عنوان نخستین زائر تنها بر مردی شریف و عارفی کامل یعنی صحابی بزرگ و برجسته، جابر بن عبد الله انصاری-رضوان الله علیه- منطبق است که به منظور زیارت قبر سید الشهدا(ع) از مدینه به کربلا رفت. بسیاری از علما تصریح کردهاند که او نخستین کسی است که عنوان زائر قبر حسین(ع) را کسب کرد؛ این شرافت و افتخار و ذخیره او را بس است.شیخ مفید گوید: و در روز بیستم آن ماه (صفر)... روزی است که جابر بن عبدالله بن حزام انصاری، صحابی رسولخدا(ص) برای زیارت قبر ابا عبدالله الحسین (ع) از مدینه به کربلا آمد؛ و او نخستین کس از مردم بود که آن حضرت را زیارتکرد.
و این مطلب را بسیاری از دانشمندان، از جمله شیخ طوسی، علامه حلی، شیخ رضیالدین حلی، کفعمی، مجلسی، محدثنوری و دیگران آوردهاند.
جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی در کربلا
جابر بن عبدالله انصاری همان صحابی جلیل القدری است که عبد الرحمن بن سابط دربارهاش میگوید: همراه جابر بودم که حسین بن علی(ع) داخل شد. در این هنگام گفت: هر کس دوست دارد به مردی از اهلبیت(ع) بنگرد، به وی نگاه کند. گواهی میدهم که من این سخن را از زبان رسول خدا(ص) شنیدهام.
او از اهل معرفت بود و چون توفیق شهادت در رکاب امام حسین(ع) نصیب وی نگشت، برای ابراز محبّت نسبت به آن حضرت و تجدید عهد و پیمان با ایشان و نیز برای اظهار مخالفت نسبت به سلطه حاکم، برای زیارت قبر شریف آن حضرت بار سفر بست.
شیخ ابو جعفر محمّد بن ابی القاسم، محمّد بن علی طبری از اعمش از عطیه عوفی چنین نقل میکند: همراه با جابر بنعبدالله انصاری برای زیارت قبر حسین(ع) حرکت کردم. چون به کربلا رسید، نزدیک ساحل فرات رفت و غسل کرد، آنگاه دوجامه به تن کرد و از همیانی، مقداری مشک برداشت و بر بدنش پاشید.
سپس با هر گامی که بر میداشت خدا را یاد میکرد، و چون به قبر نزدیک شد گفت: دستم را روی قبر بگذار ؛ و من گذاشتم. او روی قبر افتاد و غش کرد. من مقداری آب بر او پاشیدم و چون به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین(ع).
سپس گفت: آیا دوستی پاسخ دوستش را نمیدهد؟!؛ و افزود: تو چگونه میتوانی پاسخ دهی، و حال آنکه رگهای گردنت را بریدهاند و میان پیکر و سرت جدایی افتاده است. من شهادت میدهم که تو پسر خاتم پیامبرانی و پسر امیر مؤمنانی و پسر هم پیمان تقوا و فرزند هدایتی؛ پنجمین اصحاب کسایی؛ پسر سرور نقیبانی؛ پسرفاطمه برترین زنان جهانی، چگونه چنین نباشی و حال آنکه پرورده دست سرور پیامبرانی، و در دامن پارسایان پرورش یافتی و از پستان ایمان شیر خوردی و با اسلام از شیر بریده شدی. پس پاکیزه زیستی و پاکیزه مردی. اما دلهای مؤمنان در فراق تو ناخوش است، در حالی که در خوبی حال تو شک ندارد.
سلام و خوشنودی خداوند بر تو باد. من گواهی میدهم که تو به همان راهی رفتی که برادرت یحیی بن زکریا رفت.
آن گاه چشمها را دور قبر گرداند و گفت: سلام بر شما که در راه حسین(ع) فدا شدید و در رکابش جان باختید. گواهی میدهم که شما نماز را به پا داشتید و زکات را پرداختید، به معروف امر و از منکر نهی کردید. با کافران جهاد کردید و آن قدر خدای را عبادت کردید تا مرگتان فرا رسید. به خدایی که محمّد(ص) را به پیامبری برگزید سوگند که ما نیز در آنچه انجام دادید شریکیم.
عطیه گوید: به او گفتم: ای جابر چگونه؟ و حال آنکه ما در دشتی فرود نیامدیم و از کوهی بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم و اینگروه میان سرها و پیکرهایشان جدایی افتاده است. فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدهاند!
گفت: ای عطیه! از حبیبم رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: هر کس گروهی را دوست بدارد با آنان محشور میگردد و هر کس ازکار گروهی راضی باشد، با آنان شریک است. به خدایی که محمّد را به حقّ به پیامبری برگزید، نیّت من و نیّت یارانم بر آن کاری است که حسین(ع) و یارانش کردند.
مرا بهسوی خانههای کوفه ببر. چون پارهای راه رفتیم گفت: ای عطیه! گمان ندارم که پس از این سفر تو را ببینم، آیا میخواهی که تو را وصیّتی کنم؟ دوست بدار دوستدار آل محمد(ص) را تا هنگامی که دوستشان میدارد و دشمن بدار دشمن آل محمد(ص) تا هنگامی که دشمنشان میدارد؛ هر چند روزهدار و نمازگزار باشد. با دوستدار محمّد و آل محمّد(ص)مهربانی کن، چرا که اگر بر اثر گناه فراوان یک گامش بلغزد، با محبّت آنان گام دیگرش ثابت میماند (و جبران میگردد).دوستدار آنان به بهشت و دشمنانشان به دوزخ باز میگردند.
در این نقل چند نکته جای تأمل دارد:
1 . عظمت معرفت جابر؛ و این به خاطر معرفت بالایی بود که نسبت به منزلت اهل بیت محمد(ص) داشت.
2 . داشتن موضع مهم؛ آنجا که جابر، دشمنان امام حسین(ع) را در زمره ملحدان به شمار آورد.
3 . ادب جابر نسبت به ابا عبد الله(ع)؛ و این نتیجه کمال معرفت وی بود. از این رو میبینیم که نخست غسل میکند و سپس بدنش را با مشک خوشبو میسازد، آن گاه در هر گامی خدا را یاد میکند. پس از لمس قبر بیهوش میشود و سپس سه بار فریاد یا حسین سر میدهد. نیز فرازهای زیارتش نشانگر میزان معرفتی که نسبت به رسول خدا(ص) و جانشین و نوهاش دارد.
4 . از این نقل چنین استفاده میشود که جابر پس از زیارت به طرف خانههای کوفه رفت و از دیدارش با امام زین العابدین(ع) و دیگر اعضای خانواده حسین(ع) چیزی ذکر نشده است. تحقیق در این باره خواهد آمد.
سیّد بن طاووس کیفیت زیارت جابر از قبر ابا عبد الله الحسین(ع) و یاران با وفایش را به تفصیل آورده است که آن را به طورکامل در اینجا نقل میکنیم:
گوید: عطا گفت: روز بیستم صفر با جابر بن عبد الله همراه بودم. چون به غاضریه رسیدیم در نهر آنجا غسل کرد و لباسپاکیزه را که همراه داشت پوشید. آن گاه به من گفت: ای عطا! آیا عطری با خود داری؟ گفتم: مشک دارم. سپس سر و دیگر اعضایش را با آن خوشبو کرد و پیاده رفت تا نزد سر حسین(ع) رسید و سه بار تکبیر گفت و از هوش رفت.
چون به هوش آمد، شنیدم که میگوید: سلام بر شما ای خاندان خدا! سلام بر شما ای برگزیدگان خدا! سلام بر شما ای برگزیدگان از آفریدگانش! سلام بر شما ای سرور سروران! سلام بر شما ای شیرهای بیشه! سلام بر شما ای کشتیهای نجات! سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد، ای اباعبد الله!
سلام بر تو ای وارث علم انبیا! سلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خداوند! سلام بر تو ای وارث نوح، پیامبر خدا! سلام بر تو ایوارث ابراهیم، دوست خدا! سلام بر تو ای وارث اسماعیل، قربانی خدا! سلام بر تو ای وارث موسی، همسخن با خدا! سلام بر تو ای وارث عیسی، روح الله! سلام بر تو ای فرزند محمد مصطفی(ص)! سلام بر تو ای فرزند علی مرتضی! سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا! سلام بر تو ای شهید و پسر شهید! سلام بر تو ای کشته فرزند کشته! سلام بر تو ای ولی خدا و فرزند ولی او! سلام بر تو ای حجت خدا و فرزند حجّت او بر بندگانش!
گواهی میدهم که تو نماز را به پاداشتی و زکات را پرداختی و به معروف امر و از منکر نهی کردی، با پدر و مادرت نیک کردی،با دشمنانت جهاد کردی. گواهی میدهم که تو سلام را میشنوی و به آن پاسخ میدهی؛ و اینکه تو حبیب، دوست، نجیب،برگزیده، و پسر برگزیده خدایی.
تو را با شوق زیارت کردم، پس نزد خداوند از من شفاعت کن ای آقای من! من به وسیله جدّ تو، سرور پیامبران و پدرت سرورجانشینان و مادرت سرور زنان جهان نزد خداوند شفاعت میطلبم. خداوند کسانی که تو را کشتند و آنها را که بر تو ستمکردند و با تو دشمنی ورزیدند و کینهات را به دل گرفتند از اوّلین و آخرین لعنت کند.
آن گاه روی قبر خم شد و گونهها را به آن سایید و چهار رکعت نماز گزارد. سپس بر سر قبر علی بن الحسین(ع) آمد و گفت: سلام بر تو ای مولای من و پسر مولای من! خداوند قاتل تو را بکشد! خداوند آن را که بر تو ستم کرد بکشد! من با دوستی شما بهخداوند نزدیکی میجویم و از دشمنانتان نزد خداوند بیزاری میجویم.
سپس آن را بوسید و دورکعت نماز به جای آورد و رو به قبور شهیدان کرد و گفت:
سلام بر ارواح اقامت گزیده در کنار قبر ابا عبد الله(ع). سلام بر شما ای شیعیان خدا و شیعیان رسول او و شیعیان امیرمؤمنان و حسن و حسین! سلام بر شما ای پاکیزگان. سلام بر شما ای هدایتگران. سلام بر شما ای نیکان! سلام بر شما و بر فرشتگانی که پیرامون قبرهایتان میچرخند. امیدوارم خداوند ما و شما را در جایگاه رحمتش در زیر عرش جای دهد.
سپس کنار قبر عباس فرزند امیرمؤمنان(ع) آمد و ایستاد و گفت: سلام بر تو ای ابا القاسم! سلام بر تو ای عباس بن علی! سلام بر تو ای پسر امیر مؤمنان، گواهی میدهم که تو نصیحت فراوانکردی و امانت را ادا کردی و با دشمن خود و دشمن برادرت جهاد کردی. درود خداوند برروح پاکت و خداوند به تو پاداش بهترین برادر را عنایت فرماید.
پس دو رکعت نماز گزارد و به درگاه خداوند دعا کرد و رفت.
این زیارت حاکی از میزان عظمت و معرفت و منزلت والای این صحابی بزرگ است
http://www.shia-news.com/fa/news/28159/نخستین-زائر-مزار-حضرت-سیدالشهدا-علیه-السلام-که-بود-؟
مقتل نگاری عاشورا پیشینه،آسیب ها،راهکارها

درگفت وگو مجله شبستان اندیشه شماره 15 بااستادمحمدامین پورامینی
حجت الاسلام والمسلمین محمد امین پورامینی،از استادان حوزه علمیه قم واز پژوهشگران فعال در عرصه علوم اسلامی - بویژه تاریخ اسلام- است.تدریس درحوزه های علمیه قم و سوریه ، سفرهای تبلیغی فراوان به کشورهای عربی واروپایی،تالیف چندین کتاب در عرصه های گوناگون مارا بر آن داشت که پای سخنان ایشان بنشینیم، ودیدگاه های ایشان درباره ی مقتل نگاری،آسیب وراهکارها وپیشینه آن را جویا شویم.
.شبستان اندیشه: جناب استاد پورامینی، خیلی سپاسگذاریم ازاینکه وقت شریفتان را در اختیار نشریه شبستان اندیشه قراردادید.بحث ما درباره وقایع نگاری عاشورا وسیرتدوین مقاتل عاشورا وآسیب شناسی های موجوددراین عرصه است.اگرممکن است مقداری دراین باره برایمان سخن بگویید.
.استاد پورامینی:من هم ازشمامتشکرم.ازصدراسلام تاکنون باوجود دوجریان عمده روبرو بوده ایم: جریان حق وجریان باطل.این دوجریان پس ازرحلت رسول خدا(ص)با دو نام علوی واموی پیریزی و دنبال شد.عصرامام حسین(ع) نیزاین گونه بود و نمود بیشتری یافت. با شهادت حضرت سید الشهداء امام حسین (ع) نمود ونماد بیشتری یافت، گرچه شهادت آن بزرگوار از قبل معلوم بود، در کتاب ((کامل الزیارت)) ابن قولویه که کتاب معتبر ومشهورشیعی است ابوابی مربوط به خبردادن خداوند وپیامبران الاهی از شهادت امام حسین(ع) وجود دارد که نشان از عمق فاجعه دارد.
دربحث نقل حادثه عاشورا نیز باید گفت نخستین کس که دراین باره کتاب مقتل نگاشت اصبغ بن نباته ازدوستداران ویاران امیرمومنان (ع) بود.شیخ طوسی درکتاب (الفهرست) ازآن یاد می کند.البته این کتاب مفقودشده است ودر دسترس نیست. در اینکه چگونه اصبغ کتاب مقتل نوشته است وحال آنکه در جریان کربلا نامی از او نیست دو احتمال داده میشود، اول آنکه او از عمری طولانی برخوردار شده باشد، که به این مطلب تصریح نیز شده است، احتمال دوم آنست که او در وقت فاجعه کربلا زنده نبوده است، که در این صورت کتاب مقتل وی را باید مجموعه اخباری دانست که دلالت بر شهادت امام حسین (ع) مینماید، که این اخبار از زبان رسول خدا وامیر مؤمنان (ع) وحتی امام حسن (ع) وامام حسین (ع) صادر شده است، که به این نحو اخبار أخبار غیبیه میگویند ، پس ازاوافراد دیگری نیز به نگارش حوادث عاشورا روی آوردند و به نگارش مقتل اهتمام ورزیده اند که مرحوم آقابزرگ تهرانی درکتاب گرانسنگ (الذریعه) از برخی آنان نام برده است. بنده نام صد نفر از مقتل نویسان را در مقدمه (مقتل الامام الحسین (ع) ) آورده ام، ازجمله می توان به آثارابن سعد، طبری، ,ابن اعثم کوفی,، شیخ صدوق، ابن اثیر، ابوالفرج اصفهانی، ,ابن قولویه,، شیخ مفید، ,خوارزمی، ,ابن عساکر، ,ابن شهرآشوب، ,ابن نما,، مسکویه رازی، سید ابن طاووس اشاره کرد که جزو نخستین وقایع نگاران عاشورا بوده اند.
.شبستان اندیشه: بسیاری ازمردم درباره سند مقاتل می پرسند.آیادربحث سند وقایع عاشورا, باید همانند مباحث فقهی که سسلسه سند رابررسی می کنیم وبه قوت وضعف راویان اهتمام ویژه ای داریم وروایات ضعیف السند رانمی پذیریم,عمل کنیم، و یا آنکه درمسئله حوادث عاشورا ملزم به رعایت چنین چیزهایی نیستیم.
.استاد پورامینی: دراین بحث بایدچندمطلب راتوضیح دهیم اول آنکه ما مقتل مأثور داریم یانه؟.دوم آنکه کیفیت برخوردماباگزاره های تاریخی بایدچگونه باشد؟.درباره مطلب اول بایدگفت مادرباره عاشوراروایات فراوانی ازمعصومان(ع)داریم که پس ازبررسی می توانیم به آن هاتمسک کنیم؛مثلا بسیاری ازوقایع از زبان امام سجاد(ع)نقل شده است.شاید یکی ازحکمت های به همراه بردن أهل بیت توسط امام حسین (ع) ثبت وضبط وقایع وانتقال آن هابه نسل های دیگربوده است.بسیاری ازنقل های تاریخی دربارهی عاشورانیزازطریق خواهران,دختران وهمراهان امام حسین(ع) وبویژه حضرت زینب وام کلثوم مانقل شده است.اخیرا کتابی به نام(المقتل الحسینی المأثور) نوشته آقای شیخ محمدجوادطبسی چاپ شده که درآن هرآنچه معصومان(ع)درباره ی وقایع عاشورا نقل کرده اند گردآمده است.اماسخن درباره ی آن دسته ازمطالبی است که ازغیرمعصومان(ع)نقل شده است.مثلا حمیدبن مسلم برخی وقایع عاشورا رانقل کرده است، او در جمله یاران حق محسوب نیست، بلکه در جمله سپاه عمر سعد است، آیا به نقل او که متضمن عمق فاجعه ویا اعتراف است نباید عنایت شود؟ در باره فاجعه عاشورا کتاب های زیادی نوشته شده اند توسط عالمان وتاریخ نگاران شیعی وسنی نگاشته شده است ، باید با روش اجتهاد تاریخی با آنها برخورد کرد,، وقتی مطالب این کتاب هارادرکنارهم قرار می دهیم ازمجوع آن هامی توانیم حقایق مهمی راکشف کنیم.همانندآنکه امروزه دردایره ی آگاهی,، برای کشف حقایق یک قتل ویا سرقت,، شواهدواسناد مختلف راکنارهم می گذارند، وازمجموع آن ها اموری حتمی ومسلم می شود.بنابراین حتی اگردشمن هم آن مطالب راگفته باشد می توان آن هارامورد نظر دانست بلکه بایدآن را اعتراف واقرار به جنایت یاد کرد.مثلاعده ای پیش یزید می آیند ومی گویند:ما بر بدن حسین بن علی(ع)اسب تاخته ایم.مسلم است آن هادروغ نمی گویند واظهار این مطلب برای گرفتن جایزه ازیزیداست.حتی برای گرفتن جایزه بیشتر,شعری می خوانندکه درآن امام حسین(ع)وصفات اورامدح وتعریف کرده اند، اتفاقاً یزید می گوید: اگر این گونه است,پس چرااوراکشتید؟! ازاین رودرنقل حوادث تاریخی ومخصوصا وقایع عاشورا نیاز نیست همانند مباحث فقهی بحث سندی کنیم.چون درفقه می خوانیم حکم وجوب یاحرمت را استخراج واستنباط کنیم ونیاز به دقت درسندفراوان است.حتی درفقه فقها درمستحبات باتسامح درادله سنن به احادیث مراجعه می کنند وگاه روایات ضعیف رانیزمی پذیرند ومطلوبیت عمل راگرچه به نحو رجاءاستفاده می کنند، پس بایدتوجه کردکه روش استنباط تاریخی متفاوت از روش استنباط فقهی است.
وبرای شناخت کتب مقاتل باید مسایل خاصی رادرنظرگرفت، ,مثلا نویسنده کتاب (لهوف)سیدبن طاووس که کتاب اوازبهترین کتب دراین عرصه است,تصریح می کند که درمقام نوشتن کتاب مسند درباره ی مسیله ی عاشورانبوده بلکه می خواسته قضایای عاشورارابه نحو مختصر برای افرادی که قصدزیارت حضرت سیدالشهداامام حسین(ع)درکربلا داشته اندتوضیح دهد. همچنین اگرکتابی رامطالعه کردید و احساس کردید مطلب یامطالبی ازآن سست است بگونه ای نیست که اصل کتاب رابه نحوکلی ازاعتبار ساقط سازد, ومی توان بابرخورداری ازاطلاعت تاریخی باروش گزینشی باآن برخوردکرد.یاآنکه مثلادربرخی ازکتاب های تاریخی آمده است که یزید پس ازعاشورا ازکرده ی خودپشیمان شده است ومامطمئن بودیم که این ,دروغ است,، وجود این تکه غلط تاریخی خللی به اصل کتاب ودیگرمطالب صحیح آن وارد نمی سازد بلکه آن رابه تحلیل تاریخی وامی نهیم که این اظهار رپشیمانی ناشی ازتحمل شکست آنان ونرسیدن به مقصود است.ازاین رودراستنباط تاریخی بیشتربه تحلیل تاریخی نیازمندیم که باچینش گذاره هاودقت درآن ها بتوانیم نتیجه گیری درست کنیم.
.شبستان اندیشه:ماوقتی به مقاتل ابتدایی مراجعه کنیم حجم آن هاراکم می بینیم اما در اعصار بعدی مقاتلی باحجم 300یا400صحفه ای می یابیم بدون آن که برای برخی مطالب آن هاقرینه ای درکتب قدماوجودداشته باشد.آیامراجعه به این مقاتل واحیای نسخه های خطی آنهاپسندیده ومناسب است؟
.استادپورامینی:باید بررسی کنیم که علت مفصل شدن مقاتل چگونه بوده است. اگر علت, وجود مطالبی بدون ریشه واساس و ساختن ذهن مؤلف-مثل قضیه عروسی حضرت قاسم-است, آن را به دید نقادی می نگریم، وچنانچه سندی یاشاهدی دردست نبود رد کنیم.اماگاه مفصل شدن کتاب براثرگردآوری همه منابع وتبدیل آن به چیزی شبیه معجم است.مثلامرحوم محمودی کتاب (عبرات)را در دو جلد نگاشته وظاهرا به نقل ازعامه اکتفاکرده است.صرف مفصل بودن کتاب,دلیل جعلی بودن مطالب آن نیست.گاه مؤلف خواسته مثلاقضیه شهادت حضرت قاسم را از نقل های مختلف گردآوردتاخواننده قدرت مقایسه مطالب راداشته باشد.ازاین روخیلی نباید منفی نگربود؛ مگرآنکه کتاب ازاساس ضعیف باشد.
.شبستان اندیشه:اگربرایتان امکان داردبرخی ازمقاتل خوبی راکه درعصرمانوشته شده است,برای خوانندگان معرفی فرمایید.
.استادپورامینی:ازجمله کتابهای مفید دراین عرصه,کتاب«نفس المهوم»نوشته ی شیخ عباس قمی است که دردقت نقل ازآثارممتاز است.مقتل عبدالرزاق مقرم، ,مقتل سیدمحمد تقی بحرالعلوم، ومقتل مختصر شیخ عبدالزهرا کعبی ازمقاتل خوب ومفیداست.جدمامرحوم آیت الله شیخ محمد رضا طبسی نجفی مقتلی نوشته بودندو وصیت کردندکه ازثلث مالشان چاپ شود.یک بارخواب ایشان رادیدم وازجمله ازایشان پرسیدم درآن دنیا باشماچگونه رفتارکردند.گفت برماسخت نگرفتند ورفتیمِ ، بعد پرسیدم از کتابهایی که نوشتید کدامشان بدردتان خورد؟ گفتند: کتاب مقتل. با آنکه ایشان حدود پنجاه کتاب در زمینه مباحث فقهی اصولی تاریخی حدیثی اخلاقی کلامی دارد ولی گفتند کتاب مقتل امام حسین بدرد من خورد. جالب است بدانید که این کتاب آن زمان هنوز مخطوط بود وبه چاپ نرسیده بود بعدها جلد اول آن با تحقیق و پاورقی توضیحی اینجانب چاپ شد وهنوز جلد دوم آن چاپ نشده است؛ این خواب راخدمت آیت الله وحیدخراسانی نقل کردم.ایشان فرمود:این ازرویاهای صادقه است.به هر حال کتاب جدما آیت الله طبسی هم یکی از کتبی است که در این زمینه در دوره ما تالیف شده است.کتاب دیگر که خواندن آن را بسیار مفید می دانیم مجموعه شش جلدی «مع الرکب الحسینی من المدینه الی المدینه» است که ترجمه آن به همت انتشارات مرکز تحقیقات سپاه چاپ رسیده است. این کتاب از کامل ترین وجامع ترین کتب در این عرصه است وبه همت شش تن از پژوهشگران حوزه علمیه تالیف شده است که جلد ششم آن تألیف اینجانب است.
.شبستان اندیشه:جناب استادکمی اززندگی شخصی،علمی وآثارخودتان سخن بگویید.
.استادپورامینی:مطلب قابل ذکری ندارم.درسال1341به دنیاآمدم ودرسال1359به حوزه علمیه واردشدم.دروس ادبیات عرب ومقدمات رانزد مرحوم مدرس افغانی ، طالقانی ، فشارکی ودیگران خواندم ودردوره ی سطح ازاستادان:اشتهاردی،وجدانی،شب زنده دار، پایانی، ستوده، موسوی گرگانی، اعتمادی، راستی کاشانی وموسوی تهرانی، ودردرس خارج ازحضرات آیات: وحید خراسانی ،تبریزی، کوکبی، فاضل لنکرانی، بهجت وروحانی بهره بردم.درهیئت ونجوم به درس آیت الله حسن زاده آملی ودرتفسیربه درس آیت الله جوادی آملی رفتم.ازهمان دوره ی سطح کارهای قلمی داشتم.نخستین کتاب من با عنوان از جهاد تا شهادت درباره ی رزم و رزمنده وشهید وشهادت بود که در دوره جنگ تحمیلی برای رزمندگان نوشتم وتوسط انتشارات جامعه مدرسین تاکنون یازده بار چاپ شده است. «معجم احادیث امام مهدی » بااشراف آقای کورانی،جلدششم کتاب«مع الرکب الحسینی من المدینه الی المدینه، تحقیق مقتل امام حسین (ع) نوشته آیت الله طبسی ازجمله آنهاست. کتاب«بقیع الغرقد فی دراسه شامله »که تاریخ،علل تخریب واحادیث بقیع رابررسی می کند، «اسرارومعارف حج»که اصل آن ازآقای رفیعی قزوینی است وباتصحیح واضافات منتشرشد، کتاب«حجراسماعیل»که بخشی ازآن هم درمجله میقات حج چاپ شده بود، کتاب«الایام الشامیه» که تکمیل شده جلد ششم «مع الرکب الحسینی» است، وکتاب«الامام جعفرصادق رمز الحضاره الاسلامیه » و کتاب صلاه التراویح نیزبخشی ازآثارتالیفی من است که امیدوارم مفیدواقع شود.
شبستان اندیشه: به عنوان سخن پایانی اگر مطلبی به ذهن شریفتان می آید برای خوانندگان نشریه بفرمایید.
استاد پورامینی: به عنوان سخن پایانی عرض مى کنم که جنگ بین حق وباطل هنوز هم ادامه دارد، ابن عربی ناصبی (او غیر ابن عربی مشهور صاحب کتاب فصوص است) گفته بود: « ان الحسین قتل بسیف جده»، حسین با شمشیر جدش کشته شد!! آلوسی در تفسیر روح المعانی سخت به گوینده این سخن می تازد، امروز هم برخی این سخن را به نحوی دیگر تکرار میکنند، باید مراقب باشیم امام حسین (ع) محبوب شیعیان وحتی اهل سنت است، از یکی از علمای اهل سنت مصر که درس آموخته دانشگاه الأزهر است به نام شیخ مصطفی حمشه شنیدم که میگفت: مقام رأس الحسین موجود در قاهره را مردم آنجا بسیار دوست ومقدس می شمارند، گنبد این مقام نیاز به تعمیر پیدا کرد، با توجه به قدمت ساختمان وزارت اوقاف مصر بودجه ای اختصاص داد که گنبد را از اساس تخریب و از نو بسازند ، کارگران را که آوردند به هرکسی از آنان که گفتند که برو بالا و خراب کن نپذیرفت و میگفت: آیا من گنبد رأس الحسین (ع) را خراب کنم؟! هرگز؛ هرچه توضیح میداند که خراب میکنیم تا از نو بسازیم کسی نپذیرفت! سرانجام تصمیم گرفتند که گنبد را تعمیر کنند واز فکر خراب کردن کامل برای بازسازی منصرف شدند.
دیگر آنکه ما نتوانستیم آنچنان که باید وشاید نهضت امام حسین (ع) را شناخته وبشناسانیم وبهره بگیریم، ومیزان استفاده ما از این نهضت بزرگ اندک است، این نهضت ظرفیت عظیمی برای جذب همه دلهای عالم دارد، در سفری به شهر لایپزیگ آلمان از خانمی آلمانی (که همسر میزبان ما بود) پرسیدم چگونه شد که مسلمان شدی؟ گفت: وقتی که دبیرستان بودم یک روز برخی از همکلاسی هایم اهانت به امام خمینی کردند، من امام خمینی را نمی شناختم ولی آنان را می شناختم که افراد خوبی نبودند، به آنها گفتم آن کسی که مثل شما به او اهانت می کند باید انسان خوبی باشد! تصمیم گرفتم او را بشناسم، با استفاده از اینترنت نام او را سرچ وجستجو کردم فهمیدم او دانشمند و عالم بزرگ اسلامی است، تصمیم گرفتم که اسلام را بشناسم که به شناخت مذاهب گوناگون اسلامی و شخصیتهای آن رسیدم، وفهیدم که امام خمینی مرجع بزرگ شیعه است، برای شناخت شیعه به مطالعه تاریخی پرداختم تا به واقعه عاشورا وجریان امام حسین (ع) رسیدم، ماجرا را به دقت خواندم ، دقت وتأمل در بخشی از واقعه عاشورا تغییر شگرفی در من ایجاد کرد، وآن ماجرایی است که امام حسین (ع) فرزند کوچک خود را –علی اصغر- به دست گرفت ودر حال سخن با مردم بود که تیری به گلوی این فرزند خردسال اصابت کرد، آنجا امام حسین (ع) قطرات خون گلوی او را جمع وبه سوی آسمان پرتاب کرد که قطره ای از آن به زمین برنگشت، شگفتی من از این ماجرا باعث اسلام آوردن وشیعه شدن من گردید، این چه خونی بود که پرتاب شد و برنگشت؟!! بله، واقعه عظیم عاشورا در جذب دلها ظرفیت بسیار دارد، ومی تواند جامعه بشری را متحول سازد, و ما این ظرفیت را نشناخته و از آن نتوانسته ایم بهره بگیریم.
شبستان اندیشه: استاد، بسیار سپاسگزاریم که وقت شریفتان را در اختیار گذاشتید.
استاد پورامینی: من هم از شما وهمکارانتان سپاسگزارم.
شبستان اندیشه شماره 15 با انجام اصلاحات
شیعیان دیگر هوای نینوا دارند حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
حریم کعبه جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین
پیش روراه دیار نیستی کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند تا بجائی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب ورنه این بیحرمتیها کی روا دارد حسین
سروران،پروانگان شمع رخسارش ولی چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
سر به تاج زین نهاده راهپیمای عراق مینماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بیوفا دارد حسین
دشمنانش بیامان و دوستانش بیوفا با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت میکند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب میبندد به روی اهل بیت داوری بین با چه قومی بیحیا دارد حسین
بعدازاینش صحنههاو پردههااشکست وخون دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین
سازعشق است وبه دل هرزخم پیکان زخمهئی گوش کن عالم پراز شور و نواداردحسین
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم بلب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار کاندرین گوشه عزایی بیریا داردحسین
شعر از استاد شهریار
با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه





مجموعه کتاب های ( با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه) ، به تاریخ دوران امامت امام حسین ( ع ) و پیشامد های مربوط به باقیمانده خاندان پیامبر ( ص ) پس از شهادت امام تا بازگشت مجدد کاروان حسینی به مدینه را که با قیام عاشورا ارتباطی تنگاتنگ دارد می پردازد.
در این پژوهش دوران پنجاه ساله پس از رحلت پیامبر ( ص ) تا سال شصت هجری در گفتاری با عنوان ( جریان نفاق ، مطالعه ای در ماهیت و آثار آن مورد بررسی قرار گرفته است.
پژوهش ( با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه ) در 6 بخش تنظیم شده که هر کدام از این بخش ها توسط یکی از محققین گرد آمده است:
1- تاریخ وقایع حضور امام حسین ( ع ) در مدینه تا حرکت به مکه مکرمه .
2- تاریخ حضور امام حسین ( ع ) در مکه مکرمه.
3- تاریخ وقایع حرکت امام علی ( ع ) ار مکه تا کربلا.
4- تاریخ وقایع حضور امام ( ره ) در کربلا تا شهادت .
5- تاریخ وقایع کاروان حسینی پس از شهادت امام حسین ( ع ) تا رسیدن به شام .
6- تاریخ وقایع کاروان حسینی در شام و در فاصله شام تا ورود به مدینه.
این مجموعه درشش مجلد گرد آمده است. جلد اول از این مجموعه با عنوان ( امام حسین ( ع ) در مدینه منوره به تاریخ دوران حضور امام حسین (ع ) پس از شهادت امام حسن ( ع ) در مدینه ، تاریخ سفر آن حضرت از مدینه به ممکه پس از مرگ معاویه و تسلط یزید می پردازد.
جلد دوم این مجموعه با عنوان ( امام حسین (ع) در مکه مکرمه ) به دوران مکی نهضت حسینی می پردازد یعنی دورانی که امام حسین (ع) پس از اعلام خودداری از بیعت با یزید پس از مرگ معاویه در مکه اقامت گزید.
جلد سوم این مجموعه ( امام حسین ( ع ) و رویدادهای راه مکه تا کربلا ) نام دارد که به وقایع راه کاروان حسینی از مکه مکرمه تا کربلای معلا می پردازد.
چهارمین مجلد از مجموعه شش جلدی ( با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه ) با عنوان (امام حسین (ع) رویدادهای کربلا) به شرح حوادث دوره حضور امام ( ع ) در کربلا تا شهادت آن حضرت اختصاص دارد.
پنجمین و ششمین مجلد از این مجموعه با عنوان ( وقایع راه کربلا تا شام ) به وقایع نهضت حسینی پس از شهادت امام حسین ( ع ) می پردازد و ماجراهای مربوط به باقیمانده کاروان اهل بیت ( ع ) را در حرکت کاروان حسینی از کربلا به کوفه و شام را مورد مطالعه تحلیلی قرار می دهد.
این مجموعه توسط علی الشاوی ، نجم الدین طبسی ، محمد جواد و محمد جعفر طبسی ، عزت الله مولایی و محمد امین پورامینی نگاشته شده و توسط عبدالحسین بینش به فارسی ترجمه شده است.
مجموعه شش جلدی ( با کاروان حسینی ازمدینه تا مدینه ) توسط پژوهشگده تحقیقات اسلامی تهیه شده و علاقه مندان جهت تهیه آن می توانند با شماره تلفن 7730735-0251 تماس حاصل نمایند.
http://209.85.135.132/search?q=cache:EHPCQdC3C4kJ:jjtvn.ir/display_full.aspx%3Fdata_id%3D14356+%D9%86%D8%AC%D9%85+%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86+%D8%B7%D8%A8%D8%B3%D9%8A&cd=30&hl=fa&ct=clnk
|
بازدید دیروز : 153
کل بازدید : 62116
کل یاداشته ها : 225

