
دستمال سفید
محمد امین پورامینی
یکی از نقاط برجسته زندگانی امام خمینی، عشق والای او نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، به ویژه ساحت مطهر حضرت سیدالشهدا(ع) بود، به یاد دارم پس از بازگشت امام به قم در روز هشتم محرم (در سال 1358 هجری شمسی)، ایشان در بیت قدیمی خود واقع در یخچال قاضی حاضر شدند و در مجلس عزاداری شرکت جستند. با ورود امام به مجلس، مردم که از حضور امام به وجد آمده بودند، به سمت ایشان نشستند، امام با صدای بلند فرمود: به سمت منبر بنشنید. خطیب منبر آقای یثربی بود، پس از مقدمهچینی، روضه حضرت علیاکبر(ع) را خواند، در این هنگام حضرت امام دستمال سفیدی را از جیب خود بیرون آورده و گریه کردند، در این اثنا خطیب منبر از وقت استفاده کرد و یادی از فرزند امام مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی کرد، دیدم امام دستمال را از روی پیشانی خود برداشت و در حدود یک دقیقه که سخن از فرزند دلبند وی بود به آرامی نشست، آنگاه که خطیب منبر روضه علیاکبر(ع) را از سر گرفت باز دستمال را بر پیشانی نهاد و گریه کرد. متوجه شدم که این مرد بزرگ نمیخواست به اندازه یک دقیقه هم اشک بر علیاکبر(ع) را با اشک بر فرزندش درهم آمیزد.



محمدامین پورامینی
خدمت مرحوم آیت الله حاج آقا رضاء الدینی رسیدم پرسیدم: آقا! راه کدام است؟ فرمود: انجام واجبات، ترک محرمات..
یک بار دیگر از وی در باره دیدن پیامبر وائمه اطهار (ع) در خواب پرسیدم، واشاره به آنچه مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان آورده است نمودم، فرمود: لازم نیست این کارها را بکنید آقا.. (تکیه کلامشان کلمه آقا بود)، خودتان اهل باشید خودشان سراغتان خواهند آمد..
آیت الله بهاء الدینی را از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می شناختم.. علتش این بود که منزل ما نزدیک منزل ایشان بود وتقریبا همسایه.. تنها یک خیابان فاصله بود.. از سنگبند تا محله سفیداب که منزل ایشان در آن بود راهی نبود.. کافی بود عرض چهارمردان را از چهار راه سجادیه طی کنی وبه منزل او -که خود آن را تبدیل به حسینیه کرده بود- برسی.. تابستان که میشد نماز جماعت به پشت بام مسجدی که نزدیک منزلشان وکنار نانوایی سنگکی بود منتقل می شد.. هنوز که هنوز است از فکر وهوای آن لحظات آسمانی به شوق می آیم..بهنگام قنوت گویی عالمی را با خود میبرد.. خیلی سر وساده با همه همسخن میشد.. صبحها تک وتنها عصا زنان از خانه تا آخر خیابان چهارمردان را پیاده میرفت، آن وقت خیابان بن بست بود وبه مزار علی بن جعفر (ع) ختم می شد..
با پیروزی انقلاب اسلامی چهره ها دگرگون گردید، وفضای جامعه حالت معنوی بخود گرفت .. امام خمینی به منزل او آمد تا به اصطلاح از وی بازدید بعمل آورد.. چه بسا همسایه ها نمیدانستند که در کنار چه گوهری هستند ..
روز پنجشنبه ای بود که اعلام شد درس اخلاق وی در مدرسه فیضیه زیر ساعت برقرار است.. خودم را رساندم.. عده کمی از طلاب وتنی چند از بچه های سپاه بودند.. باید اعتراف کنم که طلبه ها هم او را نمیشناختند.. ابتدا مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی -ره- بر فراز منبر قرار گرفت وپس از بیان مطالبی پیرامون اهمیت اخلاق به معرفی شخصیت آیت الله بهاء الدینی پرداخت.. پس از آن بود که او بر منبر نشست.. خیلی مختصر ولی محکم وگویا سخن گفت.. سخنانی سازنده و روح نواز که دل آدمی را می کند.. تکیه کلام او کلمه -آقا- بود.. درسهای اخلاق پنجشنبه مدتی ادامه یافت.. بعدها شنیدیم که این درس بنا به اشاره حضرت امام خمینی منعقد گردیده بود.. با کسالت وکهولت سن او درس به منزل -حسینیه- منتقل گردید وزمان آن نیز به بعد از نماز مغرب وعشا تغییر یافت..
درس اخلاق از درسهای ضروری حوزه است .. دوره ما مرحوم آیت الله بهاء الدینی، آیت الله مشکینی، آیت الله مظاهری، آیت الله راستی کاشانی وبعدها آیت الله شب زنده دار وآیت الله اشتهاردی متصدی این کار بودند، امروز جای درس اخلاق سازنده ونشاط آفرین خالی است.. در این دوره ای که عده ای عارف نما دکانی بپا کرده اند وادعاهای دروغین ارتباط با عالم ما فوق! را دارند وجوانان ساده لوح و پاک ما را منحرف میکنند نیاز به وجود عالمانی داریم که روش ومنششان بیش از سخنشان درس موز باشد .. کسانی چون آیت الله شب زنده دار وآیت الله انصاری شیرازی..
مرحوم پدر بزرگم آیت الله طبسی نجفی میفرمود: استاد اخلاق باید خود متخلق باشد.. وخود وی نیز متخلق به اخلاق نیک بود.. بارها او را دیدم که به همگان وحتی کودکان سلام میکرد.. او استادی مانند مرحوم آیت الله ملکی تبریزی را دیده بود که در همین مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت، واز او شنیده بود که: نمردم وبا چشم خود دیدم که ارواح مؤمنان در وادی السلام نجف دور هم حلقه زده اند.. بعدها بزرگانی چون امام خمینی، حاج آقا حسین فاطمی، و.. تربیت اخلاقی طلاب را بر عهده داشتند.. البته بسیاری از بزرگان بودند که چه بسا درس اخلاق رسمی نداشتند ولی روش ومنششان درس اخلاق بود، شخصیتهایی مثل حاج آقا مرتضی حائری یزدی..
![]()
محمدامین پورامینی
یکی از نقاط برجسته زندگانی امام خمینی عشق وولای او نسبت به اهل بیت عصمت وطهارت (ع)، بویژه ساحت مطهر حضرت سید الشهدا(ع) بود، بیاد دارم پس از بازگشت امام به قم در روز هشتم محرم، ایشان به بیت قدیمی خود واقع در یخچال قاضی حاضر شدند، ودر مجلس عزاداری شرکت جستند، با ورود به مجلس مردم که از حضور امام به وجد آمده بودند به سمت ایشان نشستند، امام با صدای بلند فرمود: به سمت منبر بنشینید، مردم رو به سمت منبر نشستند به گونه ای که امام در سمت چپ آنان قرار گرفت. خطیب منبر آقای یثربی بود، پس از مقدمه چینی روضه حضرت علی اکبر (ع) را خواند، در این هنگام حضرت امام دستمال سفیدی را از جیب خود بیرون آورده وگریه کردند، در این اثنا خطیب منبر از وقت استفاده کرد ویادی از فرزند امام مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی کرد، دیدم امام دستمال را از روی پیشانی خود برداشت، ودر حدود یک دقیقه که سخن از فرزند دلبند وی بود به آرامی نشست، آنگاه که خطیب منبر روضه علی اکبر (ع) را از سر گرفت باز دستمال را بر پیشانی نهاد وگریه کرد. متوجه شدم که این مرد بزرگ نمی خواست به اندازه یک دقیقه هم اشک بر علی اکبر (ع) را با اشک بر فرزندش درهم آمیزد..
به هنگام حضور در نوفل لوشاتو در فرانسه نیز مجلس عزای حسینی را بپا کرد، وخبرگزاری های جهان که برای اولین بار با این صحنه مواجه شده بودند، گریه وی را در ماتم حسین بن علی (ع) دیدند ومخابره کردند.
پیش از آن حضور 14 ساله وی در عراق، حضور پیوسته شبانه در حرم امیر مومنان علی (ع)، وحضور شبهای جمعه در حرم سید الشهدا نشان از عمق ولای او دارد.
وقبل از آن این جریان را -که مربوط به دوره طلبگی ایشان است- از مرحوم آیت الله نجفی مرعشی نقل شده است: در دوره ممنوعیت برگزاری مجالس عزای امام حسین (ع) - در دوره رضا خان-، با آقای خمینی در حجره نشسته بودیم، ایام عزای حسینی بود ومجالس ممنوع، دلمان گرفته بود، تصمیم گرفتیم یک مجلس دو نفری تشکیل بدهیم، قدری ایشان روضه خواند ومن گریه کردم، قدری من روضه خواندم وایشان گریه کرد، قدری ایشان نوحه خواند ومن سینه زدم، ومقداری من نوحه خواندم وایشان سینه زد.
عمق ارتباط وی ومیزان خلوص وی بقدری بود که مرحوم آیت الله اراکی میفرمود: اگر ایشان در رکاب حضرت سید الشهداء در کربلا حاضر می بود جزء شهیدان قرار می گرفت.
جا دارد که برخی از سخنان ایشان را پیرامون اهمیت عزای حسینی ومجالس سوگواری ودسته جات عزاداری را بیاوریم:
- «روضه سید الشهداء برای حفظ مکتب سید الشهداء است. آن کسانی که می گویند روضه سیدالشهداء را نخوانید، اصلا نمیفهمند مکتب سید الشهداء چه بوده ونمیدانند یعنی چه، نمیدانند این گریه ها واین روضه ها حفظ کرده این مکتب را. الان 1400 سال است که با این منبرها با این روضه ها وبا این مصیبت ها وبا این سینه زنی ها ما را حفظ کرده اند.. سید الشهدا را این گریه ها حفظ کرده است مکتبش را، این مصیبت ها وداد وقالها حفظ کرده، این سینه زنی ها واین دستجات .. اینها حفظ کرده.. هیاهو میخواهد، هر مکتبی هیاهو میخواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش توی سر وسینه زدن نباشد حفظ نمیشود .. این گریه ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را، این ذکر مصیبت ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را. ما باید برای یک شهیدی که از دستمان میرود علم (پرچم) بپا کنیم، نوحه خوانی کنیم، گریه کنیم، فریاد کنیم.. این یک متینگ وفریادی است برای احیاء (زنده نگاه داشتن) مکتب سید الشهدا.. این روضه خوانی ها ومصیبت وگریه است که کشور شما را حفظ کرده .. با این هیاهو، با این گریه، با این نوحه خوانی، با این شعر خوانی، با این نثر خوانی ما میخواهیم مکتب را حفظ کنیم، چنانچه تا حالا هم حفظ شده است..». (صحیفه نور 8/ 69-71)
- «اسلام را تا حالایی که شما میبینید.. سید الشهدا زنده نگه داشته است. سید الشهدا سلام الله علیه .. همه جوانان خودش را، همه مال ومنال، هرچه بود، هرچه داشت.. در راه خدا داد، وبرای تقویت اسلام ، مخالفت با ظلم، قیام کرد.. ما که دنبال او هستیم ومجالس عزا را از آن وقت به امر امام صادق سلام الله علیه وبه سفارش ائمه هدی علیهم السلام، ما بپا میکنیم این مجالس عزا را.. اینها را باید حفظ کنید، اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود، اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این قلمفرساها، بازیتان ندهند این اشخاصی که با اسماء مختلفه وبا مرامهای انحرافی میخواهند همه چیز را از دستتان بگیرتد، واینها میبینند که این مجالس، مجالس روضه، ذکر مصائب مظلوم در هر عصری مقابل ظالم قرار میدهد».. (صحیفه نور 10/ 30-32).
- «الان محرم است وهمه دستجات بیرون می آیند، ودستجات باید عزاداری بکنند. عزاداری مهم است». (صحیفه نور 10/ 239).
- «همین گریه ها نگه داشته ما را. گول این شیاطینی که میخواهند این حربه (سلاح) را از دست شما بگیرند، گول اینها را نخورند جوانهای ما، همین هاست که ما را حفظ کرده، همین ها هست که مملکت ما را حفظ کرده. تکلیف آقایان است روضه بخوانند. تکلیف مردم است دسته های شکوهمند بیرون بیاورند، دسته های سینه زن شکوهمند. البته از چیزهایی که بر خلاف مثلا چه هست از آنها پرهیز کنند، اما دسته ها بیرون بیایند، سینه بزنند، هر کاری که میکردند بکنند..». (صحیفه نور 10/ 218).
- «(این گفته که) امروز دیگر انقلاب کردیم، روضه دیگر لازم نیست از غلط هایی است که تو دهن ها انداختند، مثل این است که بگوییم امروز ما انقلاب کردیم دیگر لازم نیست که نماز بخوانیم! انقلاب برای این است، انقلاب کردیم که شعائر اسلام را زنده کنیم، نه انقلاب کردیم که شعائر اسلام را بمیرانیم. زنده نگه داشتن عاشورا یک مسئله بسیار مهم سیاسی عبادی است..ما ملتی هستیم که با همین اشک ها سیل جریان می دهیم وخرد میکنیم سدهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است.. همین گریه هاست که کارها را پیش برده است، همین اجتماعات است که مردم را بیدار میکند.. مجالس سر جای خودش باید باشد، ومجالس عزل باید باشد، واهل منبر باید این شهادت امام حسین سلام الله علیه را زنده نگه دارند، وملت باید با همه قدرت این شعائر اسلامی را، خصوصا این را زنده نگه دارند، با زنده نگه داشتن او اسلام زنده می شود، «انا من حسین» که روایت شده است که پیغمبر فرموده است، این معنایش این است که حسین مال من است ومن هم از او زنده میشوم.. این مجالس را حفظ کنید .. اینها اسلام را در قلوب ما زنده نگه میدارد .. مجالس عزا را با همان شکوهی که پیشتر انجام میگرفت وبیشتر از او حفظ کنید..». (صحیفه نور 13/ 156- 158).
- «ان شاء الله روز عاشورا که جمعیت بیرون آمد، مراسم تعزیه حسین سلام الله علیه باید با قوت خودش باشد، ودر راه پیمائی ها همه اش مراسم امام حسین (ع) باشد..». (صحیفه نور 13/ 173).
- «عاشورا با «نه» خود، یزیدیان را در طول تاریخ نفی کرد». (صحیفه نور 14/ 264).
- «باید ماه محرم وصفر را زنده نگه داریم به ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام، که با ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام زتده مانده است این مذهب تا حالا، با همان وضع سنتی، با همان وضع مرثیه خوانی.. ما باید حافظ این سنت های اسلامی، حافظ این دسته جات مبارک اسلامی، که در روز عاشورا، در محرم وصفر، در مواقع مقتضی به راه می افتد تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند، محرم وصفر است که اسلام را نگه داشته است، فداکاری سید الشهدا سلام الله علیه است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق، واز طرف توده های مردم با همان ترتیب سابق که دستجات معظم ومنظم، دستجات عزاداری به عنوان عزاداری راه می افتاد. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنت ها را حفظ کنید. البته اگر جنانچه یک چیزهای ناروائی بوده است سابق ودست اشخاص بی اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها باید یک مقداری تصفیه بشود، لکن عزاداری به همان قوت خودش باید باقی بماند، وگویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند روضه را همانطور که سابق میخواندند ومرثیه را همانطور که سابق میخواندند بخوانند، ومردم را مهیا کنند برای فداکاری. این خون سید الشهدا است که خون های همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد، واین دستجات عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان می آورد، وبرای حفظ مقاصد اسلامی مهیا میکند. در این امر نباید سستی کرد..». (صحیفه نور 15/ 203- 204).
- «ما ملتی هستیم که با همین گریه ها یک قدرت 2500 ساله را از بین بردیم..». (صحیفه نور 16/ 210).
- «اگر قیام حضرت سید الشهدا سلام الله علیه نبود، امروز هم ما نمی توانستیم پیروز شویم، تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس سوگواری واین مجالس تبلیغ وترویج اسلام شد.. این محرم را زنده نگه دارید. ما هرچه داریم از این محرم است واز این مجالس.. اگر این مجالس وعظ وخطابه وعزاداری واجتماعات سوگواری نبود کشور ما پیروز نمیشد». (صحیفه نور 17/ 60- 62).
ودر وصیت نامه سیاسی -الهی خود آورده اند: « من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده وبه ملت عزیز ایران توصیه میکنم که .. واز آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار وبویژه سید مظلومان وسرور شهیدان حضرت ابی عبد الله الحسین صلوات وافر الهی وانبیاء وملائکه الله وصلحاء بر روح حماسی او باد هیچ گاه غفلت نکنند». (صحیفه نور 21/ 173).
بازدید دیروز : 153
کل بازدید : 62070
کل یاداشته ها : 225