بيم جان هم برود، نبايد از آن غفلت کرد. در دوران معاصر تنها سه انديشمند در موضوع اربعين حسيني کتاب مستقل نوشته&amp;zwnj;اند: مرحوم آيت&amp;zwnj;الله شهيد قاضي طباطبايي، آيت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;محمدفاضل (از علماي مازندران که در کتاب خود نظريات مرحوم&amp;zwnj;قاضي را تاييد مي&amp;zwnj;کند) و حجت&amp;zwnj;الاسلام والمسلمين محمدامين&amp;zwnj;پورامين&lt;/strong&gt;&lt;a title=&quot;محمد امين پوراميني&quot; rel=&quot;ScholrLightBox&quot; href=&quot;http://pouramini41.andishvaran.com/Files/Upload/User/Pic2621.jpg&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;ي&lt;/strong&gt;&lt;a title=&quot;محمد امين پوراميني&quot; rel=&quot;ScholrLightBox&quot; href=&quot;http://pouramini41.andishvaran.com/Files/Upload/User/Pic2621.jpg&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;، که با ايشان در اين مورد به گفتگو نشسته&amp;zwnj;ايم. حجت&amp;zwnj;الاسلام والمسلمين پوراميني يکي از معدود مؤلفاني است که بيشترين مکتوبات را در مورد حماسه&amp;zwnj;حسيني و رخدادهاي پس از آن به زبان فارسي و عربي دارد. از ديگر تاليفات ايشان مي&amp;zwnj;توان به: از جهاد تا شهادت در قرآن وروايت، اسرار ومعارف حج، کاروان امام حسين(ع) در شام ، حجر اسماعيل، حاجت ها ووسيله ها، جانبازي وخطر آفتها، فقه در عرصه زندگي به زبان فارسي اشاره کرد، همچنين اين کتابها را نيز به به زبان عربي نگاشته است: الأيام الشامية من عمر النهضة الحسينية، الامام جعفر الصادق (ع) رمز الحضارة الاسلامية، الرکب الحسيني في الشام ومنه الي المدينة المنورة، بقيع الغرقد في دراسة شاملة، صلاة التراويح، المروي من کتاب علي(ع) رانگاشته است، همپنين در تدوين معجم احاديث الامام المهدي(ع) ونگارش برخي مقالات دانشنامه امام حسين(ع) نقش داشته است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;به عنوان شروع بحث در مورد پيشينه مکتوباتي که در مورد اربعين حسيني (يا کاملتر در مورد رخدادهاي پس از واقعه جانسوز عاشورا تا هنگام بازگشت اسرا به مدينه) مختصري عنوان بفرماييد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بيشترين کتاب&amp;zwnj;هايي که بعد از واقعه کربلا نوشته شد (يا يکي از مهمترين عناوين) مقتل&amp;zwnj;نويسي است که با عنوان مقتل امام&amp;zwnj;حسين مطالب مربوط به امام را (که منحصر به قضيه مقتل هم نبود اگر مقتل را شرح واقعه عاشورا بدانيم) جمع کردند که البته منحصر به قضيه مقتل هم نبود که مقصود از مقتل صرف واقعه عاشورا باشد. من در مقدمه کتاب مقتل&amp;zwnj;الحسين(ع)، حدود صدکتاب از قرن دو تا به الان را نام برده&amp;zwnj;ام که با اسم مقتل نوشته شده&amp;zwnj;اند. اولين کسي که با عنوان مقتل کتاب نوشت &quot;اصبغ&amp;zwnj;بن نباته&quot; است که از اصحاب اميرالمونين بود، اما عمر طولاني داشت، واحتمال مي&amp;zwnj;رود که مقصود از کتاب اصبغ جمع&amp;zwnj;آوري روايات متضمن شهادت امام&amp;zwnj;حسين(ع) است، چرا که از قبل (يعني از زمان پيغمبر) رواياتي در زمينه شهادت امام وجود داشت و مردم هم شنيده بودند و چه بسا که اصبغ اين روايات را جمع کرده باشد. اما&amp;nbsp; متاسفانه اين کتاب در دسترس نيست که اگر بود قديمي&amp;zwnj;ترين منبع در اين حوزه بود. بعد از اصبغ علماي زيادي در هر قرن در اين مسير گام برداشتند؛ به عنوان مثال ابومخنف، نصر بن مزاحم، هشام بن محمد کلبي، واقدي، معمر بن مثني، ابراهيم احمري نهاوندي، ابواسحاق ابراهيم ثقفي، ابن واضح اخباري، غلابي، نوبختي، ابن ابي الدنيا (همگي از علماي قرن 3)، و در قرن چهارم هم شيخ&amp;zwnj;صدوق،محمد بن علي بن فضل، زياد تستري، سلمه براوستاني، عماره الحيواني، مدائني (که از اهل سنت بود)، ودر قرن پنجم شيخ طوسي،محبر، قوسيني، ابوجعفر اشعري،ودر قرن ششم خوارزمي، ابن نما، ودر قرن هفتم سيد ابن طاوس در مورد مقتل امام حسين(ع) مطالب و کتاب&amp;zwnj;هايي را نوشته&amp;zwnj;اند، واز قرن ده به بعد بحمد الله جهشي در اين زمينه پديد آمد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;شيخ&amp;zwnj;صدوق در يک کتاب مجزا به مقتل مي&amp;zwnj;پردازد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بله. ايشان در کتاب خصال خود از آن ياد کرده است، اما امروزه ما متآسفانه کتابي به عنوان مقتل امام&amp;zwnj;حسين از شيخ&amp;zwnj;صدوق در دست نداريم، اما در کتاب مجالس که همان &quot;امالي&quot; شيخ&amp;zwnj;صدوق است يکسري از مجالس که مربوط به بيان واقعه عاشورا است وجود دارد. شيخ&amp;zwnj;طوسي (از علماي قرن پنجم) هم در کتاب &amp;laquo;فهرست&amp;raquo; خود بيان مي&amp;zwnj;کند که يکي از تاليفاتش مقتل&amp;zwnj;امام&amp;zwnj;حسين(ع) است اما اين کتاب هم در دسترس نيست. علماي اهل سنت نيز با موضوع مقتل کتاب دارند، به عنوان مثال خوارزمي (مالکي مذهب) و مدائني با عنوان مقتل کتاب دارند. اما بلحاظ تاريخي از قرن10به بعد جهشي در مقتل&amp;zwnj;نويسي صورت مي&amp;zwnj;گيرد. بغير از مقتل در منابع عمده تاريخي شيعه و سني (که اهل سنت نسبت به علماي شيعه در زمينه تاريخ&amp;zwnj;نگاري بيشتر قدرت مانور داشتند و بنا به ملاحظات سياسي دست علماي تاريخ شيعه بنحوي بسته بود) هم جريان عاشورا را ملاحظه مي&amp;zwnj;کنيم. منابعي چون: تاريخ طبري، تاريخ&amp;zwnj;ابن&amp;zwnj;اثير، &amp;laquo;انساب و اشراف&amp;raquo; بلاذري، &amp;laquo;مقاتل&amp;zwnj;الطالبيين&amp;raquo; ابوالفرج&amp;zwnj;اصفهاني، تاريخ يعقوبي و ارشاد شيخ مفيد، &amp;laquo;تاريخ مدينه دمشق&amp;raquo; ابن عساکر شافعي، &amp;laquo;تجارب الامم&amp;raquo; مسکويه رازي، &amp;laquo;الرد علي المتعصب العنيد&amp;raquo; ابن جوزي، &amp;laquo;تذکرة الخواص&amp;raquo; سبط ابن الجوزي، &amp;laquo;اعلام الوري&amp;raquo; طبرسي، &amp;laquo;البدايه والنهايه&amp;raquo; ابن کثير، &amp;laquo;روضه الواعظين&amp;raquo; ابن فتال نيسابوري، &amp;laquo;ملهوف&amp;raquo; سيد ابن طاوس، &amp;laquo;بحار الانوار&amp;raquo; مجلسي، &amp;laquo;عوالم&amp;raquo; بحراني مطالب گسترده&amp;zwnj;اي را در خصوص عاشورا وفاجعه جانسوز کربلا مطرح مي&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;کتاب اربعين حسيني (که يکي از سه کتاب اختصاصي در مورد اربعين در حال حاضر است) را با چه رويکردي تاليف کرديد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;در مجموع تعداد کتب تاليفي با موضوع خود اربعين بسيار کم است. اولين کسي که يک کتاب کامل و مفصل در اين حوزه را با عنوان &amp;laquo;تحقيق&amp;zwnj;درباره اولين اربعين سيدالشهدا&amp;raquo; تاليف کرد، مرحوم آيت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj; شهيد سيد محمدعلي قاضي&amp;zwnj;طباطبايي است. (البته مي&amp;zwnj;توان اين کتاب را که در حدود هزار صفحه است را در دويست صفحه خلاصه کرد و اين نکته را من به آقازاده مرحوم قاضي طباطبايي هم عرض کردم.) آيت&amp;zwnj;الله قاضي در مقام اثبات اين نکته برآمد که اهل&amp;zwnj;بيت آسمان عصمت و طهارت که اسير بودند، روز بيستم صفر سال 61 به کربلا برگشتند و انصافا هم ايشان امکان اين قضيه از نظر تاريخي را ثابت کرده است. اما در مورد کتاب اربعين حسيني خودم: ما در قالب يک گروه يک مجموعه&amp;zwnj;اي کار کرديم با عنوان: &quot;مع الرکب الحسيني من المدينه الي مدينه&quot; که شش جلد شد که توسط شش نفر از پژوهشگران تاليف شد، البته هرجلد آن را يک نفر نوشت، جلد آخر آن بعهده من بود، و به بررسي حضور اهل بيت در شام وپس از آن تا زماني که به مدينه برگشتند مي پرداخت، نگارش اين کتاب حدود دو سال زمان برد. بعدها من روي همين جلد کار کردم با حدود سي درصد اضافات که کتاب مستقل ديگري شد با نام &quot;الايام &amp;zwnj;الشاميه&amp;zwnj; من &amp;zwnj;عمر النهضه الحسينيه&quot; که دارالولا لبنان آن را به چاپ رسانيد. چون بحث بررسي زمان حضور اهل بيت در شام بود تا مدينه بنابراين قضيه اربعين و بازگشت اسرا به کربلا هم در ضمن آن مي&amp;zwnj;گنجيد و اين باعث شد که پي از اتمام کار همين بحث اربعين را مجددا بازنگري کرده ويک کار ديگري بر روي آن انجام داده و به زبان فارسي با يک اضافات به چاپ برسانم که همين کتاب اربعين حسيني است. مرحوم آيت الله معرفت کتاب را پيش از چاپ مطالعه کرد وچون از پژوهشي نو برخوردار بود پسنديد ومقدمه اي بر آن نگاشت؛ در مجموع در بحث اربعين سه نظر موجود است: الف)نظر کساني است که مي&amp;zwnj;گويند اسرا در روز اربعين به کربلا برگشتند که مقصود روز بيستم صفر است، ابوريحان بيروني، قرطبي، زکريا بن محمد قزويني، شيخ بهائي، مناوي، شبراوي، شبلنجي، ميرزا محمد اشراقي اين قول را نقل ويا برگزيده اند. ب)نظر کساني که بر اين قضيه تاملي دارند و آن را تاييد نکرده و مي&amp;zwnj;گويند که بعيد است که اسرا در اربعين وارد کربلا شده باشند، سيد ابن طاوس، علامه مجلسي، محدث نوري، محدث قمي، آيتي، شهيد مطهري از اين دسته اند؛ و ج)عده&amp;zwnj;اي از علما هم نه با قول اول موافقند و نه با قول دوم. مرحوم آيت الله آقاي طبسي (از طيف سوم) در اين باره مي&amp;zwnj;گويد که: انا من متوقفين؛ يعني من در اين قضيه مانده&amp;zwnj;ام و نميدانم که جريان به چه صورت بوده است. آيت&amp;zwnj;الله قاضي در پي آن بود، اثبات کند که حتما در بيست صفر اسرا وارد کربلا شده&amp;zwnj;اند. مثال طيف دوم هم نظر کساني چون سيدبن&amp;zwnj;طاووس و مرحوم محدث نوري است. اما خود من در اين اقوال مختلف يک داوري را صورت دادم و در مجموع حرف ديگري زده&amp;zwnj;ام که جديد است. در اين کتاب عصاره تمام قول&amp;zwnj;ها را به همراه ادله آنها آوردم و پس از بررسي به نحوي جريانرا حل کردم و نتيجه&amp;zwnj;گيري من نه با قول اول سازگار است و نه با قول دوم. اما به هر حال اين هم به صورت احتمال مطرح است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;به طور مختصر نتيجه&amp;zwnj;گيري خود از اين جريان را توضيح دهيد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ببينيد، تمام حرف بر سر اين است که در بيستم صفر چه اتفاقي افتاده است. بر اساس روايات ثابت مي&amp;zwnj;شود که يقينا جابرابن&amp;zwnj;عبدالله انصاري به همراه &quot;عطيه&quot; به کربلا آمده است. از آن طرف هم اهل بيت با جابر ملاقات کردند، ما بر اساس قرائني استفاده کرده ايم که جابر دوبار کربلا را زيارت کرده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;بنابراين اولين زائر کربلا جابر است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بله. البته قبل از جابر هم کساني بودند که خودشان را به کربلا رساندند، مثلا راجع به سليمان بن قته عدوي آورده اند که روز سوم پس از شهادت گذرش به کربلا افتاد، وچون نگاهش به قتلگاه شهيدان افتاد اشعاري را سرود، ولي از او به عنوان اولين زائر ياد نشده است، شايد علت اين باشد که او به قصد زيارت نيامده بود، بلکه تنها گذرش به کربلا افتاد وآن اشعار زيبا را سرود که: (مررت علي ابيات آل محمد..)، ويا آنکه در مورد عبيدالله&amp;zwnj;بن حر جعفي(همان کسي که قبل از عاشورا امام&amp;zwnj;حسين(ع) به او گفت که براي کمک ما بيا تا رستگار شوي، اما او نيامد) در مورد او آورده اند که بعد از واقعه کربلا توسط عبيدالله بن زياد احضار شد تا پاسخ دهد که کجا بوده است، او در جواب گفت: بيمار بودم! عبيدالله بن زياد گفت که خودت مريض بودي يا دلت مريض بود؟ ابن&amp;zwnj;حر از اين کلام ترسيد و فرار کرد و خود را به کربلا رساند ودر کنار قبر حضرت ابي عبد الله(ع) اشعاري را مبني بر ندامت وپشيماني خود سرود : (يقول امير غادر اي غادر..). ولي چون او در حال فرار بوده است او را به عنوان زائر به حساب نمي&amp;zwnj;آوريم، گرچه زمان آمدن وي به کربلا هم دقيقا معلوم نيست. کسي که به قصد زيارت خود را به کربلا رساند و اين شرافت را پيدا کرد که اولين زائر قبر امام&amp;zwnj;حسين(ع) باشد جابر&amp;zwnj;بن&amp;zwnj;عبدالله انصاري است. در اينجا خود زائر هم شخصيت برجسته&amp;zwnj;اي است که خطر را به جان خريده و به قصد زيارت آمده است. او با ادب زيارت کرد و حتي غسل زيارت را هم انجام داد و يک زيارتنامه عجيبي هم خوانده است که نشان از کمال ايمان اوست. جابر شخصيتي برجسته و مورد احترام شيعه و سني است، او از اصحاب پيامبر(ص) بود و تجربه حضور در هجده جنگ در رکاب پيغمبر(ص) را دارد، و همچنين او از ياران امير المؤمنين امام&amp;zwnj;علي(ع) وامام حسن(ع) وامام حسين(ع) وامام زين العابدين(ع)بوده و تا زمان امام&amp;zwnj;باقر(ع)عمر کرده است. ظاهرا جابر در زمان زيارت نابينا بوده چرا که به عطيه مي گويد که دست من را بر قبر مولايم حسين(ع) بگذار. اين نابينايي عذري هم براي عدم حضور جابر در کربلا است. جابر پس از زيارت با اهل&amp;zwnj;بيت هم ديدار کرده است که اين مطلب همان بزنگاه مورد مناقشه است. آيت&amp;zwnj;الله&amp;zwnj;قاضي مي&amp;zwnj;گويد که چون جابر در روز بيستم صفر به کربلا آمده است و چون ملاقات اهل&amp;zwnj;بيت و او هم در کربلا صورت گرفته پس اهل&amp;zwnj;بيت هم روز بيستم صفر را در کربلا بوده&amp;zwnj;اند. اما نتيجه&amp;zwnj;اي که من به آن رسيدم اين است که جابر نه يکبار بلکه دوبار در آن زمان زائر قبر امام&amp;zwnj;حسين(ع) بوده است. زيارت اول زيارتي است طبري در بشاره المصطفي وابن طاووس در مصباح وخوارزمي در مقتل نقل مي&amp;zwnj;کند مبني بر زيارت جابر در روز اربعين، که در آن نام عطيه ذکر و سخني از ملاقات با اهل&amp;zwnj;بيت پيش نيامده است، بلکه تنها متضمن زيارت جابر است در روز اربعين. ويک زيارت همان است که سيدبن&amp;zwnj;طاووس در ملهوف آنرا نقل مي&amp;zwnj;کند که جابر زيارت کرد و سپس موفق به ملاقات امام&amp;zwnj;زين&amp;zwnj;العابدين(ع) وکاروان اسيران گرديد که در اينجا حرفي از بيستم صفر و نامي از عطيه نيست. ما از همين ويژگي نقل آن مطلب را استفاده را کرده ايم،. پس زيارت دوم جابر زيارتي است که با حضور اهل&amp;zwnj;بيت در کربلا توام بوده است و بلحاظ زماني فاصله چنداني با زيارت اول ندارد. يعني اگر ما بدانيم که اهل&amp;zwnj;بيت چه زماني از شام خارج شدند مي&amp;zwnj;توانيم حدس بزنيم که حضور ايشان در کربلا اواخر ماه صفر يا اوايل ربيع بوده است. روايتي هم موجود است که بر مبناي آن روز20صفر روز رجوع اهل&amp;zwnj;بيت از شام به مدينه است. درکتاب بحث شده است که يقينا اهل&amp;zwnj;بيت در آن روز به مدينه نيامده اند؛ &amp;nbsp;پس روز رجوع يعني روز بازگشت و خروج، يعني روزي که اهل&amp;zwnj;بيت از شام بيرون آمدند و اين بازگشت از راه جنوب دمشق صورت گرفت. ورود اسرا به دمشق از راه شمالي است که به آن طريق&amp;zwnj;سلطاني مي&amp;zwnj;گقتند و اين به دلايلي خاص صورت گرفته است. راه جنوب به بصري و از راه اردن به مدينه مي&amp;zwnj;رسد. بصري در120کيلومتري دمشق است که يک سه&amp;zwnj;راهي است که يک&amp;zwnj;طرفش به عراق مي&amp;zwnj;رود. آنجا که رسيدند اهل&amp;zwnj;بيت خواستند که به کربلا بروند و چون در هنگام حضورشان در شام ورق را عليه يزيد برگردانده بودند وجو عمومي عليه يزيد گرديد بناي حکومت بر اين مستقر گرديد که در هنگام برگشت با اسرا خوشرفتاري شود، ماموران شامي همراه با اين درخواست موافقت کردند. مسيرجنوبي نسبت به طريق سلطاني بسيار کوتاهتر است، چون راه سلطاني حدود 1437 کيلومتر بود، ولي راه بادية الشام در حدود 900 کيلومتر، بنابراين خدود 500 کيلومتر کمتر از آن راه بود؛ واهل بيت مي&amp;zwnj;توانستند ظرف ده روز به کربلا برسند. بنابراين بنابر نقلي که شيخ مفيد در مسارالشيعه وشيخ طوسي در مصباح دارند روز بيستم صفر روز خروج اهل&amp;zwnj;بيت از شام است، بنابراين به همين نتيجه بنده خواهيم رسيد که بر اساس آن جابر دو زيارت کرده که زيارت اول در اربعين بوده و در اين روز با اهل&amp;zwnj;بيت ملاقاتي نداشته است و زيارت دوم هم همان زيارتي است که در آن جابر موفق به ديدار با حضرت سيدالساجدين هم شده است، البته تفصيل اين بحث را در کتاب اربعين حسيني ويا الايام الشاميه ملاحظه کنيد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;چه پيشنهاداتي براي محققان حوزه اربعين، داريد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بطور کل عرض مي&amp;zwnj;کنم که بحث&amp;zwnj;هاي تاريخي، عقيدتي و فکري هر کدام ميدان وسيعي براي کار کردن است. فضلا و اهل فکر، بايد دست به قلم شوند، وعليه شبيخون گسترده اي که همواره عليه اسلام ومباني شيعي صورت مي&amp;zwnj;گيرد دست به کار شوند که امروز (ونه فردا) دير است. پيش از اين زمان بسياري طول مي&amp;zwnj;کشيد تا يک شبهه در قالب کتاب ويا سخني مطرح وسپس پخش گردد، اما امروز با وجود رسانه&amp;zwnj;هاي جمعي (چون اينترنت و ماهواره و...) شبهات در لحظه و ثانيه مطرح مي&amp;zwnj;شوند. بر اين اساس بايد به روز بود. لزوم تاسيس مراکزي که شبهات پيرامون اسلام و شيعه را جمع&amp;zwnj;آوري و دسته&amp;zwnj;بندي کند و در اختيار محققان قرار بدهد حس مي&amp;zwnj;شود. البته وجود دارند ولي باز کم است، اين جبهه جديد فرهنگي است که متوليان فرهنگ اصيل ومرزبانان قلمرو دين ومذهب بايد در صف اول رويارويي با جنود شيطان قرار گيرند وايتام آل محمد را از سقوط فکري بازداشته وافتادگان را ياري و ديگران را نگاهداري کنند، اکنون به لحاظ اشخاص گنجينه مهمي در حوزه هاي علميه ومجامع علمي وفکري ما وجود دارد اما بهره برداري مناسب نمي شود. بايد حلقه وصلي تشکيل شود تا اين گنجسنه در همه صحنه ها وبخصوص در عرصه بين&amp;zwnj;المللي استفاده گردد. اربعين هم جاي کار بسياري دارد. علاوه بر پژوهش تاريخي پيرامون اصل اربعين بايد ابعاد آن شکافته گردد، مضامين زيارت اربعين که از نشانه هاي پنجگانه مؤمن شمرده شده است تبيين وشرح گردد، حضور مليوني شيفتگان حسيني در کربلاي معلي تحليل وتفسير گردد،اکنون کتاب&amp;zwnj;هاي تاليفي در اين حوزه کم است و مقاله علمي مناسب هم به ندرت ديده مي&amp;zwnj;شود، وبرخي از مقالاتي که در اين زمينه در برخي مجلات تاريخي چاپ شده متاسفانه کپي برداري است وحتي امانت علمي هم رعايت نشده است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;کتاب هفته شماره 317 شنبه24دي1390صفحه8&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 12:58:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2561138</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%8a+%d8%a8%d8%a7+%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8+%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87/</guid>
</item>

<item>
<title>السلام علي الحسين</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86/</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;img src=&quot;http://ups.night-skin.com/up-90-10/moharram-1.jpg&quot; onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 13:33:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2546954</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86/</guid>
</item>

<item>
<title>درختي که در عاشورا خون گريه ميکند</title>
<link>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa%d9%8a+%da%a9%d9%87+%d8%af%d8%b1+%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7+%d8%ae%d9%88%d9%86+%da%af%d8%b1%d9%8a%d9%87+%d9%85%d9%8a%da%a9%d9%86%d8%af/</link>
<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img src=&quot;http://www.deilamestan.com/filing/UPL_Notes/Notepic_2011-12-10_1-58-21.jpg&quot; alt=&quot;&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;درخت چنار کهنسال زرآباد معروف به چنار خونبار زرآباد&amp;nbsp;در منطقه الموت استان قزوين همه ساله در روز عاشورا عصاره اي تراوش مي کند که مانند خون سرخ رنگ است آنچنان که گويي در عاشورا عزادار حسين(عليه السلام) است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در منطقه الموت شرقي استان قزوين در روستاي زرآباد در کنار مزار حضرت علي اصغر (ع) از فرزندان حضرت امام موسي کاظم (ع) درخت چنار قديمي و تنومندي وجود دارد که با اتفاقي نادر موجب شده تا همه ساله در ماه محرم کانون توجه خيل عزادران حسيني باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درخت زرآباد که به درخت خونبار زرآباد شهرت يافته سالهاست که سحرگاه روز عاشورا از تنه آن صمغي به مانند خون جاري مي شود که تقارن زماني آن با روز عاشورا با توجه به گردشي بودن آن در همه فصلهاي سال حيرت همگان را برانگيخته است،&amp;nbsp;و هر ساله به محل تجمع زوار و عاشقان اهل بيت تبديل مي شودو همه ساله ميزبان خيل عظيمي از زائران و مشتاقاني است که براي زيارت و عزاداري گرد هم مي آيند.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jan 2012 16:24:00 GMT</pubDate>
<comments>http://pouramini.parsiblog.com/Comments/1</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2545773</wfw:commentRss>
 <dc:creator>وبلاگ شخصي</dc:creator>
<guid>http://pouramini.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa%d9%8a+%da%a9%d9%87+%d8%af%d8%b1+%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7+%d8%ae%d9%88%d9%86+%da%af%d8%b1%d9%8a%d9%87+%d9%85%d9%8a%da%a9%d9%86%d8%af/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


